
فرشته ای که مآمور هدایت ارواح مردگان پس از مرگ آنهاست (نیکلاس کیج)، به اقتضای وظیفه اش، با آدم*ها و زندگی آنها آشنا می*شود. زندگی آدم*ها روی زمین برای او موضوع جالبی بوده تا اینکه عاشق دختر پزشکی می*شود (مگ رایان) که به خاطر فوت بیمارش در حین عمل جراحی قلب، متآثر شده و روی پلکان بیمارستان محل کارش، گریه می*کند. علاقه به آن دختر و اشتیاق برای درک احساس او و آدم*های دیگر نسبت به زندگی و کشف علت علاقهء آنها به زندگی زمینی،

داستان در اواسط دهه ی ۶۰ میلادی جریان دارد، گروهی از دوستان دبیرستانی که در نزدیک شمال شیکاگو زندگی می کنند. آنها مهمانی می گیرند، دیوانه بازی در می آورند و با دوستان جدید ملاقات می کنند و در کل به طور تمام و کمال از زندگیشان لذت می برند. اما زمانی که دو نفر از آنها با جنایتکاران بزرگ آشنا می شوند، مسیر زندگی خود را تغییر می دهند و...