پسری یتیم که از زبالهدان نجات پیدا کرده بود، به برادر بزرگترش که در حومه گوا زندگی میکردند و تحت کنترل یک باند مواد مخدر بود، بسیار وابسته شد. هر دوی آنها به ستارههای فوتبال تبدیل شدند، اما مرگ مشکوک مادر آنها تهدید کرد که آنها را از هم جدا کند.
نهها، زنی که حافظهاش را از دست داده، به جزیرهای آرام در اسکاتلند میرود تا زندگی جدیدی را آغاز کند. اما او نمیداند که همسرش یک راز تاریک دارد که میتواند همه چیز را خراب کند.