
داستان در مورد خانواده مورفی ها می باشد که همیشه دچار بدشانسی میشوند. چند قرن پیش یک جادوگر جد بزرگ آنها را نفرین کرده و این نفرین نسل هاست که با خانواده شان همراه است. طی آخرین بدشانسی این خانواده که خانه شان خراب میشود، آنها مجبور میشوند به خانه مکان کنند که در آنجا اتفاقات جالبی برایشان رقم میخورد...


کاراگاه مخفی، گریس، با نفوذ به یکی از بزرگترین گروه خلافکاران شهر بدنبال کسب اطلاعات درباره رئیس این گروه به نام جیمی بود که در این میان پسرش بدست افراد ناشناسی ترور میشود. گریس که خود را مقصر این اتفاق میداند حاضر است دست به هر کاری بزند تا قاتل فرزند خود را پیدا کند. اما از طرفی وضعیت روحی و روانی او در حد مطلوبی نیست و پلیس وی را بطور موقت از فعالیت کنار میگذارد اما گریس دست بردار نیست و سرخود بار دیگر وارد گروه خلافکاران میشود ولی اینبار مشکلات جدیتری در انتظار اوست...