
«بلانچ تيلر» (هريس)، احضارکننده ي حرفه اي ارواح است و در تظاهر به برقراري رابطه با روح خواهر مرحوم «جوليا رين برد» پولدار (نسبيت)، مي فهمد که چهل سال پيش «جوليا» خواهرش را مجبور کرده براي جلوگيري از رسوايي و بدنامي، فرزند نامشروعش را رها کند، و حالا حاضر است ده هزار دلار بدهد تا ردي از خواهرزاده اش پيدا کند...

در پي احتمال وقوع حمله ي نيروهاي سياره ي «مونگو» به زمين، «دکتر هانس زارکوف» فضاشناس (توپول) با تمهيدي «فلاش گوردون» (جونز) قهرمان فوتبال امريکايي و محبوبه اش، «ديل آردن» (آندرسن) را با خودهمراه مي سازد. آنان راهي مونگو مي شوند، که «امپراتور مينگ» ظالم (فون سيدو) بر آن حکم مي راند...

«لاری رایدر» (فاندا)، راننده مسابقات اتوموبیلرانی، مکانیک او، «دیک» (رورک)، و دختر شوخ و شنگی بهنام «مری» (جرج) با دزدیدن صد و پنجاه هزار دلار راهی کالیفرنیا میشوند. با رانندگی ماهرانه و دیوانهوار «لاری» و مجهز شدن اتوموبیل به یک سیستم رادیوئی برای شنود عملیات پلیس، دیگر هیچکس نمیتواند آنان را متوقف کند، اما در این بین رابطه «مری» و «لاری» آرامآرام خراب میشود. «فرانکلین» (مارو)، افسر پلیس، با استفاده از هلیکوپتر و ارسال پیامهای رادیوئی دروغین میکوشد آنان را به دام اندازد. در حالی که «لاری» به مسابقه جنون سرعت ادامه میدهد...