

داستان دربارهي زنی به نام "اِلنا مایکلز" است. او تنها زن گرگینه در دنیاست که سالها از تبدیل شدن او گذشته. اکنون بعنوان یک روزنامهنگار در نشریه تورنتو مشغول به کار است و تلاش میکند این راز خود رو پنهان نگه دارد. اگرچه بعد از اینکه سر و کلهی چند نفر در مخفیگاه گرگینهها پیدا میشود, مجبور میشود با گذشتهی خود روبرو بشود. این سریال بر اساس سری کتابهای "دنیای دیگر" (Otherworld) نوشتهي "کِلی آرمِسترانگ" است.


داستان سریال از جایی شروع میشود که دکتر پیتر فاراگات در یک آزمایشگاه سری که در قطب شمال واقع شده در حال آزمایش بر روی یک ویروس ناشناس و بسیار خطرناک میباشد ویروسی که میتواند حیات تمام موجودات روی کره زمین را به خطر بیندازد اما به آن ویروس الوده میشود. با رسیدن این خبر به مقامات ارتش آمریکا که از این تحقیقات خبرداشتند آنها تیمی از برترین محققین را که سرپرستی آن بر عهده دکتر آلن فارگات(برادر پیتر) میباشد را به محل آزمایشگاه فرستاده تا جلوی شیوع این ویروس خطرناک را گرفته و راه درمان آنرا پیدا کنند اما با گذشت زمان آنها متوجه میشوند که مسئولین کاملا با آنها صادق نیستند...


سریال درباره ی دختری جوان به نام ماری استوارت (Mary Stuart) ملکه اسکاتلند هست. ماری نوجوان یک ملکه خودکام ، زیبا و احساسی است که تازه به قدرت رسیده. او همراه با ۳ دوست صمیمی خودش به فرانسه فرستاده میشه و برای تضمین اتحاد استراتژیک اسکاتلند ، با فرانسیس پسر جذاب پادشاه فرانسه نامزد میکنه ولی این پایان بازی نیست و داستان به سیاست و دین و برنامه هایی که به احساس و قلب ربطی نداره کشیده میشه...


دختر گمشده داستان دختری اغواگر و زیبا به نام «بو» است، که قدرتهای ماورالطبیعه دارد اما چون در بین انسانها زندگی کرده نمی داند چه قدرتهایی دارد. تا اینکه در اولین سـ...س با دوست پسرش خون او را تا آخرین قطرات می خورد و از اینکه قدرت خون آشامی دارد وحشت می کند. با تحقیقاتی که انجام میدهد متوجه میشود که از موجوداتی افسانه ای با نام فی ها است. فی ها موجوداتی خیالی هستن که به عنوان انسان در بین افراد بشر زندگی می کنند و زیبا هستن اما در پس پرده از انسان ها تغذیه می کنند...


داستان ۵ جوان که به تازگی وارد اداره پلیس میشن و قدیمی ها فعلا باهاشون خوب نیستن و هر کدوم وارد یه بخش میشن یکی ارادی ، یکی گشت و … .داستان هر قسمت هم تقریبا از چند تا داستان تشکیل شده هم تو خیابون هم تو اداره و آخرش یه جورایی هر داستان تموم میشه و شخصیت ها داستان هاشون یا بهم میرسه یا نه …


داستان سریال در مورد یک واحد از نخبگان پلیس کانادا است که مانند گروه ضربت عمل میکنند.آنها معمولا مسئولیت رسیدگی به مسائلی چون گروگان گیری،بمب گذاری و دستگیری افراد مسلح و خطرناک را به عهده میگیرند.این گروه مجهز به وسایلی با تکنولوژی بالا میباشند.روش کار آنها نیز به این صورت است که ابتدا با فرد خلافکار مذاکره میکنند و در صورت عدم پاسخگویی این روش دست به اقدام عملی میزنند…