آلمان شرقي. وقتي «لنرد برنستاين» حاضر به شرکت در فستيوال فرهنگي آن کشور نمي شود، قرعه به نام خواننده ي راک اندرول، «نيک ريوز» (کيلمر) مي افتد و او به جاي «برنستاين» به آن جا مي رود اما درگير يک سري ماجراهاي جاسوسي مي شود...
اوايل قرن بيستم «جان ريد» (بيتي)، روزنامه نگاري راديکال، رابطه اي پرفراز و نشيب با نويسنده اي به نام «لوييز برايانت» (کيتن) دارد.«ريد»، هم چنين با گروهي از شخصيت هاي سرشناس معاصر خود برخوردها و رفت و آمدهايي داشته است.
«ژنرال زد» (استامپ) و هم دستانش «اورسا» (داگلاس) و «نون» (اوهالوران)، به طرز غير منتظره اي در اثر انفجار يک بمب هيدروژني در فضا از اسارت آزاد مي شوند و براي گرفتن انتقام از«سوپرمن» (ريو)، پسر «جورال»، به زمين مي آيند...