من اصلا خوشم نیومد از این فیلم یکم خاص بود ولی چیزی نداشت و با نظر رامین رحیمی موافقم
3
ilia.soofi
۷ سال پیش
با روی کار آمدن کیفیت FULL HD و تکنولوژی های نوین فیلم برداری مانند ۳D و همچنین جلوه های بصری فرا طبیعی،چشم و گوش مخاطب را مسدود کرده و وی را مسحور خود کرده است،گویی که مخاطب امروزی گرایش خود را عوض کرده اند و گویی سرشان درد میکند برای دیدند صحنه های اکشن و زد و خورد های به سبک Mission: Impossible ای،آن هم با تصویر ۳D و کیفیت ماورایی FULL HD... به همین ترتیب با روی کار آمدن چنین تکنولوژی های مسحور کننده ای،باید هم این توقع را داشت که مخاطب امروزی برداشتش از سینما،"خوش گذرانی" و "هیجان" و "لذت بردن" باشد و دیگر خواهان فیلم های "کم تحرک" و "معناگرا" نباشد.در واقع مخاطبان امروزی ترجیح میدهند،تصاویر ۳D و جالب را با چشمان خود (بعد ظاهری و سطحی) ببینند تا اینکه "پیچیدگی های معنایی" فیلم،با مغز و فکرشان بازی کند...اینگونه است که امروزه "سینما دوستان واقعی" بسیار افت پیدا کرده است و سینما تبدیل شده است به جایی برای خندیدن و گذراندن تعطیلات...!
3
ilia.soofi
۷ سال پیش
بعد از یک ماه دوری از سینما برای بار سوم این شاهکار بی بدیل سینما رو دیدم و دوباره بر هنر هفتم و برگمان ایمان اوردم
بعضی از افراد هنرمند به دینا میان برگمان هم از اون دسته افراد بود جهان بینی رو نگاه کن شما
0
arashnoorbakhsh
۸ سال پیش
بهترین فیلمی تو عمرم دیدم نمیتونم توصیفش کنم
3
arashnoorbakhsh
۸ سال پیش
عشق کامل ترین نقص دنیاست
1
farhanwillmadeit
۸ سال پیش
شاهکار... فیلم سختی شاید باشه برای خیلی ها و ترجمه ش هم فوق العاده بده. جمله بندی کتابی داره و مخاطب فکر میکنه دیگه فیلم خیلی عجیب و غریبه.
2
hamidmahmoudi
۸ سال پیش
برا اولین بار تو زندگیم،فیلمی دیدم که منو تحت تاثیر قرار داد! شاید به جرات یکی از پنج فیلم برتر تاریخ فیلمی با مضمون فوق العاده عالی دیالوگای فوق العاده سنگین که واقعا نصف جذابیت فیلم به دیالوگاش بود. این فیلمو هرکی ندیده،بره بشینه ببینه که همه عمرش بر فناست:))
5
a.ataie78
۸ سال پیش
با دیدن هیچ فیلمی نظیر این فیلم مرگ رو تا این اندازه احساس نکردم. محیطی طاعون زده و تاریک و آدمایی با شخصیت ها و نظرات کاملا متفاوت که سایه مرگ روشون حکم فرمایی میکنه. واقعا هیچ کسی غیر از برگمان فقید نمیتونه همچین فیلمی بسازه
0
Hamid ghandi
۸ سال پیش
چی بگم در وصف برگمن کی میتونه چیزی بگه؟؟؟
3
Sorooshhadibagi45
۸ سال پیش
مهره هفتم بی نظیرترین اثر برگمان
تحلیل فیلم
برگمان در مهره هفتم َجدا از ارایه ی شاهکاری هنری پارادکس شگفت انگیزی رو هم خلق کرده است.مدیومی در نهایت مدرن و سبکی غیر مدرن قرون وسطایی رو به کار برده است.و مهم تر اینکه مهره هفتم یکتوتن تانتسسنتی است که طی آن تندیس تمثیلی مرگ(مثل راهبه ها سیاه پوش است)ساعت شنی و داس به دست زیر آسمان تیره و طوفانی رقص نهایی شخصیت فیلم رو رهبری می کند.و یکی دیگر از نکات این است که برگمان یک واقعیت شمایلی تمثیلی رو به ما عرضه می دهد. برگمان از کاراکترهای قرون وسطایی خود چندین معادل سازی مدرن و آشکار رو مد نظر قرار میده:هراس آنها از طاعون روز رستاخیز و ستاره ای است که نامش افسنطین است.حالا ترس ما ینی مخاطب شکل دیگری دارد ولی کلمات تفاوتی نمی کنند و سوال همچنان باقی است.طاعون ما ریشه ای و درونی است.همچنین ما نظامیان و کشیشان خود رو داریم که برگمان اون هارو کمونیسم و کاتولیسیسم می نامد. برگمان با بیانی سینمایی این رویه سنگ قبر را در قاب تصاویرش با فضاهای عظیم تیره و تاریک و اغلب با استفاده از دیزالوهایی ملایم از نمای به نمای دیگر نشان می دهد. به نظرم مهره هفتم برای ما خدا رو می یابد یا اقلا قطعیت دیگری نسبت به مرگ نشان می دهد.البته نه در ستاره ی افسنطین یا در مراسم پر رنج و عذاب مذهبی و تصلیب بلکه در زندگی ساده بازیگر و شعبده بازی موسوم به یوف(ژوزف)همسر وی میا(مریم)و فرزندشان و چنان گویی معادلی برای خانواده مقدس ارایه می دهد که خیلی آشکارتر یوف در نمایش طعنه آمیز و پانتومیم وار دسته بازیگران نقش مردی رو بازی می کند که همسرش به او وفادار نیس. بازی شطرنج فکر محوری فیلم است و بیشتر تمثیل های ضمنی فیلم از جمله قلعه(رخ)شوالیه و یا هشت مرد شجاع(پیاده)که دخترک جادوگر را می سوزانند القا می نمایند.بازی شطرنج همچنین با نمایش گروه بازیگران دوره گرد نیز خوب جور می شود.در ضمن مطابقت های ویژه ای هم وجود دارد شوالیه در واقع مهره پادشاه شطرنج است که توسط صلیبش قابل تشخیص است. در کل فیلم مهره هفتم به نظرم داستان تقدیر است و بهترین اثر برگمان امتیاز ۹.۵/۱۰
1
علی
۸ سال پیش
فیلم شعار بود یعنی فیلم از موضع کارگردان بود...فیلم داستانی رو روایت نمیکرد فقط ادم ها و شخصیت ها که تبدیل به نماد شده بودن در جایگاهی قرار میگرفتن که حرف های زیبا بزنن;دیالوگ هایی که حرف نداشتن... من معتقدم اگه یه فیلم داستانی رو روایت نمیکرد(که در حالت کلی از فرم و محتوا خارج میشه) هر چند شعاری شد ولی میتونه فیلم تقریبا خوبی بشه در صورتی که شعار ها حرفی برای گفتن داشته باشند مثل این فیلم....برگمان اگه میخواست این حرف ها روروی کاغذ بیاره و به خواننده بگه باعث بی حوصلگی و یا شاید بد فهمی میشد برای همین از سینما استفاده میکنه با این که فیلمش هیچ داستان خوبی نداره ولی میشه حرف هاش رو فهمید و استفاده کرد که خیلی مهمه....نمرم به این فیلم ۶.۵
2
mt2lhd
۸ سال پیش
دیالوگ های فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شدند و فیلم تاثیرات پوچ روی عوام رو نمایش میده و هر کدوم از ما میتونیم شوالیه باشیم که دنبال پاسخی معنا دار بین پوچی بی انتهای عقاید عوامی هستیم اما هیچ پاسخی وجود نداره....
0
stingsteveborden8
۸ سال پیش
داستان شهسواری را بازمیگوید که از جنگ های صلیبی اروپای طاعون زده بازآمده است. وقتی مرگ، به هیئت آدمی، برای ستاندن جان او می آید، شهسوار او را به مبارزه در بازی شطرنج دعوت میکند که بارها در طول فیلم تکرار میشود. اگرچه او ناگریز از شکست در بازی است، با این بازی زمان بیشتری به دست می آورد تا در برابر دهشتی که در زندگی اش با آن مواجه بوده معنایی بجوید و بکوشد جایگاه خدا در چنین جهانی را دریابد. فیلم به مانند آموزگاری نمونه بیشتر از اینکه پاسخ دهد و اقناع کند، سوال طرح میکند که به تعبیر پامرلو سوال های بسیار خوبی هستند.
2
somebody
۸ سال پیش
درود فیلم در کنار هویت های حقیقی که از انسان و بشر به مخاطب معرفی میکنه ومفاهیمی مثل توتم پرستی و مذهب و تفاوت ها رو درکنار نگاه به مرگ قرار میده،عملا یک سکانس بد داره که باعث از بین رفتن ماهیت معنوی کاراکتر مرگ میشه فیلم در ابتدا مرگ رو با دریا معرفی میکنه که شاید بهترین راه برای معرفی اون بوده،مرگ در ابتدای فیلم به ساحلی گاه آرام و گاه صخره ای نسبت داده میشه که به امواج(زندگی افراد)یا بشکل آرام(برخورد امواج آرام با ساحل همواره)یا بشکل پرتلاتم(برخورد امواج ب صخره های سخت)پایان میده.تا اینجا یک پردازش کارکتری بی نظیری از مرگ داریم که در نوع خودش در پنج دقیقه ی ابتدایی بدون کوچکترین دیالوگ پرداخت میشه.این یعنی تکنیک و عمق شناسی کارگردان و عملا یک دیدگاهمعنوی از مرگ رو داریمو در طول فیلم همینطور میمونه،مرگ در طول سفر بدون قضاوت و طرف خارج افراد،توتم پرستی روستاییان و بالاتر از همه دیده میشه(بطوری بالاتر که شوالیه متوجه نشد که نقشه ی آینده ی شطرنج رو داره بمرگ میده)تا اینجا شد دیدگاه معنوی اما برگمان یک سکانس میگیره از مرگ که درخت رو میبره تا موزیسین از بالای درخت بیوفته و بمیره در این پلان و با مضحک نشون دادن ماجرا کاملا ضد هویت معنوی معرفی شده عمل کرده و به مرگی که با این حجم از اطلاعات بما معرفی میکنه رو مادی کرده و این باعث شده تاثیر گذاری مرگ در ناخوداگاه مخاطب غیر جدی و بیهوده بشه وبنابرین پلان پایان فیلم بیش از اونچیزی که هست شعاری بنظر برسه(با این که پلان پایانی با حذف این سکان هم همچنان خالی از ضعف نیست ولی اگر این سکانس ب نحو دیگری اجرا میشد پایانبندی (که بشدت ب مرگ وابستست) شعارزده و بسته تر از این نمیشد) با این وجود فیلم هنوز ضعف های دیگه ای داره ولی برای آشنایی با سینمای برگمان نمیشه این فیلمو ندید و البته امثال این اشتباهات برگمان دیگه تکرار نشد
1
behnam
۸ سال پیش
دو سال پیش این حرفو زدم: دوس دارم ببينمش ولی حيف ك سيا سفيده
حرف الان من:
غلط خوردم
الانم دارم اهنگ غلط کردم غلط چاووشی رو گوش میدم
2
ahmad.kh.77.0505002
۸ سال پیش
وقتي جوان بودم خيلي از مردن ميترسيدم، اما الان فكر ميكنم مرگ يك قاعدهي بسيار بسيار معقول است. مردن، مثل چراغي است كه خاموش ميشود. نبايد در مورد آن زيادي سروصدا به پا كرد.
برگرفته از مقالهاي به قلم مروين روتشتاين به مناسبت درگذشت برگمان
0
اشکان امانت
۸ سال پیش
کار برگمان عجیب نیست اشعار و سوالات خیام از ماهیت دنیا عجیبتره
2
مهدی سلحشکری
۸ سال پیش
بعد از پازولینی کبیر ایشونم شاعر سینماست درود بر روح پر فتوحشون
0
parsa.allein
۸ سال پیش
از بهترین فیلم‌های معناگرایانه‌ی تاریخ هرچی بیشتر این فیلمُ ببینید و درباره‌ش فکر کنید ، مفاهیم عمیق‌تری ازش برداشت میکنید اگه دنبال سرگرم شدن و وقت گذروندن هستید اصلا سراغش نرید
0
امیر رضا قائمی
۸ سال پیش
آیت الله العظمی اینگمار برگمن - اعلی الله مقامه الشریف -
1
mohammadkouhestani69
۸ سال پیش
متاسفانه من بار اول که این اثر رو تماشا کردم امتیاز هشت رو دادم ولی با تماشای دوباره باید بگم این اثر لایق نمره کامل هست ده از ده
4
amirhoushiar
۸ سال پیش
برشی از کتاب رومن به روایت پولانسکی صفحه ۱۵۷-۱۵۸
بازی های ضعیف و بی رمق ، فیلم برداری حساب شده و دیالوگ های خشک و بی مزه مشخصه ی این فیلم بود. با یکبار دیدن نمی توانستم درکش کنم ، برایم زیادی پیچیده بود.به نظر میرسید که برگمان یک قاعده کلی را دنبال میکند : هیچ موضوعی نباید راحت فهمیده شود ، هر چه کسالت آور و یکنواخت تر بهتر. استعداد استثنایی اش در آن بودکه می توانست تماشاگرش را قانع کند که نمی تواند لایه های پیچیده ی فیلم را درک کند.انگار که وقتی تماشاگر چیزی نمی فهمید ، امتیازی برای او بود.
1
جعفر مولائی
۸ سال پیش
مهر هفتم یعنی مهر آخر و ...
0
ptbo.2000
۸ سال پیش
.God is a concept, by which we measure our pain John Lennon
3
rahimi_ramin
۸ سال پیش
ایجور فیلما به لحاظ محتوی بسیار قوی هستن اما از نظر فرم و شیوه روایت کسل کننده هستن و شخصا ترجیح میدم نقد این فیلما رو بخونم تا این که تماشا کنم و بگم کی تموم میشه پس؟؟
0
rezaeasport
۸ سال پیش
چقدر این فیلم به من چسبید . درود به شرفت
2
behzad khajat
۸ سال پیش
من اون قدر این فیلم رو دوست دارم که سه بار دانلودش کردم !
1
Sedigheabsangeref
۸ سال پیش
عجب شاهکاری بود پیشنهاد میکنم بعد از دیدن فیلم نقد فیلم را هم بخونید شاهکاری بی بدیل من از ۱۰ به این شاهکار ۹ دادم ایکاش الانم برگمانی میداشتیم
6
Mostafa.sandman
۹ سال پیش
کمی تا قسمتی اسپویل آنتونیوس:‌ می‏خواهم تا جایی که برایم ممکن است با شما صادقانه سخن بگویم، اما قلب من تهی است. مرگ: پاسخی نمی‏دهد. آنتونیوس: این خلأ، چون آیینه‏ ای در برابر من است. می‏توانم خود را در آن بنگرم، حس می‏کنم از تنفر و ترس لبریزم.
مرگ: پاسخی نمی‏دهد. آنتونیوس: به ‏خاطر بی‏ تفاوتی‏ ام در برابر دیگران، منزوی شده ‏ام. حال در دنیای ارواح زندگی می‏کنم. اسیر رؤیاها و تخیلات شده ‏ام.
مرگ: و هنوز هم قصد مردن نداری؟ آنتونیوس: آری دارم! مرگ: و منتظر چه هستی؟ آنتونیوس: آگاهی، می‏خواهم آگاه شوم. مرگ: در جستجوی یقین و اطمینان می‏باشی. آنتونیوس: هرچه می‏‏خواهید آن‏را بنامید. این واقعاً ناممکن و باورنکردنی است که خدا را بتوانیم با حواسمان درک کنیم؟ چرا او باید در هاله‏ ای از وعده‏ های ناقص و معجزاتی نامعلوم، پنهان شده‏ باشد؟
مرگ: پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: چگونه می‏توانیم آنهایی را که ایمان دارند باور کنیم در حالی‏که خود را باور نداریم. بر آن دسته از مردم که مایلند باور داشته ‏باشند اما نمی‏توانند، چه خواهد رفت و بر آن دسته که نه می‏خواهند باور داشته ‏باشند و نه می‏توانند چه؟
شوالیه با سکوت، منتظر پاسخ می‏ماند. اما کسی سخنی نمی‏گوید. سکوتی کامل برقرار می‏شود.
آنتونیوس: چرا نمی‏توانم خدای درون را بکشم؟ چرا او به حضور در این دنیای محنت‏ بار و حقیر ادامه می‏دهد؟ کفر می‏گویم و می‏خواهم با انگشتانم او را قطعه قطعه از قلبم بیرون بکشم. چرا علی‏رغم همه اینها، او وهمی واقعی است که من قادر نیستم خود را از او برهانم؟ به من گوش می‏کنیـد؟
مرگ: گوش می‏کنم! آنتونیوس: من معرفت می‏خواهم نه ایمان، نه انگاشت، معرفت! می‏خواهم خدا دستش را بر من بگشاید. خود را بر من آشکار کند و با من سخن بگوید.
مرگ: اما او خاموش است! آنتونیوس: من او را در تاریکی صدا کرده ‏ام اما به نظر کسی آنجا نیست. مرگ:‌ شاید کسی آنجا نیست! آنتونیوس: پس زندگی خوفناک است. هیچ‏کس نمی‏تواند در انتظار مرگ زندگی کند و بداند که همه‏ چیز، هیچ است. مرگ: بیشتر مردم هرگز به فراسوی مرگ و پوچی زندگی نمی ‏اندیشند. آنتونیوس: اما روزی نوبت آن‏ها نیز خواهد رسید و در مقابل تاریکی قرار خواهند گرفت. مرگ: حال تا آن روز برسد! آنتونیوس: در بطن ‏‏ترس‏هایمان تصویری می‏سازیم و آن‏را خدا می‏نامیم.
0
stingsteveborden8
۹ سال پیش
۱۰ دادم که جز این نمره چیز دیگه ای نمیشه گفت. توجه کنید به ایجاد ترس و تنبیه و کنترل در مردم برای باورداشت.
5
samaneh524
۹ سال پیش
معمولا به دو دلیل یک فیلم رو برای دفعات دوم یا بیشتر تماشا می کنیم: یا از فیلم خیلی لذت بردیم یا اینکه فیلم ابهامات زیادی برای ما داره برای من در مورد مهر هفتم هر دو مورد باعث شده باز هم قصد تماشای فلیم رو داشته باشم
1
alibox245
۹ سال پیش
mishe yeki filmo bara man tozih bede man hichi nafahmidam
135
saeedmolavi95
۱۱ سال پیش
فیلم های اینگمار برگمان سفره ای است که هرکس به اندازه وسع خویش از آن بهره میبرد
51
mzn.mahdi
۱۱ سال پیش
وای وای وای!
همون اولش آدم رو به شعف میاره
" تو کی هستی؟
من مرگم!!! "
سرنوشت گریزناپذیر آدمی.
عالیه
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
من اصلا خوشم نیومد از این فیلم یکم خاص بود ولی چیزی نداشت و با نظر رامین رحیمی موافقم
با روی کار آمدن کیفیت FULL HD و تکنولوژی های نوین فیلم برداری مانند ۳D و همچنین جلوه های بصری فرا طبیعی،چشم و گوش مخاطب را مسدود کرده و وی را مسحور خود کرده است،گویی که مخاطب امروزی گرایش خود را عوض کرده اند و گویی سرشان درد میکند برای دیدند صحنه های اکشن و زد و خورد های به سبک Mission: Impossible ای،آن هم با تصویر ۳D و کیفیت ماورایی FULL HD... به همین ترتیب با روی کار آمدن چنین تکنولوژی های مسحور کننده ای،باید هم این توقع را داشت که مخاطب امروزی برداشتش از سینما،"خوش گذرانی" و "هیجان" و "لذت بردن" باشد و دیگر خواهان فیلم های "کم تحرک" و "معناگرا" نباشد.در واقع مخاطبان امروزی ترجیح میدهند،تصاویر ۳D و جالب را با چشمان خود (بعد ظاهری و سطحی) ببینند تا اینکه "پیچیدگی های معنایی" فیلم،با مغز و فکرشان بازی کند...اینگونه است که امروزه "سینما دوستان واقعی" بسیار افت پیدا کرده است و سینما تبدیل شده است به جایی برای خندیدن و گذراندن تعطیلات...!
بعد از یک ماه دوری از سینما برای بار سوم این شاهکار بی بدیل سینما رو دیدم و دوباره بر هنر هفتم و برگمان ایمان اوردم
بعضی از افراد هنرمند به دینا میان برگمان هم از اون دسته افراد بود جهان بینی رو نگاه کن شما
بهترین فیلمی تو عمرم دیدم نمیتونم توصیفش کنم
عشق کامل ترین نقص دنیاست
شاهکار...
فیلم سختی شاید باشه برای خیلی ها و ترجمه ش هم فوق العاده بده. جمله بندی کتابی داره و مخاطب فکر میکنه دیگه فیلم خیلی عجیب و غریبه.
برا اولین بار تو زندگیم،فیلمی دیدم که منو تحت تاثیر قرار داد!
شاید به جرات یکی از پنج فیلم برتر تاریخ
فیلمی با مضمون فوق العاده عالی دیالوگای فوق العاده سنگین که واقعا نصف جذابیت فیلم به دیالوگاش بود.
این فیلمو هرکی ندیده،بره بشینه ببینه که همه عمرش بر فناست:))
با دیدن هیچ فیلمی نظیر این فیلم مرگ رو تا این اندازه احساس نکردم. محیطی طاعون زده و تاریک و آدمایی با شخصیت ها و نظرات کاملا متفاوت که سایه مرگ روشون حکم فرمایی میکنه. واقعا هیچ کسی غیر از برگمان فقید نمیتونه همچین فیلمی بسازه
چی بگم در وصف برگمن کی میتونه چیزی بگه؟؟؟
مهره هفتم بی نظیرترین اثر برگمان
تحلیل فیلم
برگمان در مهره هفتم َجدا از ارایه ی شاهکاری هنری پارادکس شگفت انگیزی رو هم خلق کرده است.مدیومی در نهایت مدرن و سبکی غیر مدرن قرون وسطایی رو به کار برده است.و مهم تر اینکه مهره هفتم یکتوتن تانتسسنتی است که طی آن تندیس تمثیلی مرگ(مثل راهبه ها سیاه پوش است)ساعت شنی و داس به دست زیر آسمان تیره و طوفانی رقص نهایی شخصیت فیلم رو رهبری می کند.و یکی دیگر از نکات این است که برگمان یک واقعیت شمایلی تمثیلی رو به ما عرضه می دهد.
برگمان از کاراکترهای قرون وسطایی خود چندین معادل سازی مدرن و آشکار رو مد نظر قرار میده:هراس آنها از طاعون روز رستاخیز و ستاره ای است که نامش افسنطین است.حالا ترس ما ینی مخاطب شکل دیگری دارد ولی کلمات تفاوتی نمی کنند و سوال همچنان باقی است.طاعون ما ریشه ای و درونی است.همچنین ما نظامیان و کشیشان خود رو داریم که برگمان اون هارو کمونیسم و کاتولیسیسم می نامد.
برگمان با بیانی سینمایی این رویه سنگ قبر را در قاب تصاویرش با فضاهای عظیم تیره و تاریک و اغلب با استفاده از دیزالوهایی ملایم از نمای به نمای دیگر نشان می دهد.
به نظرم مهره هفتم برای ما خدا رو می یابد یا اقلا قطعیت دیگری نسبت به مرگ نشان می دهد.البته نه در ستاره ی افسنطین یا در مراسم پر رنج و عذاب مذهبی و تصلیب بلکه در زندگی ساده بازیگر و شعبده بازی موسوم به یوف(ژوزف)همسر وی میا(مریم)و فرزندشان و چنان گویی معادلی برای خانواده مقدس ارایه می دهد که خیلی آشکارتر یوف در نمایش طعنه آمیز و پانتومیم وار دسته بازیگران نقش مردی رو بازی می کند که همسرش به او وفادار نیس.
بازی شطرنج فکر محوری فیلم است و بیشتر تمثیل های ضمنی فیلم از جمله قلعه(رخ)شوالیه و یا هشت مرد شجاع(پیاده)که دخترک جادوگر را می سوزانند القا می نمایند.بازی شطرنج همچنین با نمایش گروه بازیگران دوره گرد نیز خوب جور می شود.در ضمن مطابقت های ویژه ای هم وجود دارد شوالیه در واقع مهره پادشاه شطرنج است که توسط صلیبش قابل تشخیص است.
در کل فیلم مهره هفتم به نظرم داستان تقدیر است و بهترین اثر برگمان امتیاز ۹.۵/۱۰
فیلم شعار بود یعنی فیلم از موضع کارگردان بود...فیلم داستانی رو روایت نمیکرد فقط ادم ها و شخصیت ها که تبدیل به نماد شده بودن در جایگاهی قرار میگرفتن که حرف های زیبا بزنن;دیالوگ هایی که حرف نداشتن... من معتقدم اگه یه فیلم داستانی رو روایت نمیکرد(که در حالت کلی از فرم و محتوا خارج میشه) هر چند شعاری شد ولی میتونه فیلم تقریبا خوبی بشه در صورتی که شعار ها حرفی برای گفتن داشته باشند مثل این فیلم....برگمان اگه میخواست این حرف ها روروی کاغذ بیاره و به خواننده بگه باعث بی حوصلگی و یا شاید بد فهمی میشد برای همین از سینما استفاده میکنه با این که فیلمش هیچ داستان خوبی نداره ولی میشه حرف هاش رو فهمید و استفاده کرد که خیلی مهمه....نمرم به این فیلم ۶.۵
دیالوگ های فیلم بسیار هوشمندانه انتخاب شدند و فیلم تاثیرات پوچ روی عوام رو نمایش میده و هر کدوم از ما میتونیم شوالیه باشیم که دنبال پاسخی معنا دار بین پوچی بی انتهای عقاید عوامی هستیم اما هیچ پاسخی وجود نداره....
داستان شهسواری را بازمیگوید که از جنگ های صلیبی اروپای طاعون زده بازآمده است. وقتی مرگ، به هیئت آدمی، برای ستاندن جان او می آید، شهسوار او را به مبارزه در بازی شطرنج دعوت میکند که بارها در طول فیلم تکرار میشود. اگرچه او ناگریز از شکست در بازی است، با این بازی زمان بیشتری به دست می آورد تا در برابر دهشتی که در زندگی اش با آن مواجه بوده معنایی بجوید و بکوشد جایگاه خدا در چنین جهانی را دریابد. فیلم به مانند آموزگاری نمونه بیشتر از اینکه پاسخ دهد و اقناع کند، سوال طرح میکند که به تعبیر پامرلو سوال های بسیار خوبی هستند.
درود
فیلم در کنار هویت های حقیقی که از انسان و بشر به مخاطب معرفی میکنه ومفاهیمی مثل توتم پرستی و مذهب و تفاوت ها رو درکنار نگاه به مرگ قرار میده،عملا یک سکانس بد داره که باعث از بین رفتن ماهیت معنوی کاراکتر مرگ میشه
فیلم در ابتدا مرگ رو با دریا معرفی میکنه که شاید بهترین راه برای معرفی اون بوده،مرگ در ابتدای فیلم به ساحلی گاه آرام و گاه صخره ای نسبت داده میشه که به امواج(زندگی افراد)یا بشکل آرام(برخورد امواج آرام با ساحل همواره)یا بشکل پرتلاتم(برخورد امواج ب صخره های سخت)پایان میده.تا اینجا یک پردازش کارکتری بی نظیری از مرگ داریم که در نوع خودش در پنج دقیقه ی ابتدایی بدون کوچکترین دیالوگ پرداخت میشه.این یعنی تکنیک و عمق شناسی کارگردان و عملا یک دیدگاهمعنوی از مرگ رو داریمو در طول فیلم همینطور میمونه،مرگ در طول سفر بدون قضاوت و طرف خارج افراد،توتم پرستی روستاییان و بالاتر از همه دیده میشه(بطوری بالاتر که شوالیه متوجه نشد که نقشه ی آینده ی شطرنج رو داره بمرگ میده)تا اینجا شد دیدگاه معنوی
اما برگمان یک سکانس میگیره از مرگ که درخت رو میبره تا موزیسین از بالای درخت بیوفته و بمیره در این پلان و با مضحک نشون دادن ماجرا کاملا ضد هویت معنوی معرفی شده عمل کرده و به مرگی که با این حجم از اطلاعات بما معرفی میکنه رو مادی کرده و این باعث شده تاثیر گذاری مرگ در ناخوداگاه مخاطب غیر جدی و بیهوده بشه وبنابرین پلان پایان فیلم بیش از اونچیزی که هست شعاری بنظر برسه(با این که پلان پایانی با حذف این سکان هم همچنان خالی از ضعف نیست ولی اگر این سکانس ب نحو دیگری اجرا میشد پایانبندی (که بشدت ب مرگ وابستست) شعارزده و بسته تر از این نمیشد)
با این وجود فیلم هنوز ضعف های دیگه ای داره ولی برای آشنایی با سینمای برگمان نمیشه این فیلمو ندید و البته امثال این اشتباهات برگمان دیگه تکرار نشد
دو سال پیش این حرفو زدم:
دوس دارم ببينمش ولی حيف ك سيا سفيده
حرف الان من:
غلط خوردم
الانم دارم اهنگ غلط کردم غلط چاووشی رو گوش میدم
وقتي جوان بودم خيلي از مردن ميترسيدم، اما الان فكر ميكنم مرگ يك قاعدهي بسيار
بسيار معقول است. مردن، مثل چراغي است كه خاموش ميشود. نبايد در مورد آن زيادي
سروصدا به پا كرد.
برگرفته از مقالهاي به قلم مروين روتشتاين به مناسبت درگذشت برگمان
کار برگمان عجیب نیست اشعار و سوالات خیام از ماهیت دنیا عجیبتره
بعد از پازولینی کبیر ایشونم شاعر سینماست درود بر روح پر فتوحشون
از بهترین فیلم‌های معناگرایانه‌ی تاریخ
هرچی بیشتر این فیلمُ ببینید و درباره‌ش فکر کنید ، مفاهیم عمیق‌تری ازش برداشت میکنید
اگه دنبال سرگرم شدن و وقت گذروندن هستید اصلا سراغش نرید
آیت الله العظمی اینگمار برگمن - اعلی الله مقامه الشریف -
متاسفانه من بار اول که این اثر رو تماشا کردم امتیاز هشت رو دادم ولی با تماشای دوباره باید بگم این اثر لایق نمره کامل هست ده از ده
برشی از کتاب رومن به روایت پولانسکی
صفحه ۱۵۷-۱۵۸
بازی های ضعیف و بی رمق ، فیلم برداری حساب شده و دیالوگ های خشک و بی مزه مشخصه ی این فیلم بود.
با یکبار دیدن نمی توانستم درکش کنم ، برایم زیادی پیچیده بود.به نظر میرسید که برگمان یک قاعده کلی را دنبال میکند : هیچ موضوعی نباید راحت فهمیده شود ، هر چه کسالت آور و یکنواخت تر بهتر.
استعداد استثنایی اش در آن بودکه می توانست تماشاگرش را قانع کند که نمی تواند لایه های پیچیده ی فیلم را درک کند.انگار که وقتی تماشاگر چیزی نمی فهمید ، امتیازی برای او بود.
مهر هفتم یعنی مهر آخر و ...
.God is a concept, by which we measure our pain
John Lennon
ایجور فیلما به لحاظ محتوی بسیار قوی هستن اما از نظر فرم و شیوه روایت کسل کننده هستن و شخصا ترجیح میدم نقد این فیلما رو بخونم تا این که تماشا کنم و بگم کی تموم میشه پس؟؟
چقدر این فیلم به من چسبید . درود به شرفت
من اون قدر این فیلم رو دوست دارم که سه بار دانلودش کردم !
عجب شاهکاری بود
پیشنهاد میکنم بعد از دیدن فیلم نقد فیلم را هم بخونید
شاهکاری بی بدیل
من از ۱۰ به این شاهکار ۹ دادم
ایکاش الانم برگمانی میداشتیم
کمی تا قسمتی اسپویل
آنتونیوس:‌ می‏خواهم تا جایی که برایم ممکن است با شما صادقانه سخن بگویم، اما قلب من تهی است.
مرگ: پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: این خلأ، چون آیینه‏ ای در برابر من است. می‏توانم خود را در آن بنگرم، حس می‏کنم از تنفر و ترس لبریزم.
مرگ: پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: به ‏خاطر بی‏ تفاوتی‏ ام در برابر دیگران، منزوی شده ‏ام. حال در دنیای ارواح زندگی می‏کنم. اسیر رؤیاها و تخیلات شده ‏ام.
مرگ: و هنوز هم قصد مردن نداری؟
آنتونیوس: آری دارم!
مرگ: و منتظر چه هستی؟
آنتونیوس: آگاهی، می‏خواهم آگاه شوم.
مرگ: در جستجوی یقین و اطمینان می‏باشی.
آنتونیوس: هرچه می‏‏خواهید آن‏را بنامید. این واقعاً ناممکن و باورنکردنی است که خدا را بتوانیم با حواسمان درک کنیم؟ چرا او باید در هاله‏ ای از وعده‏ های ناقص و معجزاتی نامعلوم، پنهان شده‏ باشد؟
مرگ: پاسخی نمی‏دهد.
آنتونیوس: چگونه می‏توانیم آنهایی را که ایمان دارند باور کنیم در حالی‏که خود را باور نداریم. بر آن دسته از مردم که مایلند باور داشته ‏باشند اما نمی‏توانند، چه خواهد رفت و بر آن دسته که نه می‏خواهند باور داشته ‏باشند و نه می‏توانند چه؟
شوالیه با سکوت، منتظر پاسخ می‏ماند. اما کسی سخنی نمی‏گوید. سکوتی کامل برقرار می‏شود.
آنتونیوس: چرا نمی‏توانم خدای درون را بکشم؟ چرا او به حضور در این دنیای محنت‏ بار و حقیر ادامه می‏دهد؟ کفر می‏گویم و می‏خواهم با انگشتانم او را قطعه قطعه از قلبم بیرون بکشم. چرا علی‏رغم همه اینها، او وهمی واقعی است که من قادر نیستم خود را از او برهانم؟ به من گوش می‏کنیـد؟
مرگ: گوش می‏کنم!
آنتونیوس: من معرفت می‏خواهم نه ایمان، نه انگاشت، معرفت! می‏خواهم خدا دستش را بر من بگشاید. خود را بر من آشکار کند و با من سخن بگوید.
مرگ: اما او خاموش است!
آنتونیوس: من او را در تاریکی صدا کرده ‏ام اما به نظر کسی آنجا نیست.
مرگ:‌ شاید کسی آنجا نیست!
آنتونیوس: پس زندگی خوفناک است. هیچ‏کس نمی‏تواند در انتظار مرگ زندگی کند و بداند که همه‏ چیز، هیچ است.
مرگ: بیشتر مردم هرگز به فراسوی مرگ و پوچی زندگی نمی ‏اندیشند.
آنتونیوس: اما روزی نوبت آن‏ها نیز خواهد رسید و در مقابل تاریکی قرار خواهند گرفت.
مرگ: حال تا آن روز برسد!
آنتونیوس: در بطن ‏‏ترس‏هایمان تصویری می‏سازیم و آن‏را خدا می‏نامیم.
۱۰ دادم که جز این نمره چیز دیگه ای نمیشه گفت. توجه کنید به ایجاد ترس و تنبیه و کنترل در مردم برای باورداشت.
معمولا به دو دلیل یک فیلم رو برای دفعات دوم یا بیشتر تماشا می کنیم:
یا از فیلم خیلی لذت بردیم
یا اینکه فیلم ابهامات زیادی برای ما داره
برای من در مورد مهر هفتم هر دو مورد باعث شده باز هم قصد تماشای فلیم رو داشته باشم
mishe yeki filmo bara man tozih bede man hichi nafahmidam
فیلم های اینگمار برگمان سفره ای است که هرکس به اندازه وسع خویش از آن بهره میبرد
وای وای وای!
همون اولش آدم رو به شعف میاره
" تو کی هستی؟
من مرگم!!! "
سرنوشت گریزناپذیر آدمی.
عالیه