یک دختر وقتی پدرش در جنگ دوم بوئر میجنگد، در یک مدرسه علمیه اختصاصی دخترانه رها میشود. بعداً، هنگامی که او مرده فرض می شود، او مجبور می شود خدمتکار شود.
« ادى تيلر » ( فاندا ) به دليل سرقت به زندان مىافتد و پس از آزادى سوگند مىخورد كه از راه راست منحرف نشود. او با « جون گراهام » ( سيدنى ) ، ازدواج مىكند. اما سايهى سنگين گذشته ، آنان را رها نمىكند.