

داستان در مورد دو پسر نوجوان به نامهای لوکاس و فیلیپ است که در کابین با هم قرار میگذارند، اما در حین ملاقات تبدیل به شاهدین قتل می شوند. آنها در حالی که میخواهند رابطه شان را به عنوان یک راز نگه دارند، باید حادثه ای را که دیده اند، از بقیه پنهان کنند. آنها از ترس اینکه قاتل به سراغشان بیاید مدتی سکوت کرده و به کسی چیزی نمی گویند، اما بزودی قانع میشوند که نمی توانند این حادثه را انکار کنند...


داستان دربارهی وین، پسر جوانی می باشد که در منطقه Letterkenny زندگی میکند و میخواهد از مزرعه اش در برابر دنیای اطرافش که مدام در حال تغییر و تحول است، محافظت کند. مردمان آنجا به سه گروه تقسیم می شوند: Hicks، Skids و Hockey Players. این سه گروه مدام سر مسئله های ناچیز با یکدیگر درگیر میشوند و...


داستان سریال از سال ۱۹۶۷ میلادی با گم شدن دختر نوجوان یکی از وکلای خوش نام شهر لس آنجلس و آغاز تحقیقات گروهبان پلیسی به نام Sam Hodiak برای یافتن او آغاز می شود و از آنجا که کسی در آن دوران تمایلی به همکاری با او به عنوان پلیس ندارد مجبور به کمک گرفتن از مامور مخفی یاغی و سرکشی به نام Brian Shafe می گردد. تحقیقات مشترک آنها را سرانجام به مخفیگاه رهبر فرقه آنارشی گرایی می کشاند که زنان ساده لوح و آسیب پذیر را ترغیب به پذیرفتن فرقه او جهت استفاده از آنها برای رسیدن به اهداف هولناکش می کند...

ملیسا با همسر معلولش ریچ، که هنگام کار دچار حادثه و برای همیشه ویلچرنشین شده، زندگی می کند. آن ها زندگی سختی را می گذرانند. ملیسا در سوپرمارکتی کار می کند که صاحبش مرد هوس باز و بی رحمی ست و در حالیکه می داند ملیسا حامله است اما او را برای شیفت شبِ فروشگاه در نظر می گیرد. از سویی دیگر، جاستین، معشوقه ی قبلی ملیسا هم گهگاه مزاحم او می شود و این اتفاقات، زندگی را برای ملیسا سخت و سخت تر می کند...