
"سرگرد چارلز رین" از جنگ به خانه بازگشته و هدایای زیادی از طرف مردم شهر به دلیل شجاعت هایش دریافت می کند. تعدادی از ارازل و اوباش حریص قصد دارند مقداری از نقره های او سرقت کنند. در این میان آنها همسر و پسر او را به قتل رسانده و از ناحیه دست مجروحش می کنند. او که قصد انتقام دارد به کمک دوست دوران جنگش "جانی" به دیدار آنها می رود...

اقدام یک ماهیگیر در کشتن یک نهنگ قاتل ماده در حالی که بچهای در شکم داشت، باعث برانگیخته شدن حس انتقام در زوج نر آن جانور میشود. نهنگ قاتل نر به دنبال شکارچی میرود و در این تعقیب از هوش بالای خود برای رسیدن به مقصودش و کشتن شکارچی گناهکار کمک میگیرد. کاپیتان نولان، تصمیم میگیرد با شکار نهنگی موسوم به نهنگ قاتل و فروش آن پولدار شود او باکشتی کوچکش و دو مرد و یک زن به محل زندگی نهنگها میرود و نهنگی را شکار کرده و به عرشه کشتی می آورد غافل از اینکه آن نهنگ ماده بوده و نوزادی در شکم داشته و...