زنى اشرافى، دختر دوك هفتم چالفونت، با خوانندهاى ايتاليايى كه از تبار مردم عادى است، ازدواج مى كند و از خانواده طرد مى شود. « لويى » ( پرايس )، پسر او، كه از داشتن عنوان دوك محروم شده، سوگند مى خورد از خانواده ى مادرش انتقام بگيرد.
وقتی نیروهای آلمانی وارد پراگ می شوند، "دکتر بوماچ" به انگلستان فرار می کند. دختر او "آنا" موفق به فرار می شود تا به پدرش بپیوندد اما گشتاپو موفق به ربودن هر دوی آنها و بازگشت به برلین می شود...