وحشتناکترین اپیدمی که تا بحال مشاهده شده است تمام سئول را در بر گرفته است. مردم در برابر ویروسی که پخش می شود بی دفاع هستند و شمار مبتلایان روز به روز افزایش پیدا می کند…
سال ۱۹۵۰، کره جنوبی. یک کفاش ساده بنام «جین تائه» بهمراه برادر کوچکترش که یک دانشجو است، در یک خانواده فقیر اما شاد با مادرشان زندگی می کنند. زمانی که بین دو کره جنگ آغاز میشود، این دو برادر به اجبار به ارتش می پیوندند و به منطقه جنگی اعزام می شوند...
"می نا" دانش آموزی است که با مادر خود زندگی کرده و رویای داشتن یک دوست پسر خوب را در سر دارد. اما آیا مردی می تواند با معیارهای او به عنوان مرد ایده آلش مطابقت داشته باشد؟