

یک خانواده معمولی برای شروعی دوباره و نو به خانه ای جدید میروند اما در این خانه اوضاع آنچنان که به نظر میرسد خوب و نرمال نخواهد بود. رازهای سر به مهر زیادی در این خانه وجود دارند. صاحبان پیشین آن بر اثر قتل و خودکشی از دنیا رفته اند. این خانه به آن زیبایی که به نظر میرسد نیست…راز چیست؟ مشکل کجاست؟ چرا صاحبان جدید پس از دیدن موارد مشکوک از خانه نمیروند و در آن میمانند؟ این خانه چه رازی را در خود پنهان کرده؟ سرنوشت این خانواده و اطرافیان آنها همگی به خانه گره خورده اس…


«ریک» یک افسر پلیس است که بعد از گلوله خوردن در حین ماموریت، چندین ماه در بیمارستان بیهوش بوده است. وقتی که او بیدار می شود، می فهمد که دنیای اطرافش توسط زامبی ها (مرده های متحرک) تسخیر شده است، و به نظر میرسد که او تنها شخص زنده است. او برای پیدا کردن خانواده اش به شهر آتلانتا می رود، و در آنجا به گروهی از بازمانده ها بر می خورد که در خارج از شهر ساکن شده اند. همسرش «لوری» و پسرش «کارل» و همینطور بهترین دوستش، «شین» در میان بازمانده ها هستند. اکنون او بهمراه دیگر بازمانده ها باید در دنیایی که پر از مرده های متحرک است، راهی برای زنده ماندن پیدا کنند...


برای کسانی که دوستار سریال" فرندز" یا همان" دوستان" هستند "کرتنی کاکس" چهره ناشناخته ای نیست. تقریبا تمام بازیگر های این سریال پر طرفدار بعد از خداحافظی با این سریال بعد از ده سال دچار نفرینی دائمی شدند. چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی حرفه ای. "کرتنی کاس" ، "مونیکای" لجوج و وسواسی سریال" دوستان "که همه از اشپزیش لذت می برند بعد از "دوستان "در سریالی بازی کرد به نام" Dirt ".، این سریال درباره خبر نگاریست بی رحم و پرکار به نام "لوسی "که کارش در آوردن رسوایی های افراد مشهور (Celebrities) برای دو مجله است که یکی از انها "Dirt "نام دارد. همین طور که از اسم این مجله معلوم است ، کار این مجله در اوردن زندگی خصوصی افراد مشهور و پیدا کردن مسائلی ست که قرار است برای همیشه در زندگی انها پنهان بماند. حامله شدن فلان بازیگر ، روابط عاشقانه فلان بازیگر ، استفاده مواد مخدر یک بازیگر یا ورزشکار و....با اینکه این سریال چندان موفق نیست، ولی مخاطبان خاص خود را دارد ، تین ایجر ها و دختر های امریکایی و کسانی که روزنامه های زرد می خوانند از این سریال لذت می برند ، کسانی که در اینترنت دنبال زندگی خصوصی بازیگر و خواننده مورد علاقه خود می گردند و همیشه منتظر امدن خبری از رسوایی های اخلاقی "پاریس هیلتون" (no offense) هستند، این سریال را دوست دارند.


سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...

«وایولا» دختری علاقهمند به فوتبال است، اما نمی تواند در تیم فوتبال دختران بطور حرفهای بازی کند. بعد از اینکه برادر دوقلویش «سباستین» برای چند هفته به لندن میرود، او تصمیم می گیرد خودش را بعنوان یک پسر جا بزند و به مدرسه جدید سباستین برود. طولی نمی کشد که او عاشق یکی از هم تیمیهایش بنام «دوک» می شود و خیلی زود می فهمد که تنها کسی نیست که عاشق دوک است.


داستان در مورد یک پدر امريکايي به نام Stan Smith هست که در CIA کار ميکند و اکثر مواقع در توهم توطئه چینی به سر ميبرد .او دارای زن و يک دختر و يک پسر است و هم چنین يک موجود فضايي که به دور از چشم CIA در خانه اش نگه می دارد , و يک ماهي که سازمان CIA مغز يک اسکي باز معروف آلماني را در داخل سرش قرار داد و ماهی قادر به سخن گفتن شد و ...