شوالیه گودفروی دو مونتمیریل و سرپرست ژاکوئیل در سال ۱۷۹۳ گیر افتاده اند. هر دو با استفاده از حیله و تزویر برای رهایی از قید و بند خود ، در تلاش برای تغییر زمان خروج شرکت می کنند.
سیمون یک خانه رعیتی مخروبه را در فرانسه به ارث می برد و همین باعث می شود تا بهمراه شوهر و دو فرزندش به آنجا نقل مکان کنند. او رویاهایی برای آنجا در سر دارد و فکر می کند رسیدن به آنها کار دشواری نیست، اما شاید او اشتباه فکر می کند...