
اَبی جانسون به عنوان یکی از جوانترین مدیران کلینیک “فرزندپروری تنظیم شده” در ۲۲ هزار فرآیند سقط جنین دست داشته و روز به روز نیز به تعداد آن ها افزوده می شود. او همچنین به زنان بی شماری نیز در مورد انتخاب های باروری آن ها مشاوره داده است. شور و اشتیاق ابی در نهایت او را به سمت تبدیل شدن به یک سخنگو برای شاخه “فرزندپروری تنظیم شده” می کشاند و باعث می شود که او به صورت قانونی برای انگیزه ها و دلایل خود که عمیقا به آن ها اعتقاد دارد، بجنگد. تا اینکه یک روز او چیزی را می بیند که همه چیز را تغییر می دهد…

داستان فیلم درست از جایی آغاز می شود که قسمت اول (Divergent) به پایان رسیده بود. تریس (شیلین وودلی) و فور (تئو جیمز) پس از فرار به بیرون دیوارها و خارج شدن از جامعه تحت کنترل، با گروه هایی در بیرون از مرز روبرو شده اند که با یکدیگر متحد هستند و یک هدف دارند؛ گروهی که Amity نام دارد و توسط زنی به نام جوآن (اوکتاویا اسپنسر) سرپرستی می شود. زنی که تریس نمی داند آیا او هم قدرت ماوراء طبیعی دارد یا خیر...

بعد از نابودی منطقه ی دوازده و فرار کتنیس و دوستانش از دست کاپیتول، آن ها به منطقه ی سیزده می روند که در زیر زمین جای گرفته شده. جنگ و شورش در منطقه های دیگر بر علیه کاپیتول بالا گرفته و تنها امید و سمبل مردم کتنیس است که به عنوان ماکینجی (مرغ مقلد) باید زنده بماند، اما کتنیس هدف های دیگری هم دارد که یکی از آن ها نجات پیتاست...