بنجامین گارسیا از ایالات متحده دیپورت می شود.پس از بازگشت به خانه او وارد تجارت مواد مخدر شده و برای اولین بار در زندگی اش به هر چیزی که می خواهد می رسد.اما به سرعت متوجه می شود زندگی تبهکارانه همیشه هم به او وفا نمی کند...
مکزيکو، زمان حال. «جان کريسي» (واشينگتن)، مأمور سابق سيا را که دائم الخمر هم شده، «ساموئل راموس» کارخانه دار (آنتوني) و همسر امريکايي اش، «ليزا» (ميچل)، استخدام مي کنند تا از دخترشان، «پتيا» (فانينگ) مراقبت کند. اما کمي بعد «پتيا» را مي ربايند و «کريسي» گلوله مي خورد...