وندیاثوان برای عبور از سرزمین چولا برای رساندن پیامی از ولیعهد آدیتا کاریکالان حرکت می کند. کوندوای تلاش می کند تا صلح سیاسی را در حالی که دست نشاندگان و رؤسای خرده پا بر علیه تاج و تخت توطئه می کنند برقرار کند...
جنی و شیوا دوستان دانشگاهی به دلیل سوء تفاهم راه خود را از هم جدا می کنند. اگرچه آنها عاشق هستند و می دانند که نمی توانند بدون یکدیگر زندگی کنند، اما نفس آنها مانع از اتحاد آنها می شود...