

داستان سریال که روایت آن از اوایل دهه هشتاد میلادی آغاز می شود حول نحوه شکل گیری اپیدمی کراک کوکائین در این دوره متمرکز گشته و از شخصیت های داستانی متفاوت و فراوانی بهره می برد. در این دوران و درحالی که جوانی به نام Franklin Saint در تلاش برای ایجاد امپراتوری مواد مخدر برای خود می باشد، ماموری وابسته به سازمان CIA به نام Teddy McDonald در عملیاتی غیر رسمی در تلاش برای یافتن راهی جهت تامین مالی شورشیان نیکاراگوئه است و کشتی گیری مکزیکی به نام Gustavo Zapata در نبرد قدرتی درون خانواده ای تبهکار گرفتار شده است...


تصور کنید در میانه های یک روز عادی هستید. سر کار رفتید، در پاساژ مشغول خرید هستید. در خانه خود، ماشین، هواپیما یا هر وسیله نقلیه دیگری نشسته اید ناگهان ۲ درصد از جمعیت مردم جهان از روی زمین ناپدید میشوند. نه بخاطر حادثه ای طبیعی. نه حمله تروریستی. نه کُشتاری و نه چیز دیگری. فقط فضای خالی از انسانهایی باقی میماند که تا لحظاتی پیش وجود داشتند اما حالا دیگر نیستند. از سلبرتی و رهبران سیاسی گرفته تا رهبران دینی، همسایه شما، پدرتان، فرزندتان. هیچکس دلیل آنرا نمیداند. چگونه خود را با شرایط جدید وفق میدهید؟ به چه آدمی تبدیل خواهید شد؟ حالا ۳ سال از آن واقعه Rapture مانند گذشته (در فرهنگ مسیحی اعتقاد بر ایناست که در آخرالزمان گروهی از مردم که معتقد به مسیح هستند ناگهان ناپدید شده و به دیدار خداوند رفته و راهی بهشت میشوند. انسانهای باقی مانده بروی زمین یک سال دچار انواع و اقسام بلایای طبیعی میشوند. پس از یکسال کُفاری که همچنان زنده مانده اند راهی جهنم میگردند. ) مردم شهر "میپل تاون" نیویورک همچنان درگیر آن هستند که بدانند چه بلایی سر عزیزانشان آمده. برخی از آنها خانه و کاشانه خود را رها کرده و به فرقه ای بنام "بازماندگان گناهکار" پیوسته اند. فرقه ای که اعضایش باید روزه سکوت بگیرند، لباسهای سفید بر تن کنند، هنگام حضور در محیط عمومی سیگار بکشند . وظیفه اصلی اعضای گروه یک چیز است: " نظاره کردن مردمانی که عضو گروه نیستند و انتظار برای پایان دنیا! "


داستان سریال از یک صبح عجیب نیویورکی آغاز می شود جایی که Ilana در تماس تصویری با Abbi به او خبر می دهد که خواننده موردعلاقه اش Lil Wayne به طورناگهانی تصمیم به اجرای کنسرتی در شهر گرفته است و آنها باید در این اجرا حضورپیدا کنند. پیشنهادی که با مخالفت اولیه Abbi مواجه می شود چراکه هردوی آنها با وضعیت مالی دشواری مواجه هستند اما این پایان ماجرا نیست چرا که به زودی Ilana با ایده های جدیدی برای بدست آوردن پول کنسرت به سراغ Abbi می رود و آنها کارخود را آغاز می کنندولی از آنجا که روش های خلاقانه آنها از قبیل فروش وسایل دزدیده شده از محل کار, دادن رزومه کاری جعلی و نواختن موسیقی درکنار خیابان چندان موفقیت آمیز پیش نمی رود آنها در اقدامی انتحاری برای کسب پول مورد نیازشان تصمیم می گیرند تاپیشنهاد کاری نسبتا بی شرمانه ای را بپذیرند...Broad City داستان زندگی دو زن جوان است که در هر اپیزود اتفاقات مختلفی برای آنها رخ می دهد و تلاش آنها برای به دست آوردن چیزهایی که می خواهند آنها را در موقعیت های دشوار و پردردسری قرار می دهد...