يك فيلم عالي....عاشق چسترفيلد كشيدنشونم....خداحافظ سينما
1
faridnba
۹ سال پیش
عالی عالی عالی
3
amirshahab.mehdizadeh
۱۰ سال پیش
۹ از ۱۰ ... فاکتورهای جارموش به چشم میخورد به طوری که کسایی که اهل کاراشن نیاز به دیدن اسمش تو تیتراژ ندارن.فقط برای طولانی کردن فیلم یکم پرتی داشت که در اثار اولیه جیم جارموش طبیعیه و در اثار بعدیش مث مرد مرده یا گوست داگ این پرتی وجود نداره
4
naghimousavifarzad
۱۰ سال پیش
نکته قبل از بررسی به ذهن میاد این هست که جارموش زیاد تعلقی به ورود به کلیشه ها نداره سینماگری که مهمه اما همچنان درون جریانات هالیوودی نمیره وعلاقه ای به ذوب شدن مخاطبش در اکتورها وشخصیت های مطرح نداره وسعی می کنه مخاطب رو به سیری درون فیلم فاقد عناصر حاشیه ای مجذوب وبعضا دورکننده ببره .فیلم مورد بحث از سه اپیزود تشکیل شده دنیای جدید .یکسال بعد.وبهشت در دنیای جدید شاهد انسانهایی با قواعد وچارچوب های قراردادی خشک سرد وبعضابی معنی هستیم انسان هایی که کمتر عاطفه واحساس به خرج می دهند انگار درون ریتم ساده فیلم حرف ونقدی ملموس نهفته است ونوع نگاه به زعم بنده وکنش ها وواکنش ها بین شخصیتها دارای نقدی پست مدرن به کنون هاست اما چه می شوداین روزمرگی ودرون مردگی دائما رخ می نمایاند در عدم کشش رفتار متقابل شخصیت ها لذا به نظر همه انها خواهان رجعتند به نوعی وخسته به وضعیت ای ناشناخته وتصاویر بهتر که ایا وجود دارند؟ اتوپیا ومدینه فاضله وبهشتی که با رجعت به ان از سوبژيکتیوه های مکرر خلاص شوند روشنفکری در کار نیست واین عزم حاصل خلاهای درونی انسانهاست که انها را می کشد فیلم خیلی سبک ودلنشین جلو می رود وگاها بی اهمیت نشان می دهد انگار کارگردان در پی ان است به مخاطب با ریتم الغا کند به سوی هیچ چیز سه شخصیت افسرده وبی هدفمان عزم رفتن کرده اند وباز هرکدام وارد قواعد وچارچوب غیرمنتظره وجدا می شوند شاید بشود جارموش را روایت گر پست مدرن این روزمره گی ها نامید انگار هر قسمت فیلم نامه ای جدا دارد وقایعش نسبتا غافل گیر کننده است وجایی باهم تلاقی می کند به شخصه پایان بندی برام خیلی جذاب بود وچون سنت شکنی اونو تلقی کردم به جایی رهنمون نیستیم نا کجاابادها خود تبدیل به جاهای می شود ودائما در سیریم در نهایت با فیلمی سرراست در تنهایی وتمایل به تلاقی وکنش متقابل انسانها سروکارداریم درضمن این فیلم برنده یک نخل طلا پلنگ طلایی لوکارنو انجمن منتقدین فیلم است.
9
amin.asadi.n.y
۱۰ سال پیش
یکی از دیالوگهای موندگار این فیلم : چرا آدم هرجا میره مثل جاهای دیگه س !!! فیلمش زندگی محضه !! جیم جارموش هر ۲-۳ سال یکبار فیلم میسازه اما خوب میسازه اکثر فیلماش هم متوسط رو به بالاست ... فیلم بازا از دست ندن این فیلم هنری رو ...
4
nima.behzadi
۱۰ سال پیش
با این فیلم عاشق جارموش شدم. چقدر عنوانشو محشر انتخاب کرده.
2
permon1361
۱۰ سال پیش
قله سینمای مستقل
2
aminmokhtari68
۱۱ سال پیش
یک فیلمه ساده و جم وجور با فضایی غریب ودر کل یک اثر بیاد موندنی از جار موش.
5
armanshabani17
۱۱ سال پیش
مگه در وصف این شاهکار چیزی هم میشه گفت
3
mohsenmolavi1991
۱۱ سال پیش
عالی بود.
3
1
۱۱ سال پیش
این فیلم رو ۸ یا ۹ بار دیدم و حقیقتا از دیدنش سیر نمی شم.
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
با احترام به همه ی اساتید اصلا حال نکردم باهاش
يك فيلم عالي....عاشق چسترفيلد كشيدنشونم....خداحافظ سينما
عالی عالی عالی
۹ از ۱۰ ... فاکتورهای جارموش به چشم میخورد به طوری که کسایی که اهل کاراشن نیاز به دیدن اسمش تو تیتراژ ندارن.فقط برای طولانی کردن فیلم یکم پرتی داشت که در اثار اولیه جیم جارموش طبیعیه و در اثار بعدیش مث مرد مرده یا گوست داگ این پرتی وجود نداره
نکته قبل از بررسی به ذهن میاد این هست که جارموش زیاد تعلقی به ورود به کلیشه ها نداره سینماگری که مهمه اما همچنان درون جریانات هالیوودی نمیره وعلاقه ای به ذوب شدن مخاطبش در اکتورها وشخصیت های مطرح نداره وسعی می کنه مخاطب رو به سیری درون فیلم فاقد عناصر حاشیه ای مجذوب وبعضا دورکننده ببره .فیلم مورد بحث از سه اپیزود تشکیل شده دنیای جدید .یکسال بعد.وبهشت
در دنیای جدید شاهد انسانهایی با قواعد وچارچوب های قراردادی خشک سرد وبعضابی معنی هستیم انسان هایی که کمتر عاطفه واحساس به خرج می دهند انگار درون ریتم ساده فیلم حرف ونقدی ملموس نهفته است ونوع نگاه به زعم بنده وکنش ها وواکنش ها بین شخصیتها دارای نقدی پست مدرن به کنون هاست اما چه می شوداین روزمرگی ودرون مردگی دائما رخ می نمایاند در عدم کشش رفتار متقابل شخصیت ها لذا به نظر همه انها خواهان رجعتند به نوعی وخسته به وضعیت ای ناشناخته وتصاویر بهتر که ایا وجود دارند؟
اتوپیا ومدینه فاضله وبهشتی که با رجعت به ان از سوبژيکتیوه های مکرر خلاص شوند روشنفکری در کار نیست واین عزم حاصل خلاهای درونی انسانهاست که انها را می کشد فیلم خیلی سبک ودلنشین جلو می رود وگاها بی اهمیت نشان می دهد انگار کارگردان در پی ان است به مخاطب با ریتم الغا کند به سوی هیچ چیز سه شخصیت افسرده وبی هدفمان عزم رفتن کرده اند وباز هرکدام وارد قواعد وچارچوب غیرمنتظره وجدا می شوند شاید بشود جارموش را روایت گر پست مدرن این روزمره گی ها نامید انگار هر قسمت فیلم نامه ای جدا دارد وقایعش نسبتا غافل گیر کننده است وجایی باهم تلاقی می کند به شخصه پایان بندی برام خیلی جذاب بود وچون سنت شکنی اونو تلقی کردم به جایی رهنمون نیستیم نا کجاابادها خود تبدیل به جاهای می شود ودائما در سیریم در نهایت با فیلمی سرراست در تنهایی وتمایل به تلاقی وکنش متقابل انسانها سروکارداریم درضمن این فیلم برنده یک نخل طلا پلنگ طلایی لوکارنو انجمن منتقدین فیلم است.
یکی از دیالوگهای موندگار این فیلم : چرا آدم هرجا میره مثل جاهای دیگه س !!!
فیلمش زندگی محضه !!
جیم جارموش هر ۲-۳ سال یکبار فیلم میسازه اما خوب میسازه
اکثر فیلماش هم متوسط رو به بالاست ...
فیلم بازا از دست ندن این فیلم هنری رو ...
با این فیلم عاشق جارموش شدم. چقدر عنوانشو محشر انتخاب کرده.
قله سینمای مستقل
یک فیلمه ساده و جم وجور با فضایی غریب ودر کل یک اثر بیاد موندنی از جار موش.
مگه در وصف این شاهکار چیزی هم میشه گفت
عالی بود.
این فیلم رو ۸ یا ۹ بار دیدم و حقیقتا از دیدنش سیر نمی شم.