دو کارآگاه به یک شهر کوچک معدنی در کوههای آستوری فراخوانده میشوند، جایی که زن جوانی که ماهها مرده بود، ناگهان ظاهر شده و کارآگاهان را وادار به این سوال کرد که چه نیروهای تاریکی در کار هستند...
آلما پس از از دست دادن حافظه خود در یک تصادف عجیب و غریب که منجر به کشته شدن بیشتر همکلاسی هایش می شود، سعی می کند آنچه را که در آن روز اتفاق افتاده است به یاد آورده و هویت خود را باز یابد.
"والریا" نویسنده ای است که در دو مورد به بن بست رسیده است، اولی ارتباط با همسرش دومی نوشتن. اما ارتباط او با دوستانش "کارمن"، "لولا" و "نارا به او آرامش می دهد ...