

داستان در دهه ۸۰ میلادی در شهر ساحلی لانگ ایلند اتفاق می افتد. پس از ناپدید شدن یک پسر جوان، تحقیقات برای پیدا کردن او آغاز میشود. خانواده، دوستان و پلیس محلی همگی درگیر معمای گم شدن این پسر هستند. اهالی شهر بعد از مدتی متوجه می شوند دولت، نیروهای ماورای طبیعی و یک دختر کوچک در گم شدن پسر دست داشته اند...


داستان سریال حول شخصیت مرد جوانی به نام Kyle Barnes متمرکز شده است که از کودکی روح و جانش تحت تسلط شیاطین قرار گرفته است و حال قصد دارد با کمک کشیشی به نام Anderson که خود نیز به نحوی تحت تسلط شیاطین می باشد علت این امر را دریافته و به زندگی عادی خود بازگردد.اما در تلاش برای یافتن پاسخ پرسش های خود با حقایقی آشنا می گردد که نه تنها سرنوشت او بلکه سرنوشت کل بشریت را می تواند تغییر دهد.


سریال داستان مبارزه و بر سر قدرت ماندن است. داستان قانون شکنی و سر خم فرو نیاوردن در مقابل فانون و قانون گذار. داستان زندگی دویست ساله مردان و پسرانی که در دل تپه ها و بیشه زار های رشته کوه آپالاش سکونت دارند. قبیله ای همچون یک خانواده که اعضایش با هم اُخت گرفته و در نگه داشتن عهد و پیمان وفاداریشان استوارند و هر قومی بخواهد حد و مرزی را برای فارل ها مشخص کند، باید خود را برای نبردی حماسی با آنها آماده کند...

داستان فیلم درست از جایی آغاز می شود که قسمت اول (Divergent) به پایان رسیده بود. تریس (شیلین وودلی) و فور (تئو جیمز) پس از فرار به بیرون دیوارها و خارج شدن از جامعه تحت کنترل، با گروه هایی در بیرون از مرز روبرو شده اند که با یکدیگر متحد هستند و یک هدف دارند؛ گروهی که Amity نام دارد و توسط زنی به نام جوآن (اوکتاویا اسپنسر) سرپرستی می شود. زنی که تریس نمی داند آیا او هم قدرت ماوراء طبیعی دارد یا خیر...