

داستان سریال در میامی اتفاق میافتد و درباره جوانی هکر به نام “ایزی” (اوتمارا ماررو) است که ایده ساخت یک ارز دیجیتالی به نام GenCoin را در سر دارد. اما او نیازمند حمایت مالی است به همین دلیل با فردی به نام “نیک” (آدام برودی) شریک میشود. نیک یک کارمند ارشد بانک است که مقداری پول به طور مخفیانه برای سرمایهگذاری در این پروژه سرقت میکند اما ردپای به جا مانده از او، راه را برای یک مامور سرسخت FBI (مارتین فریمن) هموار میکند و...


Michael Westen (جاسوس!) وسط یک عملیات توی نیجریه، حکم سوختگیش رو دریافت میکنه! «به عنوان جاسوس وقتی میسوزی، نه پولی داری، نه کاری، نه سابقهی کار، هرجایی ولت کنند مجبوری همونجا بمونی. روی هرکسی که هنوز باهات صحبت میکنه حساب میکنی. خلاصه تا وقتی نفهمی که چه کسی تو رو سوزنده هیچ جا نمیری.» مایکل رو وسط Miami ولش میکنند. زادگاهش، جایی که مادرش و برادرش زندگی میکنند. تمام تلاشش اینه که بفهمه کی حکم سوختگیش رو داده. این وسط برای اینکه زندگیش بگذره با کمک دو نفر از دوستانش عملا نقش Private detective رو هم بازی میکنه. روایت قصه، اول شخص هست. خود مایکل قصه رو روایت میکنه...