
ان (سارا پلی) یک مادر ۲۳ ساله سختکوشی است که دو دختر و شوهری (اسکات اسپیدمن) بیکار دارد و مادری که زندگی خود را شکست خورده میبیند، و پدر زندانی که ده سال است او را ندیدهاست. او شبها به عنوان نظافت چی در یک دانشگاه کار میکند. او هیچ انگیزهای ندارد. بعد از بررسیهای پزشکی و تشخیص سرطان آندومتر زندگی اش به طور چشمگیری تغییر میکند.او تنها دو ماه زنده میماند. ان تصمیم میگیرد به هیچ کس درباره وضعش چیزی نگوید، و به دیگران میگوید که کم خونی دارد. ان قبل از مرگ لیستی از کارهای که باید انجام دهد تهیه میکند…

موری یک پری نگهبان مذکر است که سعی دارد به آنابل کمک کند تا به این آرزوی ساده ی خود برسد که پدرش، اولیور که یک راننده ی تاکسی است، نقش اصلی یک تئاتر موزیکال در برادوی را به دست آورد. متاسفانه عصای جادوئی موری خراب شده است، و دو جادوگر بدذات به اسم کلادیا و بوتز نیز گردهمائی پریان را تهدید می کنند...

هیدز با نیروی شیطانیش، هركول پسر زئوس و هرا، خدایان یونانی را به انسان فانی تبدیل می كند و به زمین می فرستد و تا زمانی كه هركول قهرمان واقعی نشود، نمی تواند نزد خدایان باز گردد. او پس از آموزش نزد فیلو موفق می شود تا شهر را از وجود هیولایی غول آسا نجات دهد و سپس عاشق مگ می شود و ...