وقوع مجموعه ای قتل ها در یک شهر مردم آنجا را شوکه میکند تا جایی که آنها باور میکنند که تمام این قتل ها کار یک موجود افسانه ای به نام "گولم" می باشد که از دوران های تاریک بسیار دور آمده است...
تارزان که به زندگی در شهر لندن عادت کرده است، باری دیگر به خانه اصلی اش در جنگل فرا خوانده میشود تا در مورد فعالیت هایی که در محل اردوی یک معدن صورت میگیرد، تحقیق کند...
دیو یک خلافکار معتاد است که در لندن زندگی میکند.زمانی که کارهای او باعث مرگ بهترین دوستش می شود، بسیار پشیمان شده و آرام و قرار ندارد. سرانجام او با کشف اسلام و مسلمان شدن کمی آرام می شود، اما عذاب وجدان و کارهای گذشته اش او را رها نمی کنند...