

داستان سریال دربارهی زندگی مرد جوانی به نام شان مورفی است که در شهر کوچکی زندگی میکند. او که مبتلا به سندروم ساوانت اوتیسمی میباشد ، یک رزیدنت بخش اطفال است که با توجه به ناتوانی پیشرفتهاش ، علیرغم اینکه یک رزیدنت نابغه به شمار میرود و با مهارت به درمان اطفال میپردازد ، در زندگی دچار مشکلاتی مانند برقراری ارتباط اجتماعی میباشد. او برای اینکه بتواند یک جراح کودکان شود با تلاش خود و با کمک دوستانش بر ناتوانیهای خویش غلبه میکند و موانع را کنار میزند...

لینزی که یک استاد روانشناس جوان میباشد بین دو تصمیم مهم برای زندگی اش گیر کرده است. او باید انتخاب کند یا برای کسب شغل رویاهایش به سفر برود یا اینکه برای ازدواج با مرد رویاهایش در زادگاه خود بماند. در شبی مه آلود یک درشکه چی به کمک لینزی می آید و سه سال آینده را برای او به ارمغان میاورد تا به او نشان دهد که زندگی اش چگونه خواهد شد ...