
«آپولو کريد» (وودز)، رقيب سابق و دوست فعلي «راکي»، در مسابقه اي با ضربه ي چپ کوبنده ي بوکسوري غول پيکر از شوروي به نام «ايوان دراگو» (لوندگرن) بر زمين مي افتد و مي ميرد. «راکي» نيز عنوان خود را مي گذارد تا بتواند در مسابقه اي غير رسمي با «دراگو» ي آماتور، در خود شوروي شرکت کند.

"جو" پس از مرگ پدرش به غرب وحشی میرود تا تبدیل به یک مرد واقعی شود. او از اسلحه، دعوا و خشونت بیزار است و عاشق شعر خواندن است. همچنین دوچرخه را به اسب ترجیح می دهد. سه معلم او هرکاری میکنند نمی توانند آموزش های لازم برای جنگیدن و دفاع را به او یاد دهند، تا اینکه "جو" عاشق یک دامدار جوان می شود و بخاطر حسادت مردی مسلح بنام "مورتون" به عشق آنها، تصمیم میگیرد از خود دفاع کند...

«فلیکس شرمن» (سیگال) در یک کتابفروشی کار میکند و بیشتر دوست دارد خود را نویسندهای ناموفق بداند. او به سرایدار بلوک آپارتمانی محل اقامتش، «راپزینسکی» (ساندولسکو) خبر میدهد که یکی از ساکنان بلوک بهنام «دوریس» (استرایسند) دختری است که از آپارتمانش بهعنوان خانه بدنام استفاده میکند. بهزودی «دوریس» که بازیگر / مُدل است سراغ «فلیکس» میرود و با او رابطهای نزدیک پیدا میکند. آن دو دچار مشکلات بسیاری میشوند، اما بهرغم دل مشغولیهای متفاوتشان کنار هم میمانند...