
«ای بی»، خرگوش کوچک و بازیگوشی است که به همراه خانواده خود و یک سری جوجه کوچک در جزیره راپانویی (جزیره عید پاک) زندگی می کند و علاقه فراوانی به نواختن موسیقی دارد اما پدر او که مسئول رساندن کادوها و تخم مرغ های روز عید پاک است می خواهد تا ای بی راه او را ادامه دهد و جانشین او در این کار شود. به همین دلیل «ای بی» تصمیم می گیرد تا از جزیره خود فرار کند و به شهری دیگر برود تا بتواند با نواختن موسیقی مشهور شود...

«شلی دارلینگتون» دختر جوانی و جذابی است که مدت نه سال است در عمارت «پلی بوی» ساکن است و زندگی بی دغدغه و آزادانه ای دارد. تا اینکه حضور یک رقیب جدید، و همینطور بالا رفتن سن شلی، باعث می شود او از عمارت اخراج شود. او که هیچ خانه ای برای زندگی نداشته و مهارت خاصی نیز برای کار کردن ندارد اطراف لس آنجلس سرگردان می شود تا اینکه یک شغل جدید پیدا می کند: او باید به گروهی از زنان عضو یک انجمن که چیزی ار روابط اجتماعی نمی دانند، درباره نحوه آرایش و نحوه برقراری رابطه با مردان آموزش بدهد...