یک رابطه عاشقانه غم انگیز بین ویکتوریا و یوهانس. او دختر یک صاحب ملک ثروتمند است و او پسر آسیابان فقیر است. با وجود عشق عمیق بین آنها، پدرش ویکتوریا را مجبور می کند که یوهانس را برای اتو ثروتمندتر کنار بگذارد.
کریستوفر مردی دانمارکی با خوشحالی با همسر خود ماریا در استکهلم زندگی می کند.وقتی پدرش از دنیا می رود،مادرش اصرار می کند که او کنترل تجارت خانوادگی که در آستانه ورشکستگی قرار دارد را بدست بگیرد.او در انتخاب بین زندگی خود و احساس مسئولیتش نسبت به خانواده و گذشته اش گرفتار می شود و...