

سریال Nashville در مورد موسیقی نشویل می باشد و حول محور ستاره ۴۰ ساله موسیقی “Rayna James” می باشد که در حال افول هست و از محبوبیتش داره کم میشه و برای این که به محبوبیت قبلی خود را بدست بیاورد مجبور است که با “Juliette” یک تور به منظور پشتیبانی از عنوان خود تشکیل دهد تا یک رکورد جدید را بر جای بگذارد و…

فانوس سبز وظیفه دارند تا صلح و تعادل را در بین دنیاهای مختلف برقرار کنند. افراد این گروه با استفاده از حلقه های سبزی که در اختیار دارند به قدرت های ویژه ای دست پیدا می کنند که از آن برای مقابله با نیروهای شیطانی و شرور بهره می گیرند. اما با ظهور یک دشمن جدید به نام «پارالاکس» این سپاهیان سبز دچار مشکلی بزرگ می شوند...


«ریک» یک افسر پلیس است که بعد از گلوله خوردن در حین ماموریت، چندین ماه در بیمارستان بیهوش بوده است. وقتی که او بیدار می شود، می فهمد که دنیای اطرافش توسط زامبی ها (مرده های متحرک) تسخیر شده است، و به نظر میرسد که او تنها شخص زنده است. او برای پیدا کردن خانواده اش به شهر آتلانتا می رود، و در آنجا به گروهی از بازمانده ها بر می خورد که در خارج از شهر ساکن شده اند. همسرش «لوری» و پسرش «کارل» و همینطور بهترین دوستش، «شین» در میان بازمانده ها هستند. اکنون او بهمراه دیگر بازمانده ها باید در دنیایی که پر از مرده های متحرک است، راهی برای زنده ماندن پیدا کنند...

رابرت اکسل یک مخترع مشهور است که به خاطر اشتباهی کوچک در یکی از محصولاتش به هشت سال زندان محکوم می شود و تمام دارایی میلیاردی خودش را از دست می دهد.اکنون پس از آزادی از زندان، او دوباره در فکر راه اندازی کسب وکار خود است اما قبل از آن باید با خانواده ، دوستان و تمام کسانی که دیگر او را قبول ندارند کنار بیاید و …


در این سریال همه ی ویژگی هایی که ِک انیمیشن خوب وجود داره کاراکتر اصلی ،Archer که یک جاسوس حرفه ای است که با شوخ طبعی خاص خود تماشاگر را جذب خود میکند. سبک اکشن-کمدی آن همیشه باب دل تماشگران بوده . شخصیت َArcher با جذابیت خود توانسته در مرکز توجه منتقدین سریال ها قرار بگیرد...


دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...