

سریالی پیرامون کاراکتری به اسم Raymond Reddington که در سریال لقبش ”Red” هست خواهد بود . Red که یکی از مشهور ترین تبهکاران تحت تعقیب است ناگهان تصمیم میگیره خودش رو تسلیم پلیس کنه و کمک کنه هر کسی رو که باهاش تاحالا کار میکرده رو معرفی کنه ولی تنها شرطش اینه که با مامور FBI تازه وارد Liz Keen همکاری میکنه…


این سریال که بر اساس کتابی به همین عنوان ساخته شده، شما را به دنیای نوجوانان خانوادههای ثروتمند «منهتن» میبرد. «سیرینا» و «بلر» شخصیتهای اصلی این سریال هستند که سر همه چیز با هم رقابت دارند، از لباس گرفته تا دوست پسر و برای رسیدن به هدفشان از هیچ کاری دریغ ندارند. داستان سریال از زبان دختری روایت میشود که ما هیچوقت در سریال او را نمی بینیم ولی اینطور که از شواهد پیداست یکی از دانشجوهای کالجیست که «سیرینا» در آن درس میخواند. اين دختر خاله زنک کوچکترين اتفاقات روابط دختر پسرها رو زير نظر دارد و هر اتفاقي که ميافتد بعد از مدتی کوتاه در وبلاگ او و موبايل دانشجوهاي کالج منتشر ميشود...

«ويلي استارك» ( شان پن ) سياستمداري است كه در پي يك پيروزي چشمگير در انتخابات فرمانداري لوئيزيانا به سمت فرماندار ايالت برگزيده شده است. برنامه هاي استارك در خصوص حمايت از فقرا و گرفتن مالياتهاي بسيار زياد از ثروتمندان دشمنان فراواني را براي وي به وجود آورده كه وي را به رفيق بازي و فساد مالي متهم ميكنند. دست راست و مشاور ويلي روزنامه نگار جواني است به نام «جك بردن» (جود لاو) كه خود از خانواده ثروتمندي ميباشد. او مابين دوستي با ويلي و خيانت به طبقه ي خودش درگير شده و نميداند نهايتآ بايد طرف كدام يك را بگيرد. خطرناكترين دشمن ويلي استارك مردي است به نام «اروين» ( آنتوني هاپكينز ) كه در ضمن پدرخوانده ي جك ميباشد و حاضر نيست در برابر حملات استارك كمر خم كند.