با احترام به اساتید باید بگم که این کارو درسته میشه با کارای فلینی مقایسه کرد از نظر سبک ولی از یه نظرم قابل مقایسه نیست فلینی کجا و انتونیونی کجا. از زیباترین فیلمای این سبکی در صده جدید بنظرم میشه به فیلم برنده اسکار اقای سورنتینو اشاره کرد که واقعا قابل تقدیر بود و مارو یاد شاهکارهای فلینی انداخت.
5
porzolfegary
۸ سال پیش
ویژگی اصلی و متمایز فیلم های به کمال رسیدهٔ آنتونیونی ... روایتی است به واسطهٔ نوعی مینیمالیسم بصری که با تمرکزی شدید بر ظاهر ناب اشیا لایهٔ سطحی جهان از منظر اوو به حداقل رساندن دیالوگ تبیینی همراه است
Antonioni or The Surface of the world Seymour Chatman
34
meshkibaf1344
۸ سال پیش
ماجرا واقعاً فیلم بدی است.
آقای آنتونینونی عزیز نمی تونه مضامینش را با مدیوم سینما بسازه و به همین دلیل در تلاشش برای این امر چون مضمون سینمایی بلد نیست، با تمام وجودش پیامفیلمش را برای مخاطب در فیلم فریاد می زند و سلیقه ی من از این نوع پیام دادن در سینما بسیار دور است و هر فیلمسازی که اینکار را انجام دهد، در واقع ضعف خودش را عیان می کند. اگر دنبال تجربه کردن از طریق مدیوم سینما هستید این فیلم حرفی برای گفتن ندارد.
تقریباً فلینی در چند فیلمش به همچین مضامینی پرداخته است مثل زندگی شیرین، اما فلینی پیام فیلمش را به سفره تماشاگر پرتاب نمی کند بلکه می تواند فضاها ، لوکیشن ها و شخصیت های بسیار دقیق و خرده پیرنگ های بسیار سینمایی ایجاد کند و به طورناخودآگاه، شما را به فیلمش نزدیک کند که این کار خیلی سختیه و چند فیلمساز معدود در سینما بیشتر نمی توانند این کار را انجام دهند. در سینمای فلینی خیلی از مواقع لوکیشن، به مضمون سینمایی ارتقاء پیدا می کند. در سبک سینمای فلینی شما هیچگاه در دیالوگ ها به ساده ترین شکل ممکن، فیلم را در نمی یابید بلکه لوکیشن ها ، میزانسن ها، نسبت های شخصیت ها و به طور کلی اتمسفر فضای فیلم شما را غرقه در خودش می کند و برای هر حسی در فیلمهایش، ایده ی سینمایی دارد.
فلینی و برگمان می توانند کمپوزیسیون اثر خودشان را ایجاد کنند که این مهمترین کار در سینما است.اما آنتونیونی در همه ی فیلم هایش به طور کامل مضمون بر فیلم سنگینی می کند.
این فیلم در کنار شب از همین فیلمساز دارای هیچ ارزش سینمایی ای نیست.
دغدغه های مطرح شده در فیلم( به شکلی دور از سینما) حتی در حوزه ی فلسفه نیز فاقد ارزش است.
1
stingsteveborden8
۸ سال پیش
ماجرا۱۰/۱۰ بی معنایی، پوچی، بیگانگی و هم آغوشیِ مسکن اگر با اگزیستانسیالیسم آشنا باشید فیلم های آنتونیونی گزینه های روشنی برای هر نوع مطالعه سینمایی درباره اگزیستانسیالیسم هستند. خود آنتونیونی نیز بر این مساله در کنار فنومنولوژی اذعان دارد. در فیلم ماجرا بیگانگی موج میزند. بیگانگی با خود و در ارتباط با دیگران. انسان ها شیفته ی یکدیگر میشوند درحالی که غوطه ور در سرخوشی و بی اعتمادی متناوب نسبت به هم هستند! بی معنایی و روابطی پوچ در فیلم های آنتونیونی بخش جدا نشدنی است. حتی با تلاش های بسیار این شکاف رفع نمیشود. وقتی آنا و سندرو تنها میشوند آنا میخواهد مشکلاتشان را برطرف کند اما سندرو مانع از او میشود و میگوید: باور کن آنا، هرلحظه کمتر از قبل نیاز به صحبت هست، صحبت فقط سوء تفاهم به بار میاره. من تو رو دوست دارم مگه همین مهم نیست؟ این وضعیت شبیه توصیف مارکس از بیگانگی کارگر در دوره سرمایه داری است. در فیلم های آنتونیونی نیز شخصیت ها نمیتوانند رابطه سالمی برقرار کنند. چرا که آنها احساس معناداری نسبت به خود ندارند که بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. استفاده از هم آغوشی به عنوان ابزاری برای پیشگیری از مسائل جدی تر از درون مایه های مکرر در سینمای آنتونیونی است. به قول سیمور چتمن هم آغوشیِ مسکن یا هم آغوشی که کارکردش صرفا از بین بردن درد یا پوچی است. اروتیسم مسکن در کار دفع رخوت و یاسی است که به همراه امتناع ناآگاهانه شخص برای پرمعناکردن زندگی اش پدیدار میشود. سکانس غوغای جمعیت مردانه جنون آمیزی که به پروپای گلوریا پرکینز روسپی پیچیده اند مشغولیت های خاطر در رابطه س/ک/س را نشان میدهد که در فرهنگ آن دوره و این زمان غالب است. گم شدن در جزیره مثال خوبی برای مهمترین مساله حاضر در فیلم یعنی بی معنایی است. پاتریسیا درباره جزیره میگوید: جزیره ها... من نمیفهممشون... دوروبرشون هیچ چیز نیست جز آب... طفلکی ها! جریزه به خوبی پوچی شخصیت هارو به تصویر میکشه ما حتی مطمئن نیستیم که جزیره چه شکلی است و محل استقرار شخصیت ها نسبت به هم چگونه است. حس فراگیر گم شدن در این محل موج میزند. این فیلم و بارها باید دید و روی سکانس به سکانس اون ساعت ها نوشت...
1
Nima Jafarpour
۸ سال پیش
ایده ساختدرباره الی از این فیلم گرفته شده
1
mirahssani
۹ سال پیش
:|
2
hassan khakpour
۹ سال پیش
تراِِژدی تلخ و دردآور عواطف به پایان رسیده ی بشر
14
jentexxx
۹ سال پیش
به اصغر فرهادی گفتن فیلم درباره الی رو از روی ماجرا ساختی؟ گفت من اصلا این فیلمو ندیدم!!!مگه داریم!!!
8
mehrdad.kiashemshaki.2014
۱۰ سال پیش
شاید درست نباشه از همچین کارگردان بزرگی بخوایم یک فیلمرو به عنوان برترین اثرش معرفی کنیم اما به نظر بنده حقیر بهترین فیلم آنتونیونی کبیر بود.سرشار ار معنی و مفهوم .شاهکار جاودان و یک اثر روانشناسی فوق العاده آنتونیونی در ماجرا چون سایر آثارش از سویی به ترسیم بی رحمانه و در عین حال دقیق شخصیت ها و از سوی دیگر به تمسخر تکبر جامعه رو به زوال آنها دست می زند.
0
golchehreh69
۱۰ سال پیش
بسیار فیلمه قشنگی بود به همه دوستان توصیه میشه
50
saeedmolavi95
۱۰ سال پیش
سال ۱۹۶۰ سال سرنوشت سازی برای سینما بود. در این ابر شاهکاری ساخته شد و در جشنواره کن برنده ی نخل طلا شد به نام زندگی شیرین که بسیاری آن را مبدا سینمای ضدقصه مینامند. و در همان سال و در همان جشنواره این شاهکار آنتونیونی بزنده ی جایزه ی ویژه ی هیت داوران شد. سال۱۹۶۰ سال ایتالیا بود کشوری که به صورت محسوسی پایه گذار سینمای مدرن شناخته میشود.کمی بعد استاد برگمان هم با سه گانه ی معروف خود سینمای مدرن را به کمال رساند. بعدا هم کارگردانان موج نوی مقدس فرانسه و در راس آن گدار بزرگ با ساختن فیلم های پست مدرن و ساختار شکن پایه های این سینما را محکم تر کردند و آخرین میخ هم استاد پازولینی با شاهکار هنری خود یعنی تئوروما بر پایه های نو ظهور سینمای مدرن ضد و نتیجه ی کار گذار از سینمای کلاسیک به سمت سینمای مدرن شد.....
5
kingmasoud73
۱۰ سال پیش
یک فیلم فوق العاده زیبا و جسورانه. باور کنید نمیدونستم این فیلم تو سایت هست مگر نه جز ۱۰ فیلم برتر زندگیم. به همه دوستان بیشنهاد می کنم ببینند و لذت ببرند. زنده باد آنتونیونی بزرگ.
1
ebiii37
۱۰ سال پیش
فیلم خیلی خوبی بود از شاهکارهای آنتونیونی.
3
darius1364
۱۰ سال پیش
این فیلم ی سکانس داره که توی کل تاریخ سینما نمونشو پیدا نمیکنید.! سکانسی ک دوربین به سمت ی پنجره رو به دریا حرکت میکنه.
4
masoome.safaii
۱۰ سال پیش
شاهکار روانشناسی شخصیت آدم ها ..ایده ی اولیه اش بسیار به درباره الی نزدیک است..
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
با احترام به اساتید باید بگم که این کارو درسته میشه با کارای فلینی مقایسه کرد از نظر سبک ولی از یه نظرم قابل مقایسه نیست فلینی کجا و انتونیونی کجا. از زیباترین فیلمای این سبکی در صده جدید بنظرم میشه به فیلم برنده اسکار اقای سورنتینو اشاره کرد که واقعا قابل تقدیر بود و مارو یاد شاهکارهای فلینی انداخت.
ویژگی اصلی و متمایز فیلم های به کمال رسیدهٔ آنتونیونی ... روایتی است به واسطهٔ نوعی مینیمالیسم بصری که با تمرکزی شدید بر ظاهر ناب اشیا لایهٔ سطحی جهان از منظر اوو به حداقل رساندن دیالوگ تبیینی همراه است
Antonioni or The Surface of the world
Seymour Chatman
ماجرا واقعاً فیلم بدی است.
آقای آنتونینونی عزیز نمی تونه مضامینش را با مدیوم سینما بسازه و به همین دلیل در تلاشش برای این امر چون مضمون سینمایی بلد نیست، با تمام وجودش پیامفیلمش را برای مخاطب در فیلم فریاد می زند و سلیقه ی من از این نوع پیام دادن در سینما بسیار دور است و هر فیلمسازی که اینکار را انجام دهد، در واقع ضعف خودش را عیان می کند.
اگر دنبال تجربه کردن از طریق مدیوم سینما هستید این فیلم حرفی برای گفتن ندارد.
تقریباً فلینی در چند فیلمش به همچین مضامینی پرداخته است مثل زندگی شیرین، اما فلینی پیام فیلمش را به سفره تماشاگر پرتاب نمی کند بلکه می تواند فضاها ، لوکیشن ها و شخصیت های بسیار دقیق و خرده پیرنگ های بسیار سینمایی ایجاد کند و به طورناخودآگاه، شما را به فیلمش نزدیک کند که این کار خیلی سختیه و چند فیلمساز معدود در سینما بیشتر نمی توانند این کار را انجام دهند. در سینمای فلینی خیلی از مواقع لوکیشن، به مضمون سینمایی ارتقاء پیدا می کند. در سبک سینمای فلینی شما هیچگاه در دیالوگ ها به ساده ترین شکل ممکن، فیلم را در نمی یابید بلکه لوکیشن ها ، میزانسن ها، نسبت های شخصیت ها و به طور کلی اتمسفر فضای فیلم شما را غرقه در خودش می کند و برای هر حسی در فیلمهایش، ایده ی سینمایی دارد.
فلینی و برگمان می توانند کمپوزیسیون اثر خودشان را ایجاد کنند که این مهمترین کار در سینما است.اما آنتونیونی در همه ی فیلم هایش به طور کامل مضمون بر فیلم سنگینی می کند.
این فیلم در کنار شب از همین فیلمساز دارای هیچ ارزش سینمایی ای نیست.
دغدغه های مطرح شده در فیلم( به شکلی دور از سینما) حتی در حوزه ی فلسفه نیز فاقد ارزش است.
ماجرا۱۰/۱۰
بی معنایی، پوچی، بیگانگی و هم آغوشیِ مسکن
اگر با اگزیستانسیالیسم آشنا باشید فیلم های آنتونیونی گزینه های روشنی برای هر نوع مطالعه سینمایی درباره اگزیستانسیالیسم هستند. خود آنتونیونی نیز بر این مساله در کنار فنومنولوژی اذعان دارد. در فیلم ماجرا بیگانگی موج میزند. بیگانگی با خود و در ارتباط با دیگران. انسان ها شیفته ی یکدیگر میشوند درحالی که غوطه ور در سرخوشی و بی اعتمادی متناوب نسبت به هم هستند! بی معنایی و روابطی پوچ در فیلم های آنتونیونی بخش جدا نشدنی است. حتی با تلاش های بسیار این شکاف رفع نمیشود. وقتی آنا و سندرو تنها میشوند آنا میخواهد مشکلاتشان را برطرف کند اما سندرو مانع از او میشود و میگوید: باور کن آنا، هرلحظه کمتر از قبل نیاز به صحبت هست، صحبت فقط سوء تفاهم به بار میاره. من تو رو دوست دارم مگه همین مهم نیست؟ این وضعیت شبیه توصیف مارکس از بیگانگی کارگر در دوره سرمایه داری است. در فیلم های آنتونیونی نیز شخصیت ها نمیتوانند رابطه سالمی برقرار کنند. چرا که آنها احساس معناداری نسبت به خود ندارند که بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. استفاده از هم آغوشی به عنوان ابزاری برای پیشگیری از مسائل جدی تر از درون مایه های مکرر در سینمای آنتونیونی است. به قول سیمور چتمن هم آغوشیِ مسکن یا هم آغوشی که کارکردش صرفا از بین بردن درد یا پوچی است. اروتیسم مسکن در کار دفع رخوت و یاسی است که به همراه امتناع ناآگاهانه شخص برای پرمعناکردن زندگی اش پدیدار میشود. سکانس غوغای جمعیت مردانه جنون آمیزی که به پروپای گلوریا پرکینز روسپی پیچیده اند مشغولیت های خاطر در رابطه س/ک/س را نشان میدهد که در فرهنگ آن دوره و این زمان غالب است. گم شدن در جزیره مثال خوبی برای مهمترین مساله حاضر در فیلم یعنی بی معنایی است.
پاتریسیا درباره جزیره میگوید: جزیره ها... من نمیفهممشون... دوروبرشون هیچ چیز نیست جز آب... طفلکی ها!
جریزه به خوبی پوچی شخصیت هارو به تصویر میکشه ما حتی مطمئن نیستیم که جزیره چه شکلی است و محل استقرار شخصیت ها نسبت به هم چگونه است. حس فراگیر گم شدن در این محل موج میزند. این فیلم و بارها باید دید و روی سکانس به سکانس اون ساعت ها نوشت...
ایده ساختدرباره الی از این فیلم گرفته شده
:|
تراِِژدی تلخ و دردآور عواطف به پایان رسیده ی بشر
به اصغر فرهادی گفتن فیلم درباره الی رو از روی ماجرا ساختی؟ گفت من اصلا این فیلمو ندیدم!!!مگه داریم!!!
شاید درست نباشه از همچین کارگردان بزرگی بخوایم یک فیلمرو به عنوان برترین اثرش معرفی کنیم اما به نظر بنده حقیر بهترین فیلم آنتونیونی کبیر بود.سرشار ار معنی و مفهوم .شاهکار جاودان و یک اثر روانشناسی فوق العاده
آنتونیونی در ماجرا چون سایر آثارش از سویی به ترسیم بی رحمانه و در عین حال دقیق شخصیت ها و از سوی دیگر به تمسخر تکبر جامعه رو به زوال آنها دست می زند.
بسیار فیلمه قشنگی بود
به همه دوستان توصیه میشه
سال ۱۹۶۰ سال سرنوشت سازی برای سینما بود. در این ابر شاهکاری ساخته شد و در جشنواره کن برنده ی نخل طلا شد به نام زندگی شیرین که بسیاری آن را مبدا سینمای ضدقصه مینامند. و در همان سال و در همان جشنواره این شاهکار آنتونیونی بزنده ی جایزه ی ویژه ی هیت داوران شد. سال۱۹۶۰ سال ایتالیا بود کشوری که به صورت محسوسی پایه گذار سینمای مدرن شناخته میشود.کمی بعد استاد برگمان هم با سه گانه ی معروف خود سینمای مدرن را به کمال رساند.
بعدا هم کارگردانان موج نوی مقدس فرانسه و در راس آن گدار بزرگ با ساختن فیلم های پست مدرن و ساختار شکن پایه های این سینما را محکم تر کردند و آخرین میخ هم استاد پازولینی با شاهکار هنری خود یعنی تئوروما بر پایه های نو ظهور سینمای مدرن ضد و نتیجه ی کار گذار از سینمای کلاسیک به سمت سینمای مدرن شد.....
یک فیلم فوق العاده زیبا و جسورانه. باور کنید نمیدونستم این فیلم تو سایت هست مگر نه جز ۱۰ فیلم برتر زندگیم. به همه دوستان بیشنهاد می کنم ببینند و لذت ببرند. زنده باد آنتونیونی بزرگ.
فیلم خیلی خوبی بود از شاهکارهای آنتونیونی.
این فیلم ی سکانس داره که توی کل تاریخ سینما نمونشو پیدا نمیکنید.!
سکانسی ک دوربین به سمت ی پنجره رو به دریا حرکت میکنه.
شاهکار روانشناسی شخصیت آدم ها ..ایده ی اولیه اش بسیار به درباره الی نزدیک است..