تنها چهار روز قبل از عروسی، زندگی باچان، یک افسر مالیات سختگیر، با بازگشت از تعلیق و واگذاری مأموریت حمله به خانه سیاستمدار قدرتمند و بی رحم موتیام جگایاه، چرخشی دراماتیک می کند و ...
داستان درباره گروهی از دوستان است که در یک شام دوستانه، ناخواسته اسرار پنهانی یکدیگر را فاش میکنند و این رویداد، روابط آنها را دستخوش تغییرات بزرگی میکند.
داستانی عشقی در قرن شانزدهم میلادی، درباره عشقی که بعد از یک وصلت با اهداف سیاسی، بین امپراطور بزرگ مغول «اکبرشاه» (هریتیک روشن) و «جودا» شاهزاده راجپوت، به وجود می آید.