

این سریال نگاهی به سندیکای جرم و جنایت سازمان یافته در لس آنجلس دارد. چارلی هاورفورد یک کلاهبردار شکست خورده است. اما او عقب نمی نشیند و حس ششم خارق العاده اش را به کار می گیرد و برای خانواده ای که بیشتر قرارداد های ساختمانی لس آنجلس را در دست دارند، مشغول به کار شده و برای آنها قراردادهایی تضمین شده فراهم میکند. این روال ادامه دارد تا اینکه یک ضربه به سر چارلی، همه چیز را عوض میکند و طرز فکر جدیدی به او می دهد...

از شش سال پیش که مادرشان به اتهام جرایم مرتبط با مواد مخدر به زندان رفته بود، ریموند از برادرش که حال ده ساله شده نگهداری میکرده است. اکنون که مادرشان از زندان آزاد شده و به نظر میرسد میخواهد دوباره خانواده را سر و سامان بدهد، ریموند برای محافظت از برادرش تصمیم میگیرد با او به سمت سواحل کالیفرنیا فرار کند...


داستان سریال با بازگشت پزشکی به نام TC Callahan از ماموریت دشوار جنگی از افغانستان به کشورش و ورودش به شیفت شب بیمارستان San Antonio Memorial شروع میشود جایی که TC Callahan و تیم همکارانش از هفت شب تا هفت صبح باید در تلاش و جدالی دوگانه برای نجات جان بیماران و مواجه با حقایق دشوار اداره بیمارستان باشند. اما حالا شیفت شب بیمارستان تحت مدیریت Michael Ragosa در اومده که بیشتر به فکر کاهش هزینه هاست تا ارایه خدمات بهتر به بیماران و TC که در ارتش هم نشان داده فرد جسوریست و با عبور از قوانین و مخالفت با مقامات بالاتر از خودش مشکلی نداره وارد نبرد با Michael و معاونش Jordan Alexander دوست دختر سابقش میشود.


Harry Bosch مامور پلیس لس آنجلس که برای دومین بار متهمی را به اشتباه به قتل میرساند، منتظر رای دادگاه می باشد که ممکن است او را از کارش تعلیق کند. او همچنین در این بین پرونده قاتل سریالی را دنبال میکند که این قاتل بچه های کوچک را هدف قرار میدهد و معلوم نیست تا کنون چند بچه سر به نیست شده اند و تنها استخوان هایی از آن ها باقی مانده است...