
راما رائو پسر رانجان است که بعنوان دستیار برای یک مافیا کار می کند. با این حال راما، به دلیل ارتباط پدرش با جنایتکاران دنیای زیرزمینی، از کار در اداره پلیس منع می شود. در همین حین برادرش در یک انفجار بمب برنامه ریزی شده به قتل میرسد. او متوجه می شود این انفجار توسط رئیس مافیای پدرش برنامه ریزی شده بود و به دنبال انتقام می رود...

«جوي مک نالي» (کامرون دیاز) کارگزار موفق بورس در شبي که قصد برگزاري جشن تولد دوست پسرش را دارد، از سوي او ترد مي شود. همزمان «جک فول» جوان نيز که در کارگاه نجاري پدرش کار مي کند، به خاطر تنبلي و از زير کار در رفتن اخراج مي شود. . اين دو نفر براي رهايي از دست ناراحتي به دامان الکل پناه مي برند. آنها بعد از آشنايي تصادفي در يک بار، براي فراموش کردن همه چيز به سوي لاس وگاس به راه مي افتند...

«سام» یک دانش آموز دبیرستانی است که پدرش به مناسبت فارغ التحصیلی برای او یک اتومبیل کامروی دست دوم خریده است. سام از این موضوع بسیار خوشحال است اما در ادامه متوجه می شود اتومبیل او در واقع یک روبات تغییر شکل دهنده به نام «بامبلی» است که به یک گونه از روباتهای فرا زمینی به اسم «اتوبوت» تعلق دارد...