
این داستان در اواخر دوره ی گوریو و اوایل دوره ی چوسان اتفاق می افتد، وقتی دو دوست بخاطر اختلاف نظر درباره کشور خود، دشمن یک دیگر میشوند. سو هوای فرزند فرمانده سو گئوم میباشد . وی جنگجوی ماهریست که در مقابل بی عدالتی سکوت نمیکند. او زندگی بسیار سختی دارد اما با این حال بازم لبخند میزند. از طرفی نام سان هو فرزند زنی از طبقه پایین، فردی باهوش و با استعداد میباشد که سعی میکند تا امتحان خدمت سربازی را قبول شود کسی که رویایش را بخاطر رسوایی فساد پدرش از دست داده حالا نیز به علت یک سوتفاهم وارد یک درگیری با سو هوای میشود…

یک کارآگاه باتجربه درخواستی ویژه از سوی پدر و مادر یک بچه گمشده دریافت میکند که از او تقاضا کرده اند به پرونده دخترشان رسیدگی کند. آدمربا پلیس را گمراه کرده است و این خود باعث مرموز تر شدن پرونده شده است. حال پیشگویی پیدا شده که هم محل نگهداری بچه را میگوید و هم اینکه تنها این کارآگاه می تواند او را نجات دهد...


داستان این سریال در مورد خبرنگاران یک شبکه ی خبری است که به دنبال کشف حقیقت اند . چویی این ها ( Park Shin Hye ) خبرنگاری است که سندرم پینوکیو دارد . هر وقت که بخواهد دروغ بگوید یا تظاهر کند ، به شدت دچار***که شده و خودش را لو میدهد . چویی دال پو ( Lee Jong Suk ) خبرنگار یک شبکه ی تلویزیونی است و با این که خوشتیپ است ولی نمیداند چطور باید رفتار کند که دیگران او را دست کم نگیرند ولی با این حال خبرنگاری موفق است که حافظه ی تصویری هم دارد. این دو در طول سریال با هم آشنا شده و عاشق یکدیگر میشوند.


قصه ی یک پادشاه و خانوادهاش که برای حفظ امپراتوری تلاش میکنند را بازگو میکند و مضمون آن هم به احقاق حق و عدم تغییر سرنوشت ازلی انسانها برمیگردد. امپراتور پدر میخواهد برای “لی هون” ولیعهد خود همسر انتخاب کند. لی هون، عاشق دختری به نام “یئون وو” میشود و از پدرش میخواهد که آنها را به ازدواج هم در آورد. “یئون وو” که دختری اشراف زاده هست همسر ولیعهد میشود و همه از هوش و درایت او تعجب میکنند. ملکه مادر و دیگر وزیرها که از انتخاب او برای همسری ولیعهد ناراضی هستند برای او تلهای میگذارند که “یئون وون” محکوم به مرگ میشود…