

از طریق چشمان اعضای مختلف ارتش جمهوریخواه ایرلند (IRA)، افراطهایی را که برخی افراد به نام اعتقادات خود به آنها میروند، بررسی کنید، راهی که یک جامعه عمیقاً تقسیمشده میتواند ناگهان به درگیریهای مسلحانه تبدیل شود، سایه طولانی خشونت رادیکال برای هر دو. قربانیان و مجرمان، و هزینههای عاطفی و روانی یک کد سکوت.


راس پولدارک تصمیم میگیرد برای اینکه به جرم قاچاق محاکمه نشود، دختر مورد علاقه اش الیزابت را ترک میکند و به ارتش ملحق شود. وقتی ۳ سال بعد به خانه بر میگردد متوجه میشود که پدرش مُرده، خانه بزرگ آنها ویران شده، ثروتشان از دست رفته و معشوقه اش به نامزدی پسر عمویش در آمده است. او در راه برگشت به خانه دختری را از کتک خوردن نجات میدهد و او را به عنوان خدمتکار آشپزخانه استخدام میکند، اما همشهریهایش از برگشتن بچه پولدار شهرشان که قصد پس گرفتن موقعیتش اجتماعیش را دارد زیاد راضی نیستند و همین باعث ایجاد بر خوردهایی بین آنها و راس میشود که عواقب ناخوشایندی را برای وی در پی دارد...