برنده بعدی فصل مهم دیگری از زندگی دختر یعنی ازدواج را آغاز می کند.
کلاغ را او بعد از نقطه عطف داستان در آسمان می بیند و در سکانس بعد با دوچرخه از روی تصویر آن عبور می کند. ( کلاغ نماد شومی است )
پیرزن قبل از آخرین بار رجوع به دریاچه ، دو پرنده خوش آواز را در آسمان دریاچه می بیند که کنایه از خود و پدرش هستند ، درنای زیبایی نیز در دریاچه وجود دارد که طرز قرار گرفتن او در آب و بازی او بامنقارش جالب توجه است! ؛ این تصاویر به آن فصل از داستان مربوط اند که دختر برتصمیم خود استوار شده است. در سکانس پایانی دسته پرندگان انبوهی را می بینیم که در بالای سر پیرزن پرواز می کنند ، اگر پرنده ها قاصدان فصل های مهم زندگی دخترند ، پرواز باشکوه این دسته انبوه پرندگان می بایست مهمترین فصل زندگی او را نوید بدهند...
نماد و نمادپردازی نه تنها در نقد و بررسی بلکه در ساخت یک اثر هنری نیز ازموقعیت حساسی برخورداراست. نمادها در فیلم می توانند حد فاصل یک کار شعارزده تا اثری استعاری یا انتزاعی باشند که البته سازندگان پدر و دختر با توجه به وقت طولانی ای که صرف ساخت این اثر ارزشمند کرده اند ، به خوبی از عهده نمادپردازی برآمده اند ، همان طور که از عهده ی فرم بدیع در انیمیشن و هماهنگی ساختار و محتوا و ...
به نظر می رسد Michael Dudok de Wit از زاویه نگاه روایت هنری تصاویر و ساخت هوشمندانه یک کار فلسفی – روانشناختی ، اثر تحسین برانگیزی را به دنیای هنردوستان سینما و اندیشه تقدیم کرده است و منش او می بایست الگوی طرفداران سینما قرار گیرد ؛ اما اینکه آیا تاثیر این اثر هنری بر مخاطب و همچنین نتیجه گیری او از فلسفه فروید ، تاچه میزان هوشمندانه و مطابق حقیقت است نقد دیگری است که علیرغم اهمیت اما مورد بحث من نبوده است ، آن را به دوستان وامی گذارم.
0
erfanemperor44
۸ سال پیش
ادامه متن (۲):
برنده بعدی فصل مهم دیگری از زندگی دختر یعنی ازدواج را آغاز می کند.
کلاغ را او بعد از نقطه عطف داستان در آسمان می بیند و در سکانس بعد با دوچرخه از روی تصویر آن عبور می کند. ( کلاغ نماد شومی است )
پیرزن قبل از آخرین بار رجوع به دریاچه ، دو پرنده خوش آواز را در آسمان دریاچه می بیند که کنایه از خود و پدرش هستند ، درنای زیبایی نیز در دریاچه وجود دارد که طرز قرار گرفتن او در آب و بازی او بامنقارش جالب توجه است! ؛ این تصاویر به آن فصل از داستان مربوط اند که دختر برتصمیم خود استوار شده است. در سکانس پایانی دسته پرندگان انبوهی را می بینیم که در بالای سر پیرزن پرواز می کنند ، اگر پرنده ها قاصدان فصل های مهم زندگی دخترند ، پرواز باشکوه این دسته انبوه پرندگان می بایست مهمترین فصل زندگی او را نوید بدهند...
نماد و نمادپردازی نه تنها در نقد و بررسی بلکه در ساخت یک اثر هنری نیز ازموقعیت حساسی برخورداراست. نمادها در فیلم می توانند حد فاصل یک کار شعارزده تا اثری استعاری یا انتزاعی باشند که البته سازندگان پدر و دختر با توجه به وقت طولانی ای که صرف ساخت این اثر ارزشمند کرده اند ، به خوبی از عهده نمادپردازی برآمده اند ، همان طور که از عهده ی فرم بدیع در انیمیشن و هماهنگی ساختار و محتوا و ...
به نظر می رسد Michael Dudok de Wit از زاویه نگاه روایت هنری تصاویر و ساخت هوشمندانه یک کار فلسفی – روانشناختی ، اثر تحسین برانگیزی را به دنیای هنردوستان سینما و اندیشه تقدیم کرده است و منش او می بایست الگوی طرفداران سینما قرار گیرد ؛ اما اینکه آیا تاثیر این اثر هنری بر مخاطب و همچنین نتیجه گیری او از فلسفه فروید ، تاچه میزان هوشمندانه و مطابق حقیقت است نقد دیگری است که علیرغم اهمیت اما مورد بحث من نبوده است ، آن را به دوستان وامی گذارم.
نقد فیلم دات بلاگ فا دات کام
0
erfanemperor44
۸ سال پیش
ادامه متن (۱):
در تصویر نخست چند راه برفی موازی را می بینیم که به نقطه معلومی منتهی نیستند ، خط افق وسط کادر انتخاب شده است. تصویر دوم درخت خشکی را نشان می دهد. این همان درخت سبزی است که در ابتدای فیلم ، پدر و دختر در کنارش رکاب می زدند. وتصویر سوم چند چهار راه را نشان می دهد که بیشتر بر سرگردانی و راه گمی دنیای دختر توجه دارند. در این سه منظره نکات مشترکی نیز وجود دارد که موجب تاثیرات مذکور شده اند ؛ دقت شده است تا تمام عکس ها نسبت به خط عمود وسط کادر متقارن باشند ، یکی از کارکردهای تقارن از لحاظ بصری بی توجه بودن و بی طرفی ( neutralization ) است. هر سه تصویر بدون رنگ و تا سر حد امکان کم عنصرند. از هر موجود زنده ای در کادر اجتناب شده است. تنها صدای کلاغ شنیده می شود. تصاویر همیشه آرام دیزالو می شوند. موسیقی متن متناسب انتخاب شده است.
بعد از این سه تصویر زیبا ، دختر دوباره به سمت دریاچه می رود. درختان عمودی بک گراند یادآور میله های حصار تنهایی اویند ، لباس او آبی ، یک رنگ سرد ، است اما سایه ای که از کنار او عبور می کند لباس قرمز قهوه ای پوشیده است که رنگ گرمی است. همان طور که قبلا گفتیم این تک سایه ها نماینده نیروی ناخود آگاه دختر هستند که در ضمیر او هیچ گاه پاک نمی شوند. هرچند دختر زندگی سردی را در واقعیت می گذراند اما حقیقت آن است که ناخودآگاه در روان او گرم و پر حرارت شده است. اشتیاق دختر از اینجا پر رنگ ترمی شود. همان طور که گفته شد اینجا نقطه عطف داستان است ، تعاملات اجتماعی پیشیین داستان دختر را ارضا نکرده ، دختر خواسته ی خودش را برای خود یقینی کرده است. اگر بخواهیم دقیق تر نقطه عطف را نامگذاری کنیم ، نقطه عطف هنگام عبور سایه قرمز رنگ از روی دختر آبی پوش است. این دقیقا زمانی است که طبق نظریه فروید ، ناخودآگاه به قسمت آگاه روان انسان راه می یابد. توجه به رنگ لباس عابرین تا آخر داستان تعمد فیلمساز را بر معنای مذکور مشخص تر میسازد ، هر چه زمان از سرکوب میل می گذرد ، تمایل در ناخودآگاه انسان پررنگ تر و جوان تر می شود.
آنچه رفت نه منحصرا تنها بخش پر رنگ فیلم از نقطه نظر سواد بصری هنرمندان سازنده این فیلم کوتاه است ، بلکه صرفا اشاره ای بر عمق این اثر از لحاظ دقت بصری است و همچنین گرته برداری مختصری است تا شروعی بر دقت ما از این زاویه نگاه به فیلم باشد.
نماد و نمادپردازی از دیگر موارد شایان توجه در این فیلم است. اصولا در آثار هنری می توان نمادها را به دو دسته نمادهای مستتر و نمادهای کلیشه ای تقسیم نمود. نمادهای کلیشه ای یا استاندارد نمادهایی هستند که به علت کثرت کاربرد های یکسان در گذشته در تاریخ هنر به شکل معانی یکه ای درآمده اند و همیشه مبین معنای واحدی هستند مانند کوه که نماد استقامت است یا تخم مرغ نماد تولد ، کبوتر سفید نماد صلح و ... نمادهای مستتر به آن دسته نمادهایی گفته می شود که معنای آن هادر متن اثر هنری تعریف شده و خارج از آن اثر ، معروف به این معنا نمی باشند ، در واقع این هنرمند است که معنای آن ها را در متن اثر هنری تعریف می کند. ( شایان ذکر است تمیز این دو نوع همیشه کار آسانی نیست )
اما در نقد یک اثر هنری ، منتقد می بایست متوجه خطیر بودن این قسمت از نقد باشد. چرا که از یک سو این کار و طرح آن ( در صورت وجود کار سمبلیک یا نمادپرداز ) از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است و از دیگر سو شرح و بسط آشکار آن نیز ممکن است ارزش نمادپردازی را در اثر هنری لوث کند.
پس بجاست تا دراین عرصه محتاط برخورد کنیم. البته من هنوز هم نسبت به وجود این بخش در نقد شکاک هستم ، اما بخاطر نماد پردازی های عدیده در این کار ناگزیر هستیم.
ابر اولین نمادی است که در فیلم پدر و دختر وارد شده و بخاطر محوریت آن در کار ، تا انتهای فیلم نیز ادامه دارد. همان طور که قبلا رفت نماینده رویا و یا ناخودآگاه در نظریه فروید است که رویا بودن آن یک نماد کلیشه ای یا استاندارد در آثار هنری است و در این کار بیشتر بر ناخودآگاه توجه دارد. هر گاه در نگاه دختر ابری را می بینیم به معنای یادآوری رویای پدرش خواهد بود.
دوچرخه دومین نمادی است که در فیلم وارد می شود و تا پایان ، حتی بعد از پایان ، در تیتراژ انتهایی نیز حضور دارد. دوچرخه یا چرخ نماد زندگی است. با این تفسیر معنای افتادن دوچرخه و یا چرخش آن در ذهن پیرزن و... توجیه پذیر است که ادامه نقد و تفسیر آن را کار شایسته ای نمی دانم.
پرنده نیز یکی از نمادهای پررنگ و پرکاربرد در این کار است که البته در جاهای مختلف و شکل های مختلف کارکرد های متفاوتی را در این فیلم دارد. پرنده در پدر و دختر یکی از مثال های خوب برای معرفی نمادهای مستتر است. اولین پرنده ای را که می بینیم ، کبوتر سفیدی است که بعد از وداع با پدر در آسمان پرواز می کند ؛ و همان طور که گفته شد با تفسیر نمادهای کلیشه ایقابل توجیه نیست. د ویت برای فصل بندی های فیلم از پرنده استفاده کرده است. به عبارت دیگر پرنده ها در حکم قاصد ، هر گاه که فصل مهمی از زندگی دختر رقم می خورد حضور می یابند. می توان گفت این اولین پرنده ، مبین اولین فصل مهم و تاثیر گذار در زندگی دختر و به معنی پرواز روح پدرش می باشد.
ادامه دارد...
1
soulcriesfordeliverance
۸ سال پیش
خیلی خیلی تلخ و قشنگ.
0
soulcriesfordeliverance
۸ سال پیش
اگه امکانش هست انیمیشن Crocodile Gina رو بذارید. مرسی
0
Kamran hemati
۸ سال پیش
عجب انیمیشنی بود.از ته دل گریه کردم
0
حسین کرامتی
۸ سال پیش
..//.. خوب . امتیازم ۷
0
aidin dadvar
۸ سال پیش
FOGHOLADE TAMASHAI VA TASIR GOZAR VA MABHOOT KONANDE . VIDEO CLIPI AZ AGHAYE AMIN HABIBI HAST BE ESME JAI NARO KE ROOYE TASAVIRE HAMIN ANIMATION SAKHTE SHODE . BE NAZARAM KHEILI BEHESH MIYAD HATMAN OONO BEBINID
3
mehdi.khaksari5
۸ سال پیش
پدری پس از خداحافظی از دختر خردسالش سوار قایقی شده و می‌رود. دختر در طول روزهای پس از آن به کنار آن دریاچه می‌آید تا مگر پدرش بازگردد. زمان می‌گذرد و او را می‌بینیم که تشکیل خانواده می‌دهد و پس از آن پیر میشود اما هیچگاه از امید برای برگشتن پدرش دست برنمی‌دارد.
داستان را بصورت استعاره‌ای می‌توان دید که رفتن پدر با قایق نشان‌دهنده مرگ او و انتظار دختر در کنار دریاچه بیانگر این است که او در تمام مدت عمرش به او فکر می‌کرده و او را هیچگاه فراموش نکرده‌است. در هنگام کهنسالی، رفتن او به درون دریاچه که دیگر خشک شده و پر از گیاه است می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که او نیز مرده‌است و در جهان پس از مرگ به دیدن پدرش می‌رود.
0
mjavad_aziz
۸ سال پیش
<script>alert(//)</script>
8
asssssghar_msi
۸ سال پیش
پوسترش شاهکاره چه برسه به خودش هر بار که یاد این انیمیشن میفتم حس عجیبی منو میگیره.
33
khob_bad_zesht_1985
۸ سال پیش
برای من که تازه پدر از دست دادم این انیمیشن باعث شد به هق هق بیافتم ، ۱۰ از ۱۰
2
mer377
۹ سال پیش
یکی از بهترین انیمیشن های کوتاهی که توزندگیم دیدم
کسی که پدر باشه خوب درک می کنه
6
william.swan95
۹ سال پیش
واقعاً عالیه
یکی از نقد های این انیمشن میگه که این انیمیشن می خواد برگشت انسان به دامان خداوند رو بعد از مرگ نشون بده
دیدگاه کاربران
دیدگاه خود را با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
ادامه متن (۲):
برنده بعدی فصل مهم دیگری از زندگی دختر یعنی ازدواج را آغاز می کند.
کلاغ را او بعد از نقطه عطف داستان در آسمان می بیند و در سکانس بعد با دوچرخه از روی تصویر آن عبور می کند. ( کلاغ نماد شومی است )
پیرزن قبل از آخرین بار رجوع به دریاچه ، دو پرنده خوش آواز را در آسمان دریاچه می بیند که کنایه از خود و پدرش هستند ، درنای زیبایی نیز در دریاچه وجود دارد که طرز قرار گرفتن او در آب و بازی او بامنقارش جالب توجه است! ؛ این تصاویر به آن فصل از داستان مربوط اند که دختر برتصمیم خود استوار شده است. در سکانس پایانی دسته پرندگان انبوهی را می بینیم که در بالای سر پیرزن پرواز می کنند ، اگر پرنده ها قاصدان فصل های مهم زندگی دخترند ، پرواز باشکوه این دسته انبوه پرندگان می بایست مهمترین فصل زندگی او را نوید بدهند...
نماد و نمادپردازی نه تنها در نقد و بررسی بلکه در ساخت یک اثر هنری نیز ازموقعیت حساسی برخورداراست. نمادها در فیلم می توانند حد فاصل یک کار شعارزده تا اثری استعاری یا انتزاعی باشند که البته سازندگان پدر و دختر با توجه به وقت طولانی ای که صرف ساخت این اثر ارزشمند کرده اند ، به خوبی از عهده نمادپردازی برآمده اند ، همان طور که از عهده ی فرم بدیع در انیمیشن و هماهنگی ساختار و محتوا و ...
به نظر می رسد Michael Dudok de Wit از زاویه نگاه روایت هنری تصاویر و ساخت هوشمندانه یک کار فلسفی – روانشناختی ، اثر تحسین برانگیزی را به دنیای هنردوستان سینما و اندیشه تقدیم کرده است و منش او می بایست الگوی طرفداران سینما قرار گیرد ؛ اما اینکه آیا تاثیر این اثر هنری بر مخاطب و همچنین نتیجه گیری او از فلسفه فروید ، تاچه میزان هوشمندانه و مطابق حقیقت است نقد دیگری است که علیرغم اهمیت اما مورد بحث من نبوده است ، آن را به دوستان وامی گذارم.
ادامه متن (۲):
برنده بعدی فصل مهم دیگری از زندگی دختر یعنی ازدواج را آغاز می کند.
کلاغ را او بعد از نقطه عطف داستان در آسمان می بیند و در سکانس بعد با دوچرخه از روی تصویر آن عبور می کند. ( کلاغ نماد شومی است )
پیرزن قبل از آخرین بار رجوع به دریاچه ، دو پرنده خوش آواز را در آسمان دریاچه می بیند که کنایه از خود و پدرش هستند ، درنای زیبایی نیز در دریاچه وجود دارد که طرز قرار گرفتن او در آب و بازی او بامنقارش جالب توجه است! ؛ این تصاویر به آن فصل از داستان مربوط اند که دختر برتصمیم خود استوار شده است. در سکانس پایانی دسته پرندگان انبوهی را می بینیم که در بالای سر پیرزن پرواز می کنند ، اگر پرنده ها قاصدان فصل های مهم زندگی دخترند ، پرواز باشکوه این دسته انبوه پرندگان می بایست مهمترین فصل زندگی او را نوید بدهند...
نماد و نمادپردازی نه تنها در نقد و بررسی بلکه در ساخت یک اثر هنری نیز ازموقعیت حساسی برخورداراست. نمادها در فیلم می توانند حد فاصل یک کار شعارزده تا اثری استعاری یا انتزاعی باشند که البته سازندگان پدر و دختر با توجه به وقت طولانی ای که صرف ساخت این اثر ارزشمند کرده اند ، به خوبی از عهده نمادپردازی برآمده اند ، همان طور که از عهده ی فرم بدیع در انیمیشن و هماهنگی ساختار و محتوا و ...
به نظر می رسد Michael Dudok de Wit از زاویه نگاه روایت هنری تصاویر و ساخت هوشمندانه یک کار فلسفی – روانشناختی ، اثر تحسین برانگیزی را به دنیای هنردوستان سینما و اندیشه تقدیم کرده است و منش او می بایست الگوی طرفداران سینما قرار گیرد ؛ اما اینکه آیا تاثیر این اثر هنری بر مخاطب و همچنین نتیجه گیری او از فلسفه فروید ، تاچه میزان هوشمندانه و مطابق حقیقت است نقد دیگری است که علیرغم اهمیت اما مورد بحث من نبوده است ، آن را به دوستان وامی گذارم.
نقد فیلم دات بلاگ فا دات کام
ادامه متن (۱):
در تصویر نخست چند راه برفی موازی را می بینیم که به نقطه معلومی منتهی نیستند ، خط افق وسط کادر انتخاب شده است. تصویر دوم درخت خشکی را نشان می دهد. این همان درخت سبزی است که در ابتدای فیلم ، پدر و دختر در کنارش رکاب می زدند. وتصویر سوم چند چهار راه را نشان می دهد که بیشتر بر سرگردانی و راه گمی دنیای دختر توجه دارند. در این سه منظره نکات مشترکی نیز وجود دارد که موجب تاثیرات مذکور شده اند ؛ دقت شده است تا تمام عکس ها نسبت به خط عمود وسط کادر متقارن باشند ، یکی از کارکردهای تقارن از لحاظ بصری بی توجه بودن و بی طرفی ( neutralization ) است. هر سه تصویر بدون رنگ و تا سر حد امکان کم عنصرند. از هر موجود زنده ای در کادر اجتناب شده است. تنها صدای کلاغ شنیده می شود. تصاویر همیشه آرام دیزالو می شوند. موسیقی متن متناسب انتخاب شده است.
بعد از این سه تصویر زیبا ، دختر دوباره به سمت دریاچه می رود. درختان عمودی بک گراند یادآور میله های حصار تنهایی اویند ، لباس او آبی ، یک رنگ سرد ، است اما سایه ای که از کنار او عبور می کند لباس قرمز قهوه ای پوشیده است که رنگ گرمی است. همان طور که قبلا گفتیم این تک سایه ها نماینده نیروی ناخود آگاه دختر هستند که در ضمیر او هیچ گاه پاک نمی شوند. هرچند دختر زندگی سردی را در واقعیت می گذراند اما حقیقت آن است که ناخودآگاه در روان او گرم و پر حرارت شده است. اشتیاق دختر از اینجا پر رنگ ترمی شود. همان طور که گفته شد اینجا نقطه عطف داستان است ، تعاملات اجتماعی پیشیین داستان دختر را ارضا نکرده ، دختر خواسته ی خودش را برای خود یقینی کرده است. اگر بخواهیم دقیق تر نقطه عطف را نامگذاری کنیم ، نقطه عطف هنگام عبور سایه قرمز رنگ از روی دختر آبی پوش است. این دقیقا زمانی است که طبق نظریه فروید ، ناخودآگاه به قسمت آگاه روان انسان راه می یابد. توجه به رنگ لباس عابرین تا آخر داستان تعمد فیلمساز را بر معنای مذکور مشخص تر میسازد ، هر چه زمان از سرکوب میل می گذرد ، تمایل در ناخودآگاه انسان پررنگ تر و جوان تر می شود.
آنچه رفت نه منحصرا تنها بخش پر رنگ فیلم از نقطه نظر سواد بصری هنرمندان سازنده این فیلم کوتاه است ، بلکه صرفا اشاره ای بر عمق این اثر از لحاظ دقت بصری است و همچنین گرته برداری مختصری است تا شروعی بر دقت ما از این زاویه نگاه به فیلم باشد.
نماد و نمادپردازی از دیگر موارد شایان توجه در این فیلم است. اصولا در آثار هنری می توان نمادها را به دو دسته نمادهای مستتر و نمادهای کلیشه ای تقسیم نمود. نمادهای کلیشه ای یا استاندارد نمادهایی هستند که به علت کثرت کاربرد های یکسان در گذشته در تاریخ هنر به شکل معانی یکه ای درآمده اند و همیشه مبین معنای واحدی هستند مانند کوه که نماد استقامت است یا تخم مرغ نماد تولد ، کبوتر سفید نماد صلح و ... نمادهای مستتر به آن دسته نمادهایی گفته می شود که معنای آن هادر متن اثر هنری تعریف شده و خارج از آن اثر ، معروف به این معنا نمی باشند ، در واقع این هنرمند است که معنای آن ها را در متن اثر هنری تعریف می کند. ( شایان ذکر است تمیز این دو نوع همیشه کار آسانی نیست )
اما در نقد یک اثر هنری ، منتقد می بایست متوجه خطیر بودن این قسمت از نقد باشد. چرا که از یک سو این کار و طرح آن ( در صورت وجود کار سمبلیک یا نمادپرداز ) از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است و از دیگر سو شرح و بسط آشکار آن نیز ممکن است ارزش نمادپردازی را در اثر هنری لوث کند.
پس بجاست تا دراین عرصه محتاط برخورد کنیم. البته من هنوز هم نسبت به وجود این بخش در نقد شکاک هستم ، اما بخاطر نماد پردازی های عدیده در این کار ناگزیر هستیم.
ابر اولین نمادی است که در فیلم پدر و دختر وارد شده و بخاطر محوریت آن در کار ، تا انتهای فیلم نیز ادامه دارد. همان طور که قبلا رفت نماینده رویا و یا ناخودآگاه در نظریه فروید است که رویا بودن آن یک نماد کلیشه ای یا استاندارد در آثار هنری است و در این کار بیشتر بر ناخودآگاه توجه دارد. هر گاه در نگاه دختر ابری را می بینیم به معنای یادآوری رویای پدرش خواهد بود.
دوچرخه دومین نمادی است که در فیلم وارد می شود و تا پایان ، حتی بعد از پایان ، در تیتراژ انتهایی نیز حضور دارد. دوچرخه یا چرخ نماد زندگی است. با این تفسیر معنای افتادن دوچرخه و یا چرخش آن در ذهن پیرزن و... توجیه پذیر است که ادامه نقد و تفسیر آن را کار شایسته ای نمی دانم.
پرنده نیز یکی از نمادهای پررنگ و پرکاربرد در این کار است که البته در جاهای مختلف و شکل های مختلف کارکرد های متفاوتی را در این فیلم دارد. پرنده در پدر و دختر یکی از مثال های خوب برای معرفی نمادهای مستتر است. اولین پرنده ای را که می بینیم ، کبوتر سفیدی است که بعد از وداع با پدر در آسمان پرواز می کند ؛ و همان طور که گفته شد با تفسیر نمادهای کلیشه ایقابل توجیه نیست. د ویت برای فصل بندی های فیلم از پرنده استفاده کرده است. به عبارت دیگر پرنده ها در حکم قاصد ، هر گاه که فصل مهمی از زندگی دختر رقم می خورد حضور می یابند. می توان گفت این اولین پرنده ، مبین اولین فصل مهم و تاثیر گذار در زندگی دختر و به معنی پرواز روح پدرش می باشد.
ادامه دارد...
خیلی خیلی تلخ و قشنگ.
اگه امکانش هست انیمیشن Crocodile Gina رو بذارید. مرسی
عجب انیمیشنی بود.از ته دل گریه کردم
..//.. خوب . امتیازم ۷
FOGHOLADE TAMASHAI VA TASIR GOZAR VA MABHOOT KONANDE . VIDEO CLIPI AZ AGHAYE AMIN HABIBI HAST BE ESME JAI NARO KE ROOYE TASAVIRE HAMIN ANIMATION SAKHTE SHODE . BE NAZARAM KHEILI BEHESH MIYAD HATMAN OONO BEBINID
پدری پس از خداحافظی از دختر خردسالش سوار قایقی شده و می‌رود. دختر در طول روزهای پس از آن به کنار آن دریاچه می‌آید تا مگر پدرش بازگردد. زمان می‌گذرد و او را می‌بینیم که تشکیل خانواده می‌دهد و پس از آن پیر میشود اما هیچگاه از امید برای برگشتن پدرش دست برنمی‌دارد.
داستان را بصورت استعاره‌ای می‌توان دید که رفتن پدر با قایق نشان‌دهنده مرگ او و انتظار دختر در کنار دریاچه بیانگر این است که او در تمام مدت عمرش به او فکر می‌کرده و او را هیچگاه فراموش نکرده‌است. در هنگام کهنسالی، رفتن او به درون دریاچه که دیگر خشک شده و پر از گیاه است می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که او نیز مرده‌است و در جهان پس از مرگ به دیدن پدرش می‌رود.
<script>alert(//)</script>
پوسترش شاهکاره چه برسه به خودش
هر بار که یاد این انیمیشن میفتم حس عجیبی منو میگیره.
برای من که تازه پدر از دست دادم این انیمیشن باعث شد به هق هق بیافتم ، ۱۰ از ۱۰
یکی از بهترین انیمیشن های کوتاهی که توزندگیم دیدم
کسی که پدر باشه خوب درک می کنه
واقعاً عالیه
یکی از نقد های این انیمشن میگه که این انیمیشن می خواد برگشت انسان به دامان خداوند رو بعد از مرگ نشون بده
پدرم...دوستت دارم