

این سریال داستان گروهی را به تصویر میکشد که به عنوان قهرمانان نقابدار به فعالیت میپردازند و شناخته میشوند ، اما طبق یک قانون که توسط سناتور کین تصویب میشود این گروه منحل میشود و عدهای به پلیس ملحق و عدهای هم بازنشسته میشوند. اما در این میان یک نفر از این گروه به طور پنهانی فعالیت خود را ادامه میدهد و…

این فیلم داستان یک نوجوان انگلیسی از تبار پاکستانی به نام جاوید (با بازی ویویک کالرا) را حکایت میکند که در سال ۱۹۸۷ در شهر لوتون انگلستان زندگی میکند و در حال بزرگ شدن است. او در میان آشفتگیهای نژادی و مشکلات اقتصادی که در این برهه زمانی وجود داشت، شعر مینویسد. او قصد دارد از همین شعر نوشتن به عنوان یک راه فرار از شهری که در آن ساکن بود و دیگر قدرت تحمل کردنش را نداشت و همچنین پدر سنتی و غیرقابل انعطاف خود، استفاده کند. اما زمانی که یکی از همکلاسیهایش، موسیقی بروس اسپرینگستین را به جاوید معرفی میکند، او میتواند یک برابری و شباهت را بین زندگی طبقه کارگری خود و آن اشعار قدرتمند ببیند. به همین ترتیب جاوید نه تنها یک مسیر خوب برای زندگی خود پیدا میکند، بلکه بعد از گذشت مدتی این جسارت را در خود مییابد که با صدای منحصربهفردی که دارد، خود را ابراز کند و به نمایش بگذارد.


داستان سریال در سال ۱۸۳۲ اتفاق می افتد و بر روی زندگی زنی به نام “آن لیستر” تمرکز دارد که بعد از یک سفر طولانی برای مطالعه و پیشرفت اجتماعی به خانه آبا و اجدادی خود در “یورک شر غربی” باز می گردد. همچنان که لیستر به پویش خود برای دگرگون کردن خانه اجدادی، توسعه دادن علایق تجاری و همچنین پیدا کردن یک همسر مناسب ادامه می دهد، داستان سریال به بررسی روابط و علایقی می پردازد که لیستر رفته رفته ایجاد می کند…