داستان درباره اشرف مروان تاجر و میلیاردر اهل مصر و همسر یکی از دخترهای جمال عبدالناصر است. او ارتباطات سیاسی زیادی داشت و برای سازمان های جاسوسی دشمنان ملتش کار میکرد.
کلویی گریدن ۲۰ ساله پس از انجام یک روش آزمایشی برای بازگرداندن شنوایی آسیب دیده خود، دچار توهمات شنوایی می شود که ظاهراً مربوط به ناپدید شدن مرموز مادرش است...