پس از آنکه تروریستها یک هواپیمای مسافربری را به گروگان میگیرند، یک سرباز وظیفه که در هواپیما حضور دارد، با خنثی کردن نقشه تروریستها و نجات جان مسافران در هنگام نقص فنی موتور، جان آنها را نجات میدهد.
با الهام از شورش چریکی نکسالی-مائوئیست در بَستَر چاتیسگره، یک افسر ارتش مأموریتی را برای نابودی گروهی از شورشیان جداییطلب مائوئیست که عامل قتلعام یک گروه نظامی بودهاند، رهبری میکند.
عشق پسر به پدرش عمیق و بیقیدوشرط است، اما پدر به دلیل مشغله کاری، کمتر فرصت دارد با پسرش وقت بگذراند. این موضوع باعث میشود که پسر احساس کند پدرش او را دوست ندارد و این احساس، باعث میشود که بین پدر و پسر اختلاف ایجاد شود...