بهترین وستر ها به ترتیب: جویندگان . ماجرای نیمروز . شین
قهرمان هم فقط شین ( آلن لد) واقعا اسطوره ای بود در فیلم شین
2
boy_queen
۸ سال پیش
همه میدانستند که کار به پایان رسیده است،همه میدانستند که این آخرین نبرد است.در کشاکش میان ماندن و رفتن،در دلهره بودن یا نبودن،هستند همیشه کسانی که برمیگزینند رفتن را،تطهیر میکنند بودنها را با نبودن،و معنا میدهند زندگیهاشان را با رفتن،وه که چه دشوار است این انتخاب
از آن دست فیلمهایی که در تاریخ میماند،نه بخاطر بازیگران بی بدیلش،و نه بخاطر جلوه های بصری و قدرت بالای فیلمبرداریش،نه بخاطر مونتاژ نوآورش،نه بخاطر اینکه کارگردان بزرگش چه محجور ماند،که دخترش در سکانس نوشیدن قهوه دو بازیگرش به یاد پدر گریست،که بازیگر نقش اول،شباهت به پدر داشت.همه را گفتم که راز ماندگاری اثر در داستان و پیامش نهفته است.در آغاز فیلم،که کودکان،با لذتی عجیب چند عقرب را بین مورچگان رها کرده اند تا بمیرند،که خود از ریشه خشونت و لذت سادیستی نهفته در جامعه سخن میگوید،که در کودکانش متبلور است،تا رنگ زرد و پریدهکه در تیتراژ خودنمایی میکند که نشان از بوی مرگ دارد.جامعه ای که خشونت را در درون دارد،خواه ناخواه تبهکار می آفریند،تبهکارانی که ناچارا در این بطن خشونت،امرار معاش کنند،اما در دل،هنوز معرفت دارند،چه آنجا که در سکانس ماقبل آخر،که در فاحشه خانه گرد آمده اند برای تصمیم واپسین.سکانسی بی بدیل،بدون دیالوگی،چشمها در چشمخانه میگردد و تردید بین رفتن و ماندن موج میزند،زنی که به کودکش شیر میدهد که استعاره از زندگی و ماندن است،و چشمی که با تردید طفل را مینگرد،که بماند یا برای نجات دوست دربند برود و در انتها میشود آنچه که باید .آنان که به تعداد اندک و به نیرو زیادند،میروند تا بمیرند،چون عقربانی در آغوش مورچگان،تا معنی دهند به زندگی بی رنگ خود
3
armir1370
۸ سال پیش
این گروه خشن,شاید تنها برای دو سکانس ابتدایی و انتهاییش بشود ساعت ها بحث کرد و نظریه داد چه از بحث تکنیکی کار و چه از بحث معنایی.در همان ابتدا ما جمعیتی از کودکان را میبینیم که مشغول به بازی هستند.بازی که با چهره ها و خنده های کودکانه و معصومانه ی شان به نظر بچه گانه به چشم می ایند,اما دوربین بعد از لحظه ایی به پایین میاد و بازی انها را به تصویر میکشد,انها چند عقرب را در میان انبوهی از مورچه ها قرار داده اند و با درگیری انها هم می خندند (بچه ها هم بچه های جدید).تصویری شوکه کننده که فقط از کارگردانی آنارشیست و دیوانه چون سام پکین پا بر می امده.شاید ببینده در ابتدا انقدر متوجه این صحنه نشود اما اگر تا اخر به پای فیلم بنشینیم,مفهوم این بازی کودکانه که پیام اصلی فیلم هم است را میشود, درک کرد.در واقع عقرب ها استعاره ایی از شخصیت های قدرتمند داستانند که در میان جمعیتی از مردم سست عنصر و احمق گیر کرده اند و باید در میان این مردم فرودست بسوزنند و بسازنند,چیزی که در سکانس پایانی و تکان دهنده ی اخر فیلم مشاهده میکنیم هم انبوهی از مکزیکی ها (مورچه ها) است که قهرمانان(عقرب ها) داستان ما را احاطه کرده اند.با اینحال جالب است که هم در سکانس اول و اخر,پکین پا پایان ماجرا را به کودکان گره زده هم در سکانس اول که بچه ها بازیشان را به اتش میکشند و هم مورچه ها را میکشند و هم عقرب ها را و هم در سکانس اخر که شخصیت اصلیش به دست کودکی کشته میشود.پکین پا گویا معصومیت کودکان را هم در این دوران از دست رفته میپندارد,او انگار از زمانی که در حال زیستن است شاکیست.انگار دیگر دوران معصومیت ها را تمام شده میپندارد.حتی ژانر وسترن هم در ان دوران در حال به فراموشی سپردن بود.اگر چه که این فیلم چشم ها را دوباره به سمت خود خیره کرده ولی انگار اگر خدا بخواهد هر چیزی را پایان دهد رقم خواهد خورد حتی اگر شاهکاری چون شاهکار پکین پا یعنی این گروه خشن ساخته شود. داستان فیلم در ابتدا چند هفت تیر بدست را نشان میدهد به سرکردگی فردی به نام پایک ,که تصمیم به سرقت از بانکی دارند اما این دستبردشان قبلتر لو رفته و دیک تورنتون(رفیق قدیمی پایک که بعد از دستگیرش به شرطی ازاد شده تا پایک را تحویل قانون دهد.) به همراه چند جایزه بگیر در کمین انها هستند تا انها را دستگیر کنند اما این کمین شکست میخورد و تعدادی از هفت تیر کش ها به همراه پول هایی که سرقت کرده اند فرار میکنند....حتی تقابل گروه پایک و دیک هم در نوع خود جالب است: در گروه پایک در ابتدا عقل حرف اول را میزند(جاییکه گروه نمی ایستند تا رفیق شان را دفن کنند و او را با یک تیر خلاص میکنند) اما کم کم این رفاقت ها و دلبستگی ها به مرور بیشتر می شود تا ان پایان خارق العاده در فیلم رقم بخورد.اما در ان طرف قضیه, دیک در میان گروهی مفت خور و لاشخور گیر کرده که تنها به پول فکر میکنند و در اندیشه دیگری نیستند حتی دیک در جایی از فیلم میگوید که دوست دارد در میان انها باشد در میان افرادی قدرتمند و انسان نه در میان افرادی تک بعدی.دوربین حتی با نشان دادن تعدادی لاشخور که در اخر فیلم به سراغ جسد ها رفتند و افراد دیک که به دنبال غنایم و داندان های طلا هستند این جماعت را به شکلی مستقیم بی شباهت به هم نمیپندارد. سام پکین پا پس از ساخت سه فیلم وسترن با نام های همراهان سرگرد دندی ,مرگبار و بر دشت رفیع بتاز چهارمین اثرش را به نام این گروه خشن ساخته است که جزو کاملترین فیلم هایی هم میباشد که در عمر خود کارگردانی کرده.او با اضافه کردن صحنه های اسلوموشن اکشن و بوجود اوردن یک گروه که تا پایان در کنار هم هستند و یا برگشت به عقب و نشان دادن گذشته ی قهرمانان سبک و شیوه ایی جدید را در وسترن بوجود اورد و سطح وسترن ها را که قبلتر از وسترن های فورد تقلید میشدند تغییر داد.شاید بشود گفت که عامل موفقیت این فیلم این باشد که از زندگی خود پکین پا الهام گرفته شده است انگار که پایک و پکین پا دو روحند در یک جسم. بازیها در سطح بسیار قابل قبولی قرار دارند و موسیقی متن فیلم هم هر جا که وقتش باشد خود را نشان میدهد و به گونه ایی نیست که سربار فیلم باشد بلکه همراه و به اوج برنده ی فیلم است.در کل اگر بخواهم نتیجه گیری خاصی را در مورد فیلم انجام دهم باید بگویم که این گروه خشن بسیار از وسترن هایی که قبلتر دیده بودم فرق میکرد و از دید دیگری به این ژانر مینگرست.گروهی را از پایان تا به انتها همراهی میکرد,گروهی که متعلق به این دنیا نبودند, گروهی که در اخرش دوست داشتم عضوی از ان باشم.
1
علی صفری
۹ سال پیش
بهترین فیلم Sam Peckinpah
1
amin.gh20
۹ سال پیش
شاهکار پکین پا
14
1
۱۰ سال پیش
در واقع سم پکین پا هرگز در ژانر وسترن از لحاظ کمی به استاد بی بدیل این ژانر جان فورد کبیر نمیرسد و یادر مقایسه با هوارد هاکس که وسترن های درخشانی در کارنامه خود به ثبت رسانده پکین پا حرفی برای گفتن ندارد.اما این گروه خشن از لحاظ کیفی با بالاترین قله های ژانر وسترن مثل جویندگان و ریو براوو برابری میکند.علاوه بر این پکین پا بعد از این فیلم موتیف های سینمای خود را شالکه میبخشد و نامش را به عنوان یک مولف صاحب سبک در تاریخ ثبت میکند. این گروه خشن از بهترین هاست......
8
tcjimmydi
۱۰ سال پیش
به نظر من این فیلم بهترین وسترن تاریخ سینماست ...
2
mami.joon26
۱۰ سال پیش
این فیلم فیلمی خوب و قابل بحثیه
6
mohsen136685
۱۰ سال پیش
وسترن فقط فیلمای لئونه. وسترن اسپاگتی. البته این فیلم هم خیلی عالیه اما روز و روزگاری در غرب... واو
2
mostafaneohome
۱۰ سال پیش
فوق العاده اس . من تاحالا جندین بار دیدمش . هر وقت هم تلویزیون پخشش میکنه باز هم میشینم و نگاش میکنم . یه وسترن اصیل آمریکایی به معنای واقعی .
1
sattar.rahimi
۱۰ سال پیش
فوق العاده بود
4
ahmad.noori3
۱۰ سال پیش
عالی... گاهی تدوین فیلم روی اعصاب می‌رفت، اما گاهی انسان رو به اوج می‌برد! فیلم‌برداری اصیل وسترن... و داستانی شاهکار در سبک وسترن امریکایی...
تک‌تک نماهای فیلم حساب شده و به جا بود...
5
montazer11087
۱۰ سال پیش
متوسط رو به خوب.. ارزش دیدن و حتما داره،ولی شاهکار نیست.. خبرنگار : بهترین فیلمهای عمر شما؟ سام پکین پا : راشومون ( کوراساوا)-جاده ( فلینی)-محبوبم کلمنتاین (جان فورد)
22
mansoor_tai
۱۱ سال پیش
فیلم گروه وحشی یا با نمایش "این گروه خشن"(در ایران) در نظرخواهی های متعدد منتقدین بهترین فیلم وسترن تاریخ سینماست. تدوینی که سام پکین پا در این فیلم بکار برده اوج هنر رو در خودش داره. بعنوان نمونه براتون بگم که یک فیلم اکشن دو ساعته بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نما داره. و این گروه خشن دارای ۳۶۰۰ کات یا نماست که هنوز هیچ فیلم اکشنی نتونسته این رکورد رو بشکنه. ب نقل از منابع مختلف در این فیلم ۲۵۰ هزار گلوله شلیک میشه که از کل تعداد گلوله های شلیک شده در جنگ های داخلی مکزیک بیشتره. رویاروی ۴ نفر که برای خونخواهی دوستشون در برابر ۳۰۰ نفر مکزیکی قرار میگیرند اوج هنرنمائی استاد خشونت در سینما یعنی سام پکین پاست... صحنه آغاز فیلم که تعدادی بچه چندتا عقرب رو داخل مورچه میندازن و مورچه ها شروع میکنن به گاز گرفتن عقربها و عقربها خودشون رو نیش میزنن تا بمیرن و در نهایت بچه ها همه عقربها و مورچه ها رو به آتیش میشگن در واقع نوعی کنایه از کل داستان فیلمه که چطور تعدادی کهنه کار در جنگی انتحارگونه به مبارزه با سیل جمعیت میرن و در نهایت یک بچه س که رهبر این گروه خشن رو از پا درمیاره
4
vcorleone1990
۱۱ سال پیش
این فیلم تو ژانر خودش حرف نداره.عالیه
0
masoodmahmoodvand
۱۱ سال پیش
وسترن خوبی بود ولی شاهکار نبود . وسترن شاهکار میشه آثار فورد و هاکس
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
بهترین وستر ها به ترتیب: جویندگان . ماجرای نیمروز . شین
قهرمان هم فقط شین ( آلن لد) واقعا اسطوره ای بود در فیلم شین
همه میدانستند که کار به پایان رسیده است،همه میدانستند که این آخرین نبرد است.در کشاکش میان ماندن و رفتن،در دلهره بودن یا نبودن،هستند همیشه کسانی که برمیگزینند رفتن را،تطهیر میکنند بودنها را با نبودن،و معنا میدهند زندگیهاشان را با رفتن،وه که چه دشوار است این انتخاب
از آن دست فیلمهایی که در تاریخ میماند،نه بخاطر بازیگران بی بدیلش،و نه بخاطر جلوه های بصری و قدرت بالای فیلمبرداریش،نه بخاطر مونتاژ نوآورش،نه بخاطر اینکه کارگردان بزرگش چه محجور ماند،که دخترش در سکانس نوشیدن قهوه دو بازیگرش به یاد پدر گریست،که بازیگر نقش اول،شباهت به پدر داشت.همه را گفتم که راز ماندگاری اثر در داستان و پیامش نهفته است.در آغاز فیلم،که کودکان،با لذتی عجیب چند عقرب را بین مورچگان رها کرده اند تا بمیرند،که خود از ریشه خشونت و لذت سادیستی نهفته در جامعه سخن میگوید،که در کودکانش متبلور است،تا رنگ زرد و پریدهکه در تیتراژ خودنمایی میکند که نشان از بوی مرگ دارد.جامعه ای که خشونت را در درون دارد،خواه ناخواه تبهکار می آفریند،تبهکارانی که ناچارا در این بطن خشونت،امرار معاش کنند،اما در دل،هنوز معرفت دارند،چه آنجا که در سکانس ماقبل آخر،که در فاحشه خانه گرد آمده اند برای تصمیم واپسین.سکانسی بی بدیل،بدون دیالوگی،چشمها در چشمخانه میگردد و تردید بین رفتن و ماندن موج میزند،زنی که به کودکش شیر میدهد که استعاره از زندگی و ماندن است،و چشمی که با تردید طفل را مینگرد،که بماند یا برای نجات دوست دربند برود و در انتها میشود آنچه که باید .آنان که به تعداد اندک و به نیرو زیادند،میروند تا بمیرند،چون عقربانی در آغوش مورچگان،تا معنی دهند به زندگی بی رنگ خود
این گروه خشن,شاید تنها برای دو سکانس ابتدایی و انتهاییش بشود ساعت ها بحث کرد و نظریه داد چه از بحث تکنیکی کار و چه از بحث معنایی.در همان ابتدا ما جمعیتی از کودکان را میبینیم که مشغول به بازی هستند.بازی که با چهره ها و خنده های کودکانه و معصومانه ی شان به نظر بچه گانه به چشم می ایند,اما دوربین بعد از لحظه ایی به پایین میاد و بازی انها را به تصویر میکشد,انها چند عقرب را در میان انبوهی از مورچه ها قرار داده اند و با درگیری انها هم می خندند (بچه ها هم بچه های جدید).تصویری شوکه کننده که فقط از کارگردانی آنارشیست و دیوانه چون سام پکین پا بر می امده.شاید ببینده در ابتدا انقدر متوجه این صحنه نشود اما اگر تا اخر به پای فیلم بنشینیم,مفهوم این بازی کودکانه که پیام اصلی فیلم هم است را میشود, درک کرد.در واقع عقرب ها استعاره ایی از شخصیت های قدرتمند داستانند که در میان جمعیتی از مردم سست عنصر و احمق گیر کرده اند و باید در میان این مردم فرودست بسوزنند و بسازنند,چیزی که در سکانس پایانی و تکان دهنده ی اخر فیلم مشاهده میکنیم هم انبوهی از مکزیکی ها (مورچه ها) است که قهرمانان(عقرب ها) داستان ما را احاطه کرده اند.با اینحال جالب است که هم در سکانس اول و اخر,پکین پا پایان ماجرا را به کودکان گره زده هم در سکانس اول که بچه ها بازیشان را به اتش میکشند و هم مورچه ها را میکشند و هم عقرب ها را و هم در سکانس اخر که شخصیت اصلیش به دست کودکی کشته میشود.پکین پا گویا معصومیت کودکان را هم در این دوران از دست رفته میپندارد,او انگار از زمانی که در حال زیستن است شاکیست.انگار دیگر دوران معصومیت ها را تمام شده میپندارد.حتی ژانر وسترن هم در ان دوران در حال به فراموشی سپردن بود.اگر چه که این فیلم چشم ها را دوباره به سمت خود خیره کرده ولی انگار اگر خدا بخواهد هر چیزی را پایان دهد رقم خواهد خورد حتی اگر شاهکاری چون شاهکار پکین پا یعنی این گروه خشن ساخته شود.
داستان فیلم در ابتدا چند هفت تیر بدست را نشان میدهد به سرکردگی فردی به نام پایک ,که تصمیم به سرقت از بانکی دارند اما این دستبردشان قبلتر لو رفته و دیک تورنتون(رفیق قدیمی پایک که بعد از دستگیرش به شرطی ازاد شده تا پایک را تحویل قانون دهد.) به همراه چند جایزه بگیر در کمین انها هستند تا انها را دستگیر کنند اما این کمین شکست میخورد و تعدادی از هفت تیر کش ها به همراه پول هایی که سرقت کرده اند فرار میکنند....حتی تقابل گروه پایک و دیک هم در نوع خود جالب است: در گروه پایک در ابتدا عقل حرف اول را میزند(جاییکه گروه نمی ایستند تا رفیق شان را دفن کنند و او را با یک تیر خلاص میکنند) اما کم کم این رفاقت ها و دلبستگی ها به مرور بیشتر می شود تا ان پایان خارق العاده در فیلم رقم بخورد.اما در ان طرف قضیه, دیک در میان گروهی مفت خور و لاشخور گیر کرده که تنها به پول فکر میکنند و در اندیشه دیگری نیستند حتی دیک در جایی از فیلم میگوید که دوست دارد در میان انها باشد در میان افرادی قدرتمند و انسان نه در میان افرادی تک بعدی.دوربین حتی با نشان دادن تعدادی لاشخور که در اخر فیلم به سراغ جسد ها رفتند و افراد دیک که به دنبال غنایم و داندان های طلا هستند این جماعت را به شکلی مستقیم بی شباهت به هم نمیپندارد.
سام پکین پا پس از ساخت سه فیلم وسترن با نام های همراهان سرگرد دندی ,مرگبار و بر دشت رفیع بتاز چهارمین اثرش را به نام این گروه خشن ساخته است که جزو کاملترین فیلم هایی هم میباشد که در عمر خود کارگردانی کرده.او با اضافه کردن صحنه های اسلوموشن اکشن و بوجود اوردن یک گروه که تا پایان در کنار هم هستند و یا برگشت به عقب و نشان دادن گذشته ی قهرمانان سبک و شیوه ایی جدید را در وسترن بوجود اورد و سطح وسترن ها را که قبلتر از وسترن های فورد تقلید میشدند تغییر داد.شاید بشود گفت که عامل موفقیت این فیلم این باشد که از زندگی خود پکین پا الهام گرفته شده است انگار که پایک و پکین پا دو روحند در یک جسم.
بازیها در سطح بسیار قابل قبولی قرار دارند و موسیقی متن فیلم هم هر جا که وقتش باشد خود را نشان میدهد و به گونه ایی نیست که سربار فیلم باشد بلکه همراه و به اوج برنده ی فیلم است.در کل اگر بخواهم نتیجه گیری خاصی را در مورد فیلم انجام دهم باید بگویم که این گروه خشن بسیار از وسترن هایی که قبلتر دیده بودم فرق میکرد و از دید دیگری به این ژانر مینگرست.گروهی را از پایان تا به انتها همراهی میکرد,گروهی که متعلق به این دنیا نبودند, گروهی که در اخرش دوست داشتم عضوی از ان باشم.
بهترین فیلم Sam Peckinpah
شاهکار پکین پا
در واقع سم پکین پا هرگز در ژانر وسترن از لحاظ کمی به استاد بی بدیل این ژانر جان فورد کبیر نمیرسد و یادر مقایسه با هوارد هاکس که وسترن های درخشانی در کارنامه خود به ثبت رسانده پکین پا حرفی برای گفتن ندارد.اما این گروه خشن از لحاظ کیفی با بالاترین قله های ژانر وسترن مثل جویندگان و ریو براوو برابری میکند.علاوه بر این پکین پا بعد از این فیلم موتیف های سینمای خود را شالکه میبخشد و نامش را به عنوان یک مولف صاحب سبک در تاریخ ثبت میکند.
این گروه خشن از بهترین هاست......
به نظر من این فیلم بهترین وسترن تاریخ سینماست ...
این فیلم فیلمی خوب و قابل بحثیه
وسترن فقط فیلمای لئونه. وسترن اسپاگتی. البته این فیلم هم خیلی عالیه اما روز و روزگاری در غرب... واو
فوق العاده اس . من تاحالا جندین بار دیدمش . هر وقت هم تلویزیون پخشش میکنه باز هم میشینم و نگاش میکنم . یه وسترن اصیل آمریکایی به معنای واقعی .
فوق العاده بود
عالی...
گاهی تدوین فیلم روی اعصاب می‌رفت، اما گاهی انسان رو به اوج می‌برد!
فیلم‌برداری اصیل وسترن...
و داستانی شاهکار در سبک وسترن امریکایی...
تک‌تک نماهای فیلم حساب شده و به جا بود...
متوسط رو به خوب..
ارزش دیدن و حتما داره،ولی شاهکار نیست..
خبرنگار : بهترین فیلمهای عمر شما؟
سام پکین پا : راشومون ( کوراساوا)-جاده ( فلینی)-محبوبم کلمنتاین (جان فورد)
فیلم گروه وحشی یا با نمایش "این گروه خشن"(در ایران) در نظرخواهی های متعدد منتقدین بهترین فیلم وسترن تاریخ سینماست. تدوینی که سام پکین پا در این فیلم بکار برده اوج هنر رو در خودش داره. بعنوان نمونه براتون بگم که یک فیلم اکشن دو ساعته بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نما داره. و این گروه خشن دارای ۳۶۰۰ کات یا نماست که هنوز هیچ فیلم اکشنی نتونسته این رکورد رو بشکنه. ب نقل از منابع مختلف در این فیلم ۲۵۰ هزار گلوله شلیک میشه که از کل تعداد گلوله های شلیک شده در جنگ های داخلی مکزیک بیشتره. رویاروی ۴ نفر که برای خونخواهی دوستشون در برابر ۳۰۰ نفر مکزیکی قرار میگیرند اوج هنرنمائی استاد خشونت در سینما یعنی سام پکین پاست... صحنه آغاز فیلم که تعدادی بچه چندتا عقرب رو داخل مورچه میندازن و مورچه ها شروع میکنن به گاز گرفتن عقربها و عقربها خودشون رو نیش میزنن تا بمیرن و در نهایت بچه ها همه عقربها و مورچه ها رو به آتیش میشگن در واقع نوعی کنایه از کل داستان فیلمه که چطور تعدادی کهنه کار در جنگی انتحارگونه به مبارزه با سیل جمعیت میرن و در نهایت یک بچه س که رهبر این گروه خشن رو از پا درمیاره
این فیلم تو ژانر خودش حرف نداره.عالیه
وسترن خوبی بود ولی شاهکار نبود . وسترن شاهکار میشه آثار فورد و هاکس
عالی
در یک کلام بی نظیره