

داستان سریال در مورد یک واحد از نخبگان پلیس کانادا است که مانند گروه ضربت عمل میکنند.آنها معمولا مسئولیت رسیدگی به مسائلی چون گروگان گیری،بمب گذاری و دستگیری افراد مسلح و خطرناک را به عهده میگیرند.این گروه مجهز به وسایلی با تکنولوژی بالا میباشند.روش کار آنها نیز به این صورت است که ابتدا با فرد خلافکار مذاکره میکنند و در صورت عدم پاسخگویی این روش دست به اقدام عملی میزنند…

این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است. داستان زندگی «جیم برادوک» که در دوران پریشانی نیویورک از روی ناچاری برای سروسامان دادن به زندگی خود و رسیدگی به خانواده خویش وارد صحنه بوکس شد. تلاش او بهعنوان مردی فقیر که از پایینترین لایه های اجتماع خود را به سطوح بالا صحنه بوکس رسانده، از او در بین مردم چهره ای محبوب میسازد و او به یک قهرمان ملی تبدیل میشود.

بخش رواني ندامتگان وودوارد، ويژه ي زنان، زمان حال. «دکتر ميرانداگري» (بري) با «داگ گري» (داتن) رئيس زندان ازدواج کرده است. روزي «ميراندا» در هيئت يکي از زنداني هاي رواني ووداورد از خواب بيدار مي شود و مي شنود که «داگ» را به قتل رسانده است. اما «ميراندا» چيزي به ياد نمي آورد و نمي تواند هم کارانش را به سالم بودن خود مجاب کند...

لوک مک نامارا» (جکسن) که در خانواده اي از طبقه ي کارگر در ايالت کانتي کات بزرگ شده، به کالج آيوي ليگ راه مي يابد. پس از آن تلاش مي کند در مدرسه ي حقوق هاروارد به ادامه ي تحصيل بپردازد، اما راه يافتن به هاروارد دشوار و مستلزم ابراز شايستگي هايي است. انجمن مخفي «جمجمه ها» از «لوک» دعوت مي کند تا عضو آن شود، و «لوک» که مي پندارد عضويت در انجمن باعث سهولت راه يابي اش به هاروارد خواهد شد، مشتاقانه دعوت را مي پذيرد...