روبرتو روسولینی که روزی برای فاشیست ها فیلم میساخت،با ساخت سه گانه جنگ اش به نوعی اعلام برائت خود را از این ایدیولوژی اعلام کرد. بیانیه ای که با رم شهر بی دفاع کلید خورد،و با آلمان سال صفر نقطه بر پایانش قرار گرفت. روزی در رم شهر بی دفاع تجاوز آلمان ها را نشان داد و روزی در آلمان سال صفر نتیجه ی این تجاوز را. فیلم همچون دو اثر قبلی روسولینی ادامه دهنده ی نیورئالیسم میباشد و مولفه های این سبک به وضوح در اثر آشکار است. فیلم تماما در لوکیشن های واقعی فیلم برداری شده.در برلینی که همچون موجودی نیمه جان و ویران به سختی نفس میکشد و بازماندگان اش فرسنگ ها از تمدنی که پیش از جنگ به آن میبالیدند فاصله دارند و در بدویت کامل تنها هدفشان زنده ماندن است.روسولینی با گرفتن نماهای لانگ سعی در نشان دادن وخامت اوضاع شهر برای توجیه این عقب گرد انسانی به بدویت را دارد،همچون نام فیلم که آلمان را در سال صفر و شروع ساختن دوباره ی تمدن معرفی میکند.زیرا در شهری که سقفی برای پناه گرفتن در آن یافت نشود،جستن تمدن بیهوده است. دوربین روسولینی همچون یک ناظر بر وقایع،مستندوار مشقت وارده بر این مردم و نوجوان قهرمان داستان،ادموند را نشانمان میدهد. به طوری که که مونتاژ در فیلم جز چند مورد،به قرار گرفتن سکانس ها در کنار هم روی میز تدوین، که عمدتا از برداشت های بلند هم تشکیل شده اند،محدود میگردد. دوربین هیچگاه در یک بازه ی زمانی در دو موقعیت مکانی قرار نداشته و اتفاقات به کمک مونتاژ، به طور موازی روایت نمیشود،که این امر نیز به هرچه رئال تر شدن اثر کمک میکند. اما دو سکانس مونتاژی مهم که در بالا به آن اشاره شد در فیلم وجود دارد.سکانس هایی که در همان زمان باعث نشانه رفتن پیکان انتقاد مارکسیست های چپی به سمت روسولینی شد. اولی زمانیست که گرامافون شروع به پخش سخنان رایش سوم میکند،در این لحظه روسولینی با یک تدوین سریع دوربین را به بالای شهر برلین میبرد و ویرانه های این شهر را نمایش میدهد،تا به نوعی نتیجه ی جامع عمل پوشاندن به افکار هیتلر را نشان دهد. و دومین سکانس مونتاژی، سکانس اختتامیه فیلم است،جایی که ادموند پس از تحمل رنج فراوان و ترد شدن از همه جا،در بالای ساختمان متروکی که از آن نظاره گر حمل جنازه ی پدر اش است،به دلیل عذاب وجدان زیاد،قصد پایان دادن به این کابوس را دارد.در این لحظه روسولینی با گرفتن چند پلان کوتاه و تدوینی سریع و پخش موسیقی پر حجم تاثیر گذار، قصد دراماتیزه کردن هرچه بیشتر پایان قهرمان اش را دارد.هرچند که این دو سکانس بسیار زیبا و تکان دهنده هستند،اما به شیوه ی مرسوم کلاسیک و هالییودی پرداخت شده بودند و از ذات سینمای نیورئالیسم فاصله داشتند. از دیگر نکاتی که باعث شددر آن زمان به فیلم انتقاد شود و ضد نیورئالیسم بود،نشان دادن نفرت توده ی مردم از افکار حذب نازی بود.به طوری که روسولینی معتقد بوده مردم پیش از این جرأت انتقاد به حذب را نداشته اند و پس از پایان جنگ این مخالفت ها با دادن دشنام به حذب سر باز کرده است.چیزی که در آن زمان با انتقاد بسیاری از مردم آلمان مواجه شد،زیرا حفظ غرور ملی خدشه دار شده شان را همچنان در آرمان های حذب میجستند،چیزی که امروز رنگ باخته و دیگر از این منظر انتقادی به فیلم نمیشود،چون امروزه حفظ غرور ملی ژرمن ها در چیز دیگریست! حتی بررسی اثر از منظر لاکانی هم این نتیجه را میدهد که فیلم به ریشه های نیورئالیسم وفادار نبوده،زیرا سینمای نیورئالیسم، سینمای میل است، و میل همچنان ادامه داشته و پاسخی نمیابد،چونان که در پایان رم شهر بی دفاع هم مشاهده کردیم که میل به مبارزه همچنان ادامه داشته و گریزی از آن نیست،اما در این فیلم میل پاسخ میابد،با فانتزی مرگ و خودکشی،و روسولینی پاسخی برای فرار از میل(تحمل سختی ها و مشقت)میابد و آن مرگ است.
25
Javad.M
۱۰ سال پیش
این فیلم از جمله برجسته ترین فیلمهای نئورئالیسم تاریخ سینماست. اگر بخوام خیلی کوتاه راجب این سبک توضیح بدم،کشیده شدن همه ی اجزای فیلم به سمت واقعیت،استفاده از لوکیشن های طبیعی و نابازیگران بجای بازیگر حرفه ای،شکل مستند وار فیلم و القای حس جامعه،پایان باز برای فیلم ها و بیان زندگی روزمره از جمله ویژگی های مهم این سبک هستند.
4
dashakol777
۱۰ سال پیش
فیلم به این خوبی و شهرت دی وی دی ریپ؟ بابا بیخیال
5
darkheart00100
۱۰ سال پیش
صوفی از پرتو می راز نهان دانست
4
faridmehrabi2
۱۰ سال پیش
فیلم تصویر زنده ای از آلمان پس از جنگ رو نشون میده. سال صفر آلمان،که همه از صفر شروع کردند...در هر شکستی باید از صفر شروع کرد.
2
ha.taghizadeh90
۱۱ سال پیش
درامی تلخ که به خوبی رنجی را که شخصیت های فیلم در آن برهه زمانی برای گذران زندگی متحمل می شوند، به تصویر می کشد.
15
Foxy
۱۱ سال پیش
گفتم بد نیست این اطلاعات رو راجع به روسولینی بدونین
-بخاطر گرایش سیاسی و نزدیکیش به فاشیست ها چهره جنجالی ای محسوب میشه(بشخصه دلیل اسکار نگرفتنش رو همین میدونم)
-همسر اینگرید برگمن بود که ازش جدا شد و کلن اینگرید برگمن تو خیلی از فیلماش بازی کرده
-اسکورسیزی و فللینی از جمله کسایی هستن که از روسلینی الهام گرفتن تو کارشون
-فرانسو ترفو تو کایه دو سینما راجع بش نوشته بود "سفر به ایتالیا" را باید اولین فیلم مدرن تاریخ سینما دونست
3
Foxy
۱۱ سال پیش
خیلی خوش حالم که امروز چن تا فیلم خوب از ایتالیا گذاشتین که به نظرم یکی از غنی ترین سینماها رو داره
آلمان سال صفر بعد از روم شهر بی دفاع که جایزه بزرگ کن رو برای روسولینی ارمغان اورد تحسین شده ترین فیلم این فیلمساز فقید ایتالیایی هستش که یوزپلنگ طلایی لوکارنو و بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی هم بابتش گرفت.
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
خداست این فیلم
روبرتو روسولینی که روزی برای فاشیست ها فیلم میساخت،با ساخت سه گانه جنگ اش به نوعی اعلام برائت خود را از این ایدیولوژی اعلام کرد. بیانیه ای که با رم شهر بی دفاع کلید خورد،و با آلمان سال صفر نقطه بر پایانش قرار گرفت.
روزی در رم شهر بی دفاع تجاوز آلمان ها را نشان داد و روزی در آلمان سال صفر نتیجه ی این تجاوز را.
فیلم همچون دو اثر قبلی روسولینی ادامه دهنده ی نیورئالیسم میباشد و مولفه های این سبک به وضوح در اثر آشکار است.
فیلم تماما در لوکیشن های واقعی فیلم برداری شده.در برلینی که همچون موجودی نیمه جان و ویران به سختی نفس میکشد و بازماندگان اش فرسنگ ها از تمدنی که پیش از جنگ به آن میبالیدند فاصله دارند و در بدویت کامل تنها هدفشان زنده ماندن است.روسولینی با گرفتن نماهای لانگ سعی در نشان دادن وخامت اوضاع شهر برای توجیه این عقب گرد انسانی به بدویت را دارد،همچون نام فیلم که آلمان را در سال صفر و شروع ساختن دوباره ی تمدن معرفی میکند.زیرا در شهری که سقفی برای پناه گرفتن در آن یافت نشود،جستن تمدن بیهوده است.
دوربین روسولینی همچون یک ناظر بر وقایع،مستندوار مشقت وارده بر این مردم و نوجوان قهرمان داستان،ادموند را نشانمان میدهد. به طوری که که مونتاژ در فیلم جز چند مورد،به قرار گرفتن سکانس ها در کنار هم روی میز تدوین، که عمدتا از برداشت های بلند هم تشکیل شده اند،محدود میگردد.
دوربین هیچگاه در یک بازه ی زمانی در دو موقعیت مکانی قرار نداشته و اتفاقات به کمک مونتاژ، به طور موازی روایت نمیشود،که این امر نیز به هرچه رئال تر شدن اثر کمک میکند.
اما دو سکانس مونتاژی مهم که در بالا به آن اشاره شد در فیلم وجود دارد.سکانس هایی که در همان زمان باعث نشانه رفتن پیکان انتقاد مارکسیست های چپی به سمت روسولینی شد.
اولی زمانیست که گرامافون شروع به پخش سخنان رایش سوم میکند،در این لحظه روسولینی با یک تدوین سریع دوربین را به بالای شهر برلین میبرد و ویرانه های این شهر را نمایش میدهد،تا به نوعی نتیجه ی جامع عمل پوشاندن به افکار هیتلر را نشان دهد.
و دومین سکانس مونتاژی، سکانس اختتامیه فیلم است،جایی که ادموند پس از تحمل رنج فراوان و ترد شدن از همه جا،در بالای ساختمان متروکی که از آن نظاره گر حمل جنازه ی پدر اش است،به دلیل عذاب وجدان زیاد،قصد پایان دادن به این کابوس را دارد.در این لحظه روسولینی با گرفتن چند پلان کوتاه و تدوینی سریع و پخش موسیقی پر حجم تاثیر گذار، قصد دراماتیزه کردن هرچه بیشتر پایان قهرمان اش را دارد.هرچند که این دو سکانس بسیار زیبا و تکان دهنده هستند،اما به شیوه ی مرسوم کلاسیک و هالییودی پرداخت شده بودند و از ذات سینمای نیورئالیسم فاصله داشتند.
از دیگر نکاتی که باعث شددر آن زمان به فیلم انتقاد شود و ضد نیورئالیسم بود،نشان دادن نفرت توده ی مردم از افکار حذب نازی بود.به طوری که روسولینی معتقد بوده مردم پیش از این جرأت انتقاد به حذب را نداشته اند و پس از پایان جنگ این مخالفت ها با دادن دشنام به حذب سر باز کرده است.چیزی که در آن زمان با انتقاد بسیاری از مردم آلمان مواجه شد،زیرا حفظ غرور ملی خدشه دار شده شان را همچنان در آرمان های حذب میجستند،چیزی که امروز رنگ باخته و دیگر از این منظر انتقادی به فیلم نمیشود،چون امروزه حفظ غرور ملی ژرمن ها در چیز دیگریست!
حتی بررسی اثر از منظر لاکانی هم این نتیجه را میدهد که فیلم به ریشه های نیورئالیسم وفادار نبوده،زیرا سینمای نیورئالیسم، سینمای میل است، و میل همچنان ادامه داشته و پاسخی نمیابد،چونان که در پایان رم شهر بی دفاع هم مشاهده کردیم که میل به مبارزه همچنان ادامه داشته و گریزی از آن نیست،اما در این فیلم میل پاسخ میابد،با فانتزی مرگ و خودکشی،و روسولینی پاسخی برای فرار از میل(تحمل سختی ها و مشقت)میابد و آن مرگ است.
این فیلم از جمله برجسته ترین فیلمهای نئورئالیسم تاریخ سینماست.
اگر بخوام خیلی کوتاه راجب این سبک توضیح بدم،کشیده شدن همه ی اجزای فیلم به سمت واقعیت،استفاده از لوکیشن های طبیعی و نابازیگران بجای بازیگر حرفه ای،شکل مستند وار فیلم و القای حس جامعه،پایان باز برای فیلم ها و بیان زندگی روزمره از جمله ویژگی های مهم این سبک هستند.
فیلم به این خوبی و شهرت دی وی دی ریپ؟ بابا بیخیال
صوفی از پرتو می راز نهان دانست
فیلم تصویر زنده ای از آلمان پس از جنگ رو نشون میده. سال صفر آلمان،که همه از صفر شروع کردند...در هر شکستی باید از صفر شروع کرد.
درامی تلخ که به خوبی رنجی را که شخصیت های فیلم در آن برهه زمانی برای گذران زندگی متحمل می شوند، به تصویر می کشد.
گفتم بد نیست این اطلاعات رو راجع به روسولینی بدونین
-بخاطر گرایش سیاسی و نزدیکیش به فاشیست ها چهره جنجالی ای محسوب میشه(بشخصه دلیل اسکار نگرفتنش رو همین میدونم)
-همسر اینگرید برگمن بود که ازش جدا شد و کلن اینگرید برگمن تو خیلی از فیلماش بازی کرده
-اسکورسیزی و فللینی از جمله کسایی هستن که از روسلینی الهام گرفتن تو کارشون
-فرانسو ترفو تو کایه دو سینما راجع بش نوشته بود "سفر به ایتالیا" را باید اولین فیلم مدرن تاریخ سینما دونست
خیلی خوش حالم که امروز چن تا فیلم خوب از ایتالیا گذاشتین که به نظرم یکی از غنی ترین سینماها رو داره
آلمان سال صفر بعد از روم شهر بی دفاع که جایزه بزرگ کن رو برای روسولینی ارمغان اورد تحسین شده ترین فیلم این فیلمساز فقید ایتالیایی هستش که یوزپلنگ طلایی لوکارنو و بهترین فیلمنامه و بهترین کارگردانی هم بابتش گرفت.