
نلسون مردی است که در شهر سان فرانسیسکو به شغل مديريت امور تبليغاتی مشغول است. يکروز در محل برگزاری تست رانندگی با زنی به اسم سارا آشنا می شود. سارا با ديگر زنهائی که تاکنون در زندگی نلسون بوده اند تفاوت دارد و نلسون جذب رفتار او می شود. نلسون به سارار اظهار علاقه می کند و سارا به او پيشنهاد می دهد که با هم يکماه رابطه داشته باشند و در اين مدت سارا به او کمک کند تا انسان بهتری شود و سپس او را ترک کند. نلسون در اين مدت می کوشد تا سارار به را خودش علاقمند سازد تا بلکه با او زندگی خوبی را شروع کند اما او رازی را که در پشت کوتاهی اين رابطه عاشقانه سارا است نمی داند.

«کارآگاه هري کالاهان» (ايست وود) پس از دستگيري موفقيت آميز گروهي قاچاقچي مشروب، به فرمان رئيسش «سروان مکي» (ديلمن) به دليل رفتار خشونت آميزش از بخش جنايي به کارگزيني منتقل مي شود. در همين بين، گروهي اوباش به زرادخانه اي دستبرد مي زنند. اما خيلي زود «کالاهان» به بخش جنايي باز مي گردد و وارد عمل مي شود.