
اواخر دهه ي ۱۹۸۰. «بابي» (فينيکس) و «جوزف» (والبرگ) دو برادر هستند که راهشان از هم جدا شده است. «جو» در ادامه ي راه پدرش، «برت» (دووال) وارد پليس نيويورک شده است ولي «بابي» اداره ي يک کلوب شبانه در بروکلين را به عهده دارد. مالک کلوب او يک قاچاقچي مواد مخدر (موشونوف) است که با مافياي روسي ارتباطاتي دارد. «جو» و گروه ضربت شبي به کلوب حمله مي کنند و خيلي زود «جو» کشته مي شود...


اين سريال زندگي يک سري بازيگر نويسنده مخصوصا زندگي رييس نويسندگان يک برنامه تلويزيوني کمدي را به نمايش ميگزارد. داستان از انجا شروع ميشود که با تغيير رييس سازمان زندگي روزمره انها تغيير مي کند و باعث ميشود که زندگي رييس نويسندگان دچار مشکلاتي شود.رييس سازمان که خود ادم بسيار موفقي است سعي دارد تا زندگي کارمندان خود را بهتر کند...

«مک لاکلین» (کیج) و «جیمنو» (پنیا) در بین پلیس هایی بودند که پس از حمله به برج های مرکز تجارت جهانی، تلاش کردند مردم را از آن عمارت ها بیرون بکشند. وقتی برج ها فرو ریخت، «مک لاکین» و «جیمنو» هر دو در طبقه ی پنجم بودند و هر دو جزء آخرین آدم هایی بودند که زنده از لابه لای ویرانه های برج ها بیرون کشیده شدند و …