
در شهر لندن و در یک رستوران روسی یک باند مافیای روسی فعالیت میکند. ریاست این گروه بر عهده «سیمون» و پسر کله شقش «کریل» است. راننده کریل، «نیکلای» خود را به همه افراد ثابت میکند و تنها شرطی که باید بپذیرد فراموشی خانوادهاست گرچه خود او هم از این بابت ناراحت نیست زیرا نسبت به پدر و مادرش هیچ احساسی ندارد. نیکلای مرموزی که حتی خود کریل هم او را درست نمیشناسد، به سادگی دشمنان خانواده جدیدش را از بین میبرد و پلههای ترقی را طی می کند، هرچند که هیچ کس هویت واقعی او را نمیداند.

فوتبال ورزشی فراتر از تاریخ انگلستان و میل شدید به خشونت در این کشور میباشد. موضوع جستجو برای مردانی قوی برای پیوستن به ارتش بود و نبرد در میدان جنگ بود فرهنگ فراموش شده مردان آنگلو ساکسون (نژاد ژرمن مهاجر جزیره) این است که استفاده از مشت و خشونت به عنوان مخدر بسیار تأثیرگذارتر از ترکیب دو کار آمیزش جنسی و مصرف مخدر واقعی با همدیگر است و تسلی بخش تر خواهد بود...

شان ۲۹ سال دارد و یک زندگی کسل کننده را ازسرمی گذراند. لیز، نامزدش وی را ترک کرده و مادرش با مردی ازدواج کرده که وی او را دوست ندارد. او با اد، دوست وفادارش زندگی می کند. شان می خواهد زندگیش را درست کند تا لیز را بازگرداند. ناگهان مردگان از گور برمی خیزند و مثل زامبیها شروع می کنند به آدم خواری. شان با کمک اد برای نجات مادرش و لیز می شتابد.