

ناشیکو جیپنشا، دختر دبیرستانی که در شهر اونومیچی استان هیروشیما زندگی میکند، پس از اخراج از خانه اش دچار مشکل شد. او گفت "جایی برای وقت گذرانی با دوستانم ندارم..." هنگامی که نائوکو شنید که سالنی که پدرش در گذشته اداره میکرد خالی شده، تصمیم گرفت آن را بازسازی کند تا جایی برای جمع شدن همه باشد.


ویستریا دختر یتیمی است که در انتهای قرن نوزدهم در گوشه ای از امپراتوری بریتانیا زندگی می کند. زندگی او متروک و تاریک است – تا اینکه با مالبوس، موجودی جاودانه قدرتمند اما به همان اندازه تنها با ظاهری پشمالو، که توسط شکارچیان شکار شده است، روبرو می شود. ویستریا و مالبوس با هم در امپراتوری پرسه می زنند – پرجمعیت از انسان ها و جانورانی شبیه انسان – در جستجوی مکانی که بتوانند در صلح با هم زندگی کنند.


آکادمی سحر و جادو آرنولد مدرسه ای برای نخبگان است... و ری وایت فقط پسر معمولی شماست. در واقع به نظر می رسد که او اصلاً در جادو مهارت خاصی ندارد و کمی کلوتز است. به همین دلیل است که او هیچ ربطی به این شایعه ندارد که یکی از جادوگران بزرگ، جادوگر یخی، یکی از اعضای کلاس ورودی است ... درست است؟