علاقمندان به این فیلم حتما Apocalypse Now ۱۹۷۹ ساخته فرانسیس فورد کاپولا رو هم ببینید
3
hosseing9823
۸ سال پیش
صحنه ی آخر همون تضادی رو داشت که اون سرباز با دکمه صلح داشت... یه صحنه ی غم انگیز و ظالمانه از جنگ همراه با آهنگ شادی که سربازا میخوندن... جنگ ویتنام جنگی بود که سیاستمدارهای آمریکایی شروعش کردن و بچه های ویتنامی توش کشته شدن!
1
apr74
۸ سال پیش
کسی که میخواد فیلمای سلطان کوبریکو ببینه باید با عدد بهره هوشی کوبریک و سبک فیلم سازیو بیان حرفاش اشنا باشه وگرنه میاد اینجا مثه بعضیا میگه فیلم چرت و کسل کننده بود.
0
saeedseifi
۸ سال پیش
عالی
0
jadidimahammad1379
۸ سال پیش
شاهکاری که ا مدت ها فقط CD اش رو نیگا میکردم...
0
mcqueen737
۸ سال پیش
دوستان می شه این فیلمو با خانواده وید یا نه؟؟ لطفا هر کی دیده واین پیامو خوند جواب بده
1
erfanataee99
۸ سال پیش
کوبریک در این فیلم حقارت و نادانی و لجنزاری و جانی بودن انسان تکامل نیافته رو به خوبی نشان می‌دهد همه رکن های فیلم خوب بود از صدا و موسیقی و دوربین و...
1
siavash3268
۸ سال پیش
با توجه به تعاريف زيادي كه به فيلم شده بود و همچنين كارگرداني كوبريك ، انتظارم از فيلم خيلي بالا بود.اما در مجموع با يه اثر متوسط روبرو شدم.فيلم تقريبا تكليفش مشخص نبود نيمه اول فيلم كه تو يه پادگان آموزشي بود نه هيچ داستان و نه هيچ شخصيت پردازي براش شده بود نيمه دوم فيلم هم كه در ميدان جنگ بود انتظار داستم حداق چند تا صحنه نفسگير نشون بدن اما هيچ. در مجموع وقع ديدن اين فيلم انتظارات رو بايد پايين بياريد
5
bakhshali.amir
۸ سال پیش
«سرباز جوکر: اومدم ویتنام… چون شنیدم جای کم نظیریه… نگین آسیای شرقیه. میخواستم با فرهنگ کهن اینجا و با
آدم های جذابشون آشنا شم… و بعد بکشمشون!»
5
سیامک کشاورزی
۸ سال پیش
تعجب میکنم از میزان اعتماد به نفس دوستانی که میان در کمال وقاحت شاهکارایی چون این فیلم یا نجات سرباز رایان و ... رو از استادای بلامنازع سینما معمولی یا چرت میخونن.... تبریک میگم بهتون برید اخراجی ها رو ببینید بیشتر حال میکنین مطمئنا
1
saeedtuborg
۸ سال پیش
عجب فیلمی بود خیلی جالب بود خودمم میخام چند ماه دیگه برم خدمت گفتم دانلودش کنم کلن فیلم به دو قسمت تبدیل کنیم نیمه اول فیلم فوق العادست و نیمه دوم فیلم با اینکه بعضیا گفتن حوصلتون سر میره و ریتم کندی داره واسه من که اینطور نبود توی نیمه دوم فیلم خوب بود و هیجان هم داره پس نیمه اول فیلم فوق العادست و نیمه دوم فیلم خوبه و من که کاملا راضی بودم یه تیکه اولش که فرماندشون داره با اون پسر چاقه حرف میزنه و داد میکشه سرش و پسره هم نمیتونه جلویلبخندشو بگیره و به زور خودشو نگه میداره خیلی خنده دار بود واقعا حال کردم با این صحنه در کل فیلم واقعا خوبی بود دیالوگ های عالی و جالبی داشت در دانلودش شک نکنید فوق العادست
0
aidin dadvar
۸ سال پیش
az betarin filmhaye aghaye stone ke hamishe filmhash theme janjali dare va joze ۳ filme bartar dar morede jange vietnam .
2
solidsnake9069
۸ سال پیش
تو یه روانی ای استنلی کوبریک! روحت شاد. ۱۰/۱۰... شاهکار محض.
2
امید فرامرزی
۸ سال پیش
آگه یه فیلم بد رو می خواید ببیند چطور میشه بزرگ کرد این فیلم ببیند فیلم که تو اول فیلم آمریکا و سیاست هاش می زنه بعد تو قسمت دوم طوری ویتنام رو می زنه و افراد منزجر کننده نشونشون می ده فیلم فقط سعی می کنه یه فضایی الکی بسازه آون رو هم نمی تونه بسازه هیچ آدمی تو ای فیلم ساخته نمیشه تو تقریبا تمام دیالوگ این فیلم حرف های پیامی کارگردان هست راه افتخار بهترین اثر کوبریک هست اما این فیلم بدترین اثر کوبریک
0
rahimiansajad
۹ سال پیش
eyes wide shut روچرابرداشتن ازروی سایت؟
8
yahya.gs1993
۹ سال پیش
واقعا جز بهترین فیلم های کـــس شعری بود که دیده بودم.روحت شاد استنلی.روحت شاد مرد بزرگ
0
dragonswords1234
۹ سال پیش
سرباز بله سرباز
1
Mahdi Sharifi
۹ سال پیش
ارزش یک بار دیدن هم نداره
1
farzad pesarak lou
۹ سال پیش
ابتدای فیلم قشنگ بود ولی اواسط واقعا شل و کسل کننده شده بود تیمه های سیاسی و کنایه هاش خوب بود ولی بنظرم ۷ خوبه واسش
16
htb.hassan
۹ سال پیش
لعنت به اجباری مقدس... آدم مرد نمیشه بیشتر توسری خور و نامرد میشه.یاد میگیری که همیشه یکی بالا سرت باشه بهت زور بگه تو هم فقط چشم قربان بگی. خدا از اون کسایی که سربازی رو اوردن تو این مملکت و ادامه میدن نگذره.
1
sajjadsaboor
۹ سال پیش
توقعی نیست که همه فیلم رو بدونن و دوست داشته باشن.اینقدر کوبریک بزرگه که فیلم هاش قابل مقایسه با هیچ فیلمی نباشه.استاد فیلم های رونشناسی هستش کوبریک.دیوونه سبک هاش هستم همه و همه کارهاش عالی و فوق العاده هستن و یکی از ۱۰ کارگردان مورد علاقم استاد استنلی بزرگ هستش.ممنون بابت فول متال جکت استاد.
2
ArminPK
۹ سال پیش
فقط نیمه اول فیلم
0
www.peyman.azizkhani
۹ سال پیش
بد نبود واسه يه بار ديدن خوبه
4
Gorganimohammad
۱۰ سال پیش
کل فیلم و مفاهیم سنگینش و اثر استاد کوبریک بودنش و امتیازش تو IMDB یه طرف . . . آهنگ آخرش (Paint It Black - The Rolling Stones) یه طرف...
40
montazer11087
۱۰ سال پیش
*********************گفت وگوی نشریه اشپیگل با استنلی کوبریک********************** نشریه اشپیگل : آقای کوبریک فیلم «غلاف تمام فلزی» که شما سال ۱۹۷۸ ساختید یک فیلم ضد جنگ است، جنگ ویتنام.. فیلم در مورد جنگ ویتنام به حد کافی وجود دارد. آیا شما با این فیلم می‌خواستید فیلم‌های دیگر در این زمینه را اصلاح کنید؟ استنلی کوبریک : این فیلم بر اساس رمان «آتش دوزخ» نوشته گوستاو هاسفورد (Gustav Hasford) ساخته شده. هاسفورد در ویتنام خبرنگار جنگی بود و رمان عجیب و فوق‌العاده‌ای نوشته است. داستان خوب در مورد ویتنام زیاد است. من هم مشخصاً دنبال داستانی در این مورد نبودم. من خیلی دیرپسندم. سال‌ها طول می‌کشد تا داستان دندان‌گیری برای فیلم ساختن پیدا کنم. هاسفورد نویسنده‌ای بزرگ است. توانایی تخیل و تصویرپردازی‌هایش در پیش‌زمینه‌ی جنگ ویتنام قانع کننده‌تر و دیالوگ‌هایش صادقانه‌تر از بقیه‌ی نویسندگان بود.اصولاً یکی از بزرگ‌ترین مشکلات یک فیلمساز یافتن داستان خوب است. مشکل اینجاست که رمان با فیلمنامه تفاوت دارد، و فیلمنامه‌نویس اصیل هم خیلی کم یافت می‌شود، کارگردانی که فیلمنامه نویس هم باشد باز هم کمتر از فیلمنامه‌نویس اصیل پیدا می‌شود.. نویسندگان به‌ندرت فیلمنامه می‌نویسند. کارگردانانی که بتوانند فیلمنامه بنویسند معدودند. فقط وودی آلن را داریم و اینگمار برگمن و فرانسوا تروفو را.. اشپیگل : قسمت نخست فیلم شما در یک اردوگاه آموزشی می‌گذرد. یک گروهبان سادیست سربازان را با روشی خشن و تحقیرآمیز آموزش می‌دهد. آن‌ها جوری آموزش می‌بینند که از انسان به ماشین جنگی تقلیل یابند. آیا عنوان فیلم «غلاف تمام فلزی» ناظر به همین معنی است؟ کوبریک : انسان را می‌توان به سلاح تبدیل کرد. یا آنطور که گروهبان در فیلم می‌گوید: «تفنگ صرفاً یک وسیله است. اما این قلب بی‌رحم است که می‌کشد». می‌گویند آموزش دشوار برای ویران کردن ترس از مرگ لازم است. برای ویران کردن ترس هم باید شخصیت فرد را درهم‌شکست. جوانانی که به ارتش می‌روند خودشان را نامیرا می‌دانند. آن‌ها از مرگ بیم ندارند. اما مسئله بر سر آن چیزی است که گروهبان در پایان دوره‌ی آموزشی در کله‌ی آن‌ها فرومی‌کند: «تفنگداران می‌میرند، اما هنگ تفنگداران همیشه جاوید است». نامیرایی را به این شکل به آن‌ها قالب می‌کنند. خبرنگار : در پایان دوره‌ی آموزشی یکی از سربازان که به یک ماشین جنگی بی‌رحم تبدیل شده، گروهبانی را که به او آموزش داده، می‌کشد. این صحنه مرا یاد کامپیوتری به نام «هال» در فیلم «۲۰۰۱، ادیسه در فضا» می‌اندازد که شورش می‌کند. در هر دو مورد ربات‌ها علیه فرمانده‌هاشان می‌شورند.. کوبریک : البته این صحنه را به این دلیل ایجاد نکرده‌ام، اما این شباهت قطعاً وجود دارد. خبرنگار : شما در فیلمتان زندگی خصوصی را از سربازان گرفته‌اید. آن‌ها ننه من غریبم بازی در نمی‌آورند و از چیزی جز سربازی حرف نمی‌زنند.. کوبریک : فیلم در هشت هفته‌ی نخست دوران آموزشی در یک پادگان می‌گذرد. و در این مدت حرف زدن اکیداً ممنوع است.. اشپیگل : در جبهه‌های جنگ چطور؟ تنها رابطه‌ی سربازان با ویتنامی‌ها چانه زدن بر سر قیمت روسپیان است.. سربازان در ویتنام صرفاً با پاانداز‌ها، روسپیان و واکسی‌ها حرف می‌زدند. با دیگران چگونه باید حرف می‌زدند؟ زبان ویتنامی که نمی‌دانستند. ویتنامی‌ها هم انگلیسی بلد نبودند. اشپیگل : شما فیلم را از نگاه یک خبرنگار جنگی روایت می‌کنید. جنگ ویتنام در نظر شما جنگ رسانه‌ها بود? کوبریک : بله. در این مورد یک صحنه‌ی کلیدی در فیلم هست. آنجا که افسر خبرنگار در اتاق تحریریه به دیگران آموزش می‌دهد و می‌گوید: «اساساً دو نوع داستان در مورد ویتنام وجود دارد: یکی اینکه سربازان از پول توجیبی‌شان به ویتنامی‌ها خمیردندان و دئودورانت هدیه می‌دهند، یکی هم آنکه در میدان جنگ تا آنجا که ممکن است آن‌ها را می‌کشند تا به پیررزی قدم به قدم نزدیک‌تر شوند». سانسوری هم وجود داشت که کلمات مورد استفاده خبرنگاران را تعیین می‌کرد... جنگ ویتنام نخستین جنگی بود که در درجه‌ی اول به عنوان جنگ تبلیغی هم در آمریکا کاربرد داشت. وارونه نشان دادن واقعیت از طریق رسانه‌ها یکی از اهداف دولت بود. در طول جنگ به افکار عمومی دروغ گفتند و تصویری جعلی از جنگ به آن‌ها نشان دادند. در تعداد کشته‌های دشمن اغراق می‌کردند و به سربازان مدام خبر پیروزی می‌دادند. جالب این است که جنگ رسانه‌ای را در همین رسانه‌ها هم باختند. خبرنگار : افسر خبرنگار هم خیلی شیک و پیک است... کوبریک : همین طور است. او جوری می‌نماید که انگار دارد در یک فیلم تبلیغاتی بازی می‌کند. خبرنگار : آیا شما با این فیلم یک فیلم ضد آمریکایی ساخته‌اید؟ کوبریک : به هیچ وجه. این فیلمی در مورد تراژدی جنگ ویتنام است. هر چند که فکر می‌کنم همه می‌دانند که آمریکا اشتباه کرد که درگیر جنگ شد. خبرنگار : از تضادهای روانی ناشی از جنگ یکی هم «جوکر» شخصیت اصلی فیلم است، که روی کلاه خودش نوشته: «برای کشتن آفریده شده‌ام». اما روی جلیقه‌اش نشان جنبش صلح‌طلبی دیده می‌شود. کوبریک : این علامت دوگانگی است. جوکر به فرمانده‌اش می‌گوید که انسان‌ها در میان نفرت و بدبیبی از یک سو، و دوستی و کمک به یکدیگر، دو شقه شده‌اند. خبرنگار : واقعاً برای شما قابل تصور است که یک تفنگدار دریایی نشان صلح بر جلیقه‌اش داشته باشد؟ کوبریک : در جریان جنگ ویتنام می‌شد دید که چطور سربازان روحیه و انضباطشان را از دست می‌دهند. نشان صلح بر جلیقه به همین نکته دلالت دارد. در مراحل پایانی جنگ به‌راستی هم سربازانی وجود داشتند که چنین علامتی بر جلیقه‌شان داشتند. خبرنگار : شما که آمریکایی هستید از ۲۰ سال پیش در انگلیس زندگی می‌کنید. آیا این کارتان دلیل سیاسی دارد؟ اما در مورد «دکتر استرنج لاو، یا چطور یاد گرفتم بمب بسازم» (۱۹۶۳) که دربحبوحه‌ی جنگ سرد ساختید، در برخی نقد‌ها در آمریکا نوشته شده بود که گویا شما با شوروی‌ها سر و سری دارید، چون به گمان آن‌ها توان نظامی آمریکا را تضعیف کرده‌اید. کوبریک : این را فقط تک وتوکی از منتقدان نوشتند. اینکه من در انگلیس هستم دلایل دیگری دارد. سه جا در دنیا هست که یک فیلمساز انگلیسی‌زبان می‌تواند واقعاً کار کند: لندن، نیویورک و لس‌آنجلس. امکانات فنی لندن در قیاس با لس آنجلس کمتر است اما برای زندگی بهتر است. نیویورک در مرحله‌ی سوم قرار دارد. لس‌آنجلس در واقع چیزی جز یک شهر بزرگ سینمایی نیست. آنجا رقابت زیاد است و آدم نمی‌تواند توی لاک خودش برود و کارش را بکند. مدام موی دماغ آدم می‌شوند: «کار چه‌طور پیش می‌رود؟»، «هنوز فیلمت تمام نشده؟»، «هنوز داری فیلمبرداری می‌کنی؟». این جوری آدم چزانده می‌شود. این است که دوست دارم در لندن کار کنم. خبرنگار : شما به دقت زیاد در کار معروف هستید. این فقط به سختگیری شما در انتخاب داستان محدود نیست. می‌گویند شما بعضی صحنه‌ها را ۱۰۰ بار تکرار می‌کنید تا به برداشت دلخواه برسید. کوبریک : مسئله‌ی سختگیری من نیست. بلکه این است که بعضی بازیگران موقع فیلمبرداری آماده نیستند و متنشان را نمی‌توانند بیان کنند. بازیگری هم که نتواند متن خودش را ادا کند، نمی‌تواند خوب بازی کند. این بازیگران هنگام مصاحبه با رسانه‌ها از وسواس و سختگیری من شکوه می‌کنند. اما نمی‌گویند چرا من یک صحنه را ۱۰۰ بار تکرار می‌کنم. می‌گویند شما گوشه گیر و مردم گریزید. خبرنگار : جوزف کنراد جایی گفته است: «انسان، هر چند ضعیف است، اما اغلب دیوانه هم هست.» کوبریک : من با این نظر او موافقم. اینکه آن را در اشخاص فیلم نشان می‌دهم دلیل بر این نیست که از انسان بدم می‌آید، بلکه حاکی از این است که با دقت به وجود انسان نگاه می‌کنم. خبرنگار : درست است که بگوییم شما انسان‌ها را از نظرگاه جاناتان سویفت می‌بینید؟ کوبریک : بیشتر از نظرگاه جوزف کنراد می‌بینم. چون کمتر مصاحبه می‌کنم مرا گوشه‌گیر می‌دانند. خیلی حرف‌های دیگر هم برایم در‌آورده‌اند که همه‌اش باطل است..
1
mansourmob
۱۰ سال پیش
دوستانی که این فیلم رو با نجات سرباز رایان مقایسه کردن بهتره ی تجدید نظری بکنن
13
amirshahab.mehdizadeh
۱۰ سال پیش
یعنی این کوبریک دیوانس...دیوااااااااااااانس...دیواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانس !!! در سن ۱۵ سالگی به این نتیجه رسیدم که بهترین فیلمساز دنیاس...الان اینطوری فک نمیکنم اما بازم این کوبریک دیوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانس ! ۱۰ از ۱۰...بهترین فیلم راجع به ویتنام بعد از اینک اخرالزمان.
6
alirahimli
۱۰ سال پیش
کثافتی که توی این جنگها اتفاق میوفته دلیل محکمی واسه‌ی رد نظریه‌ی مسخره‌ی برای صلح ابدی جنگی بزرگ لازم است، این فیلم رو باید کوبید تو صورت اون احمقایی که فکر میکنن سربازای امریکایی منادیان آزادی هستن!!!
2
abflmo231
۱۰ سال پیش
فیلم سیر یک داستان خطی را دنبال نمی کند .. ولی با این همه فیلم خوبی است و ارزش یکبار دیدن را دارد . فقط نیمه اول فیلم خوب کار شده ..
امتــیــــاز ۷.۹ از ۱۰
0
mohsenliavi
۱۰ سال پیش
بهترین سکانس فیلم اونجا بود که پاول فرمانده خودش رو میکشه و بعد خودشو خلاص میکنه
0
sirooselahi
۱۰ سال پیش
سلام خسته نباشید من دانلود کردم یک سوم فیلم فقط تونستم ببینم خراب بود....
3
ayasalmahdi
۱۰ سال پیش
ای کاش کوبریک دغدغه های دیگه ای داشت
2
azadeh.mohamad11
۱۰ سال پیش
یکی از بهترین های استاد!دوستان توجه کنید صحنه ی تک تیر انداز درون فیلم بار ها و بار ها رر فیلم های دیگه تکرار شده مانند نجات سرباز رایان و کوهستان سرد جالبیش این جاست همش یه تک تیر اندازه و چند تا سرباز گیر کردن جلوی تک تیر انداز
3
عادل طاووسی
۱۰ سال پیش
استنلی کوبریک دین خودش رو نسبت به جنگ و ضدیتش نسبت به جنگ در این فیلم و فیلم بزرگتر راههای افتخار ادا کرده.تاثیر اینچنین فیلمها رو مخاطب چنان هست که هیچ وقت از ذهن بیننده پاک نمیشه .در کل فیلمهای ضدجنگ این تاثیر رو دارند.همیشه تو دسته بندی فیلمام به این نتیجه رسیدم که فیلمهای ضد جنگ بیشترین طرفدار رو بین بینندگان داشته دوست داشتم یه لیستی از این فیلمها رو بگذارم دیدم اینقدر زیاده که فکر نکنم بتونم همشو بنویسم دوستان هنردوست اگه اسمی رو از قلم انداختم کمکم کنن تابتونم لیستم رو کامل کنم :
Where Eagles Dare.۱۹۶۸ Roma Open City.۱۹۴۴ Grand Illusion.۱۹۳۷ The Deer Hunter.۱۹۷۸ Three Kings.۱۹۹۹ Come and See.۱۹۴۳ Ran.۱۹۸۵ The thin red line.۱۹۹۸ Paths of Glory.۱۹۵۷ Apocalypse Now.۱۹۷۹ Saving Private Ryan.۱۹۹۸ The Hurt Locker.۲۰۰۸ Born on the Fourth of July.۱۹۸۹ Platoon.۱۹۸۶ Cross of Iron.۱۹۷۷ Ivans Childhood.۱۹۶۲ All Quiet on the Western Front.۱۹۳۰ Germany Year Zero.۱۹۴۸ و دیدن فیلمهای زیر که نایاب هست هم توصیه میشه: Oh! What a Lovely War.۱۹۶۹ The Shop on Main Street.۱۹۶۵ The Bridge.۱۹۵۹ Les Jeux Interdits.۱۹۵۱ سه گانه اندره وایدا Kanał.۱۹۵۶ Ashes and Diamonds.۱۹۵۸ A Generation.۱۹۵۴ Westfront ۱۹۱۸.۱۹۳۰ فیلم غلاف تمام فلزی ساختاری محكم و قدرتمند دارد و فیلم آشکارا انتقادی بود به تزریق روحیه وحشی گری و جنگ طلبی به سربازان بیچاره آمریکایی و تبدیل کردن آنها به حیوانات دست آموز.دوستان آهنگ پایانی فیلم هم Paint It Black اثر گروه Rolling Stones خیلی جالبه
3
silver_man5959
۱۰ سال پیش
قربان ، بله قربان ..!!
25
saeedmolavi95
۱۱ سال پیش
پخته ترین فیلم جنگی کوبریک بعد از دو شاهکار راه های افتخار و دکتر استرنجلاو با این فیلم کوبریک سه گانه فیلم های فوق العاده زیبای ژانر جنگیش رو تکمیل کرد
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
درود بر حضرت استنلی.
علاقمندان به این فیلم حتما Apocalypse Now ۱۹۷۹ ساخته فرانسیس فورد کاپولا رو هم ببینید
صحنه ی آخر همون تضادی رو داشت که اون سرباز با دکمه صلح داشت... یه صحنه ی غم انگیز و ظالمانه از جنگ همراه با آهنگ شادی که سربازا میخوندن...
جنگ ویتنام جنگی بود که سیاستمدارهای آمریکایی شروعش کردن و بچه های ویتنامی توش کشته شدن!
کسی که میخواد فیلمای سلطان کوبریکو ببینه باید با عدد بهره هوشی کوبریک و سبک فیلم سازیو بیان حرفاش اشنا باشه وگرنه میاد اینجا مثه بعضیا میگه فیلم چرت و کسل کننده بود.
عالی
شاهکاری که ا مدت ها فقط CD اش رو نیگا میکردم...
دوستان می شه این فیلمو با خانواده وید یا نه؟؟ لطفا هر کی دیده واین پیامو خوند جواب بده
کوبریک در این فیلم حقارت و نادانی و لجنزاری و جانی بودن انسان تکامل نیافته رو به خوبی نشان می‌دهد
همه رکن های فیلم خوب بود از صدا و موسیقی و دوربین و...
با توجه به تعاريف زيادي كه به فيلم شده بود و همچنين كارگرداني كوبريك ، انتظارم از فيلم خيلي بالا بود.اما در مجموع با يه اثر متوسط روبرو شدم.فيلم تقريبا تكليفش مشخص نبود نيمه اول فيلم كه تو يه پادگان آموزشي بود نه هيچ داستان و نه هيچ شخصيت پردازي براش شده بود نيمه دوم فيلم هم كه در ميدان جنگ بود انتظار داستم حداق چند تا صحنه نفسگير نشون بدن اما هيچ.
در مجموع وقع ديدن اين فيلم انتظارات رو بايد پايين بياريد
«سرباز جوکر: اومدم ویتنام… چون شنیدم جای کم نظیریه… نگین آسیای شرقیه. میخواستم با فرهنگ کهن اینجا و با
آدم های جذابشون آشنا شم… و بعد بکشمشون!»
تعجب میکنم از میزان اعتماد به نفس دوستانی که میان در کمال وقاحت شاهکارایی چون این فیلم یا نجات سرباز رایان و ... رو از استادای بلامنازع سینما معمولی یا چرت میخونن.... تبریک میگم بهتون برید اخراجی ها رو ببینید بیشتر حال میکنین مطمئنا
عجب فیلمی بود خیلی جالب بود خودمم میخام چند ماه دیگه برم خدمت گفتم دانلودش کنم کلن فیلم به دو قسمت تبدیل کنیم نیمه اول فیلم فوق العادست و نیمه دوم فیلم با اینکه بعضیا گفتن حوصلتون سر میره و ریتم کندی داره واسه من که اینطور نبود توی نیمه دوم فیلم خوب بود و هیجان هم داره پس نیمه اول فیلم فوق العادست و نیمه دوم فیلم خوبه و من که کاملا راضی بودم یه تیکه اولش که فرماندشون داره با اون پسر چاقه حرف میزنه و داد میکشه سرش و پسره هم نمیتونه جلویلبخندشو بگیره و به زور خودشو نگه میداره خیلی خنده دار بود واقعا حال کردم با این صحنه در کل فیلم واقعا خوبی بود دیالوگ های عالی و جالبی داشت در دانلودش شک نکنید فوق العادست
az betarin filmhaye aghaye stone ke hamishe filmhash theme janjali dare va joze ۳ filme bartar dar morede jange vietnam .
تو یه روانی ای استنلی کوبریک!
روحت شاد. ۱۰/۱۰... شاهکار محض.
آگه یه فیلم بد رو می خواید ببیند چطور میشه بزرگ کرد این فیلم ببیند
فیلم که تو اول فیلم آمریکا و سیاست هاش می زنه بعد تو قسمت دوم طوری ویتنام رو می زنه و افراد منزجر کننده نشونشون می ده
فیلم فقط سعی می کنه یه فضایی الکی بسازه آون رو هم نمی تونه بسازه
هیچ آدمی تو ای فیلم ساخته نمیشه تو تقریبا تمام دیالوگ این فیلم حرف های پیامی کارگردان هست
راه افتخار بهترین اثر کوبریک هست اما این فیلم بدترین اثر کوبریک
eyes wide shut روچرابرداشتن ازروی سایت؟
واقعا جز بهترین فیلم های کـــس شعری بود که دیده بودم.روحت شاد استنلی.روحت شاد مرد بزرگ
سرباز بله سرباز
ارزش یک بار دیدن هم نداره
ابتدای فیلم قشنگ بود ولی اواسط واقعا شل و کسل کننده شده بود تیمه های سیاسی و کنایه هاش خوب بود ولی بنظرم ۷ خوبه واسش
لعنت به اجباری مقدس...
آدم مرد نمیشه بیشتر توسری خور و نامرد میشه.یاد میگیری که همیشه یکی بالا سرت باشه بهت زور بگه تو هم فقط چشم قربان بگی.
خدا از اون کسایی که سربازی رو اوردن تو این مملکت و ادامه میدن نگذره.
توقعی نیست که همه فیلم رو بدونن و دوست داشته باشن.اینقدر کوبریک بزرگه که فیلم هاش قابل مقایسه با هیچ فیلمی نباشه.استاد فیلم های رونشناسی هستش کوبریک.دیوونه سبک هاش هستم همه و همه کارهاش عالی و فوق العاده هستن و یکی از ۱۰ کارگردان مورد علاقم استاد استنلی بزرگ هستش.ممنون بابت فول متال جکت استاد.
فقط نیمه اول فیلم
بد نبود واسه يه بار ديدن خوبه
کل فیلم و مفاهیم سنگینش و اثر استاد کوبریک بودنش و امتیازش تو IMDB یه طرف
.
.
.
آهنگ آخرش (Paint It Black - The Rolling Stones) یه طرف...
*********************گفت وگوی نشریه اشپیگل با استنلی کوبریک**********************
نشریه اشپیگل : آقای کوبریک فیلم «غلاف تمام فلزی» که شما سال ۱۹۷۸ ساختید یک فیلم ضد جنگ است، جنگ ویتنام.. فیلم در مورد جنگ ویتنام به حد کافی وجود دارد. آیا شما با این فیلم می‌خواستید فیلم‌های دیگر در این زمینه را اصلاح کنید؟
استنلی کوبریک : این فیلم بر اساس رمان «آتش دوزخ» نوشته گوستاو هاسفورد (Gustav Hasford) ساخته شده. هاسفورد در ویتنام خبرنگار جنگی بود و رمان عجیب و فوق‌العاده‌ای نوشته است. داستان خوب در مورد ویتنام زیاد است. من هم مشخصاً دنبال داستانی در این مورد نبودم. من خیلی دیرپسندم. سال‌ها طول می‌کشد تا داستان دندان‌گیری برای فیلم ساختن پیدا کنم. هاسفورد نویسنده‌ای بزرگ است. توانایی تخیل و تصویرپردازی‌هایش در پیش‌زمینه‌ی جنگ ویتنام قانع کننده‌تر و دیالوگ‌هایش صادقانه‌تر از بقیه‌ی نویسندگان بود.اصولاً یکی از بزرگ‌ترین مشکلات یک فیلمساز یافتن داستان خوب است. مشکل اینجاست که رمان با فیلمنامه تفاوت دارد، و فیلمنامه‌نویس اصیل هم خیلی کم یافت می‌شود، کارگردانی که فیلمنامه نویس هم باشد باز هم کمتر از فیلمنامه‌نویس اصیل پیدا می‌شود.. نویسندگان به‌ندرت فیلمنامه می‌نویسند. کارگردانانی که بتوانند فیلمنامه بنویسند معدودند. فقط وودی آلن را داریم و اینگمار برگمن و فرانسوا تروفو را..
اشپیگل : قسمت نخست فیلم شما در یک اردوگاه آموزشی می‌گذرد. یک گروهبان سادیست سربازان را با روشی خشن و تحقیرآمیز آموزش می‌دهد. آن‌ها جوری آموزش می‌بینند که از انسان به ماشین جنگی تقلیل یابند. آیا عنوان فیلم «غلاف تمام فلزی» ناظر به همین معنی است؟
کوبریک : انسان را می‌توان به سلاح تبدیل کرد. یا آنطور که گروهبان در فیلم می‌گوید: «تفنگ صرفاً یک وسیله است. اما این قلب بی‌رحم است که می‌کشد». می‌گویند آموزش دشوار برای ویران کردن ترس از مرگ لازم است. برای ویران کردن ترس هم باید شخصیت فرد را درهم‌شکست. جوانانی که به ارتش می‌روند خودشان را نامیرا می‌دانند. آن‌ها از مرگ بیم ندارند. اما مسئله بر سر آن چیزی است که گروهبان در پایان دوره‌ی آموزشی در کله‌ی آن‌ها فرومی‌کند: «تفنگداران می‌میرند، اما هنگ تفنگداران همیشه جاوید است». نامیرایی را به این شکل به آن‌ها قالب می‌کنند.
خبرنگار : در پایان دوره‌ی آموزشی یکی از سربازان که به یک ماشین جنگی بی‌رحم تبدیل شده، گروهبانی را که به او آموزش داده، می‌کشد. این صحنه مرا یاد کامپیوتری به نام «هال» در فیلم «۲۰۰۱، ادیسه در فضا» می‌اندازد که شورش می‌کند. در هر دو مورد ربات‌ها علیه فرمانده‌هاشان می‌شورند..
کوبریک : البته این صحنه را به این دلیل ایجاد نکرده‌ام، اما این شباهت قطعاً وجود دارد.
خبرنگار : شما در فیلمتان زندگی خصوصی را از سربازان گرفته‌اید. آن‌ها ننه من غریبم بازی در نمی‌آورند و از چیزی جز سربازی حرف نمی‌زنند..
کوبریک : فیلم در هشت هفته‌ی نخست دوران آموزشی در یک پادگان می‌گذرد. و در این مدت حرف زدن اکیداً ممنوع است..
اشپیگل : در جبهه‌های جنگ چطور؟
تنها رابطه‌ی سربازان با ویتنامی‌ها چانه زدن بر سر قیمت روسپیان است..
سربازان در ویتنام صرفاً با پاانداز‌ها، روسپیان و واکسی‌ها حرف می‌زدند. با دیگران چگونه باید حرف می‌زدند؟ زبان ویتنامی که نمی‌دانستند. ویتنامی‌ها هم انگلیسی بلد نبودند.
اشپیگل : شما فیلم را از نگاه یک خبرنگار جنگی روایت می‌کنید. جنگ ویتنام در نظر شما جنگ رسانه‌ها بود?
کوبریک : بله. در این مورد یک صحنه‌ی کلیدی در فیلم هست. آنجا که افسر خبرنگار در اتاق تحریریه به دیگران آموزش می‌دهد و می‌گوید: «اساساً دو نوع داستان در مورد ویتنام وجود دارد: یکی اینکه سربازان از پول توجیبی‌شان به ویتنامی‌ها خمیردندان و دئودورانت هدیه می‌دهند، یکی هم آنکه در میدان جنگ تا آنجا که ممکن است آن‌ها را می‌کشند تا به پیررزی قدم به قدم نزدیک‌تر شوند».
سانسوری هم وجود داشت که کلمات مورد استفاده خبرنگاران را تعیین می‌کرد...
جنگ ویتنام نخستین جنگی بود که در درجه‌ی اول به عنوان جنگ تبلیغی هم در آمریکا کاربرد داشت. وارونه نشان دادن واقعیت از طریق رسانه‌ها یکی از اهداف دولت بود. در طول جنگ به افکار عمومی دروغ گفتند و تصویری جعلی از جنگ به آن‌ها نشان دادند. در تعداد کشته‌های دشمن اغراق می‌کردند و به سربازان مدام خبر پیروزی می‌دادند. جالب این است که جنگ رسانه‌ای را در همین رسانه‌ها هم باختند.
خبرنگار : افسر خبرنگار هم خیلی شیک و پیک است...
کوبریک : همین طور است. او جوری می‌نماید که انگار دارد در یک فیلم تبلیغاتی بازی می‌کند.
خبرنگار : آیا شما با این فیلم یک فیلم ضد آمریکایی ساخته‌اید؟
کوبریک : به هیچ وجه. این فیلمی در مورد تراژدی جنگ ویتنام است. هر چند که فکر می‌کنم همه می‌دانند که آمریکا اشتباه کرد که درگیر جنگ شد.
خبرنگار : از تضادهای روانی ناشی از جنگ یکی هم «جوکر» شخصیت اصلی فیلم است، که روی کلاه خودش نوشته: «برای کشتن آفریده شده‌ام». اما روی جلیقه‌اش نشان جنبش صلح‌طلبی دیده می‌شود.
کوبریک : این علامت دوگانگی است. جوکر به فرمانده‌اش می‌گوید که انسان‌ها در میان نفرت و بدبیبی از یک سو، و دوستی و کمک به یکدیگر، دو شقه شده‌اند.
خبرنگار : واقعاً برای شما قابل تصور است که یک تفنگدار دریایی نشان صلح بر جلیقه‌اش داشته باشد؟
کوبریک : در جریان جنگ ویتنام می‌شد دید که چطور سربازان روحیه و انضباطشان را از دست می‌دهند. نشان صلح بر جلیقه به همین نکته دلالت دارد. در مراحل پایانی جنگ به‌راستی هم سربازانی وجود داشتند که چنین علامتی بر جلیقه‌شان داشتند.
خبرنگار : شما که آمریکایی هستید از ۲۰ سال پیش در انگلیس زندگی می‌کنید. آیا این کارتان دلیل سیاسی دارد؟
اما در مورد «دکتر استرنج لاو، یا چطور یاد گرفتم بمب بسازم» (۱۹۶۳) که دربحبوحه‌ی جنگ سرد ساختید، در برخی نقد‌ها در آمریکا نوشته شده بود که گویا شما با شوروی‌ها سر و سری دارید، چون به گمان آن‌ها توان نظامی آمریکا را تضعیف کرده‌اید.
کوبریک : این را فقط تک وتوکی از منتقدان نوشتند. اینکه من در انگلیس هستم دلایل دیگری دارد. سه جا در دنیا هست که یک فیلمساز انگلیسی‌زبان می‌تواند واقعاً کار کند: لندن، نیویورک و لس‌آنجلس. امکانات فنی لندن در قیاس با لس آنجلس کمتر است اما برای زندگی بهتر است. نیویورک در مرحله‌ی سوم قرار دارد. لس‌آنجلس در واقع چیزی جز یک شهر بزرگ سینمایی نیست. آنجا رقابت زیاد است و آدم نمی‌تواند توی لاک خودش برود و کارش را بکند. مدام موی دماغ آدم می‌شوند: «کار چه‌طور پیش می‌رود؟»، «هنوز فیلمت تمام نشده؟»، «هنوز داری فیلمبرداری می‌کنی؟». این جوری آدم چزانده می‌شود. این است که دوست دارم در لندن کار کنم.
خبرنگار : شما به دقت زیاد در کار معروف هستید. این فقط به سختگیری شما در انتخاب داستان محدود نیست. می‌گویند شما بعضی صحنه‌ها را ۱۰۰ بار تکرار می‌کنید تا به برداشت دلخواه برسید.
کوبریک : مسئله‌ی سختگیری من نیست. بلکه این است که بعضی بازیگران موقع فیلمبرداری آماده نیستند و متنشان را نمی‌توانند بیان کنند. بازیگری هم که نتواند متن خودش را ادا کند، نمی‌تواند خوب بازی کند. این بازیگران هنگام مصاحبه با رسانه‌ها از وسواس و سختگیری من شکوه می‌کنند. اما نمی‌گویند چرا من یک صحنه را ۱۰۰ بار تکرار می‌کنم.
می‌گویند شما گوشه گیر و مردم گریزید.
خبرنگار : جوزف کنراد جایی گفته است: «انسان، هر چند ضعیف است، اما اغلب دیوانه هم هست.»
کوبریک : من با این نظر او موافقم. اینکه آن را در اشخاص فیلم نشان می‌دهم دلیل بر این نیست که از انسان بدم می‌آید، بلکه حاکی از این است که با دقت به وجود انسان نگاه می‌کنم.
خبرنگار : درست است که بگوییم شما انسان‌ها را از نظرگاه جاناتان سویفت می‌بینید؟
کوبریک : بیشتر از نظرگاه جوزف کنراد می‌بینم. چون کمتر مصاحبه می‌کنم مرا گوشه‌گیر می‌دانند. خیلی حرف‌های دیگر هم برایم در‌آورده‌اند که همه‌اش باطل است..
دوستانی که این فیلم رو با نجات سرباز رایان مقایسه کردن بهتره ی تجدید نظری بکنن
یعنی این کوبریک دیوانس...دیوااااااااااااانس...دیواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانس !!!
در سن ۱۵ سالگی به این نتیجه رسیدم که بهترین فیلمساز دنیاس...الان اینطوری فک نمیکنم اما بازم این کوبریک دیوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااانس !
۱۰ از ۱۰...بهترین فیلم راجع به ویتنام بعد از اینک اخرالزمان.
کثافتی که توی این جنگها اتفاق میوفته دلیل محکمی واسه‌ی رد نظریه‌ی مسخره‌ی برای صلح ابدی جنگی بزرگ لازم است، این فیلم رو باید کوبید تو صورت اون احمقایی که فکر میکنن سربازای امریکایی منادیان آزادی هستن!!!
فیلم سیر یک داستان خطی را دنبال نمی کند .. ولی با این همه فیلم خوبی است و ارزش یکبار دیدن را دارد .
فقط نیمه اول فیلم خوب کار شده ..
امتــیــــاز ۷.۹ از ۱۰
بهترین سکانس فیلم اونجا بود که پاول فرمانده خودش رو میکشه و بعد خودشو خلاص میکنه
سلام خسته نباشید من دانلود کردم یک سوم فیلم فقط تونستم ببینم خراب بود....
ای کاش کوبریک دغدغه های دیگه ای داشت
یکی از بهترین های استاد!دوستان توجه کنید صحنه ی تک تیر انداز درون فیلم بار ها و بار ها رر فیلم های دیگه تکرار شده مانند نجات سرباز رایان و کوهستان سرد جالبیش این جاست همش یه تک تیر اندازه و چند تا سرباز گیر کردن جلوی تک تیر انداز
استنلی کوبریک دین خودش رو نسبت به جنگ و ضدیتش نسبت به جنگ در این فیلم و فیلم بزرگتر راههای افتخار ادا کرده.تاثیر اینچنین فیلمها رو مخاطب چنان هست که هیچ وقت از ذهن بیننده پاک نمیشه .در کل فیلمهای ضدجنگ این تاثیر رو دارند.همیشه تو دسته بندی فیلمام به این نتیجه رسیدم که فیلمهای ضد جنگ بیشترین طرفدار رو بین بینندگان داشته دوست داشتم یه لیستی از این فیلمها رو بگذارم دیدم اینقدر زیاده که فکر نکنم بتونم همشو بنویسم دوستان هنردوست اگه اسمی رو از قلم انداختم کمکم کنن تابتونم لیستم رو کامل کنم :
Where Eagles Dare.۱۹۶۸ Roma Open City.۱۹۴۴ Grand Illusion.۱۹۳۷ The Deer Hunter.۱۹۷۸
Three Kings.۱۹۹۹ Come and See.۱۹۴۳ Ran.۱۹۸۵ The thin red line.۱۹۹۸ Paths of Glory.۱۹۵۷
Apocalypse Now.۱۹۷۹ Saving Private Ryan.۱۹۹۸ The Hurt Locker.۲۰۰۸ Born on the Fourth of July.۱۹۸۹ Platoon.۱۹۸۶ Cross of Iron.۱۹۷۷ Ivans Childhood.۱۹۶۲ All Quiet on the Western Front.۱۹۳۰
Germany Year Zero.۱۹۴۸
و دیدن فیلمهای زیر که نایاب هست هم توصیه میشه:
Oh! What a Lovely War.۱۹۶۹ The Shop on Main Street.۱۹۶۵ The Bridge.۱۹۵۹ Les Jeux Interdits.۱۹۵۱
سه گانه اندره وایدا Kanał.۱۹۵۶ Ashes and Diamonds.۱۹۵۸ A Generation.۱۹۵۴
Westfront ۱۹۱۸.۱۹۳۰
فیلم غلاف تمام فلزی ساختاری محكم و قدرتمند دارد و فیلم آشکارا انتقادی بود به تزریق روحیه وحشی گری و جنگ طلبی به سربازان بیچاره آمریکایی و تبدیل کردن آنها به حیوانات دست آموز.دوستان آهنگ پایانی فیلم هم Paint It Black اثر گروه Rolling Stones خیلی جالبه
قربان ، بله قربان ..!!
پخته ترین فیلم جنگی کوبریک بعد از دو شاهکار راه های افتخار و دکتر استرنجلاو با این فیلم کوبریک سه گانه فیلم های فوق العاده زیبای ژانر جنگیش رو تکمیل کرد