
در آخرین فیلم صامت چاپلین، او در مقابل جامعه ی مدرن، عصر ماشین ها و پیشرفت بر می خیزد. در ابتدا او را می بینیم که دیوانه وار تلاش می کند تا با خط تولید سفت کردن پیچ و مهره ها همراه شود. او برای آزمایش با یک دستگاه تغذیه ی اتوماتیک انتخاب شده است اما اتفاقات ناگواری که پیش می آید باعث می شود تا رئیسش تصور کند که او دیوانه شده است و چارلی به یک بیمارستان روانی منتقل می شود...

یک نویسندۀ روشنفکر و دوره گرد، در سفر با پای پیادۀ خود به یک رستوران دورافتاده در بیابانی برهوت می رسد. پیشخدمت رستوران که دختر صاحب رستوران می باشد خیلی زود ارتباط صمیمانه ای با این تازه وارد برقرار میکند. در این اوضاع قانونشکنی به نام دوک مانتی که در تمامی ایالتهای آمریکا تحت تعقیب است به آنجا می آید و ...

دسامبر سال ۱۷۸۷ . كشتى بونتى از بندرى در انگلستان به مقصد تاهيتى حركت مى كند. همه انتظار سفرى خوش را دارند ، اما « ويليام بلاى » ( لاتن ) ، ناخداى مستبد ، رفتار بىرحمانهاى را در پيش مىگيرد و « فلچر كريستيان » ( گيبل ) ، معاون اول كشتى كه از اعمال خلاف ناخدا نيز خبر دارد ، رودر روى او مىايستد...

« اوتيس ب. دريفت وود » ( گروچو ) سعى دارد « خانم كلىپول » ( دومونت ) را به سرمايهگذارى در كار اپرا ترغيب كند. « تومازو » ( هارپو ) و « فيورلو » ( چيكو ) نيز وظيفهى خود مىدانند تا به موفقيت حرفهاى دو خوانندهى جوان « رزا كاستالدى » ( كارلايل ) و « ريكاردو بارونى » ( جونز ) كمك كنند...

در خانواده سطح متوسط "آدامز"، پدر و پسر از کار در داروخانه راضی هستند، اما مادر و "آلیس"، دختر خانواده از هر راهی برای بالا بردن سطح اجتماعی خود استفاده می کنند. وقتی "آلیس" در نهایت موفق می شود مرد رویاهایش را پیدا کند، مادرش پدر را وادر می کند تا مرد جوان را با یک شام خانوادگی سطح بالا تحت تاثیر قرار دهد...

"جری تراویس" شومن ای که برای "هوریس هاردویک" تهیه کننده ای در لندن کار می کند. شبی وقتی "جری" رقص جدید خود را در هتلی به نمایش می گذاشت باعث آزار و اذیت "دیل ترمونت" که در طبقه زیرین خواب بود شد. وقتی "دیل" به طبقه بالا رفت تا با "جری" جر و بحث کند، آن دو به یک دیگر علاقمند شدند ...

شبى توفانى در ژنو ، « مرى شلى » ( لنچستر ) ادامهى داستان « فرانكنستاين » را براى « پرسى شلى » ( والتن ) و « لرد بايرون » ( گوردون ) ، تعريف مىكند : مخلوق ( كارلوف ) موفق به گريز از دست گروه تعقيب گنندگان خشمگين مىشود و پس از چندى دكتر « پرتوريوس » ( تسيگر ) ، دانشمند خبيث از ؛ « فرانكنستاين » مىخواهد كه با او براى خلق مخلوقى مؤنث همكارى كند و همدمى براى مخلوق قبلى بيافريند.