اتریش در قرن هجدهم، زنی به نام اگنس در آستانه ازدواج با معشوق خود است، اما با افکار تاریک و غم و اندوه دست و پنجه نرم میکند. قوانین سفت و سخت آن زمان، مجازات مرگ را برای زنانی در نظر میگرفت که مرتکب قتل نوزاد میشدند.
مرگ مادرش، ریچی براوو را از خانه فرزندخواندهاش در ایتالیا به اتاق خواب نوجوانیش در اتریش بازمیگرداند، جایی که چارلتون هستون هنوز عضله دوسر خود را خم میکند و وینتو هنوز زنده است...